فرضیات بدیهی حسابرسی و اهمیت آن ها (مصاحبه دکترا)
فرضیات بدیهی حسابرسی (Auditing Fundamental Assumptions) به مجموعه ای از اصول و باورهای پایه ای گفته می شود که حسابرس برای برنامه ریزی، اجرای آزمون ها و ارائه اظهار نظر خود به آن ها تکیه می کند. این فرضیات بدون نیاز به اثبات، پایه ای برای انجام حسابرسی حرفه ای و منطقی فراهم می کنند.
مهم ترین فرضیات بدیهی حسابرسی عبارتند از:
1) فرض استمرار فعالیت (Going Concern): فرض می شود که شرکت در آینده قابل پیش بینی به فعالیت خود ادامه خواهد داد و قصد یا نیاز به انحلال یا توقف فعالیت ندارد. این فرض، ارزش گذاری دارایی ها و بدهی ها و برنامه ریزی آزمون های حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد.
2) فرض واحد اقتصادی مستقل (Economic Entity): شرکت و مالکیت آن به عنوان یک واحد جداگانه از مالکان و سایر واحدها در نظر گرفته می شود. این فرض برای تشخیص مسئولیت ها و ارزیابی کنترل ها ضروری است.
3) فرض دوره مالی (Accounting Period):فعالیت های مالی شرکت به دوره های زمانی مشخص و قابل مقایسه تقسیم می شوند تا صورت های مالی قابل تحلیل باشند.
4) فرض واحد پولی پایدار (Monetary Unit): کلیه معاملات و دارایی ها باید به واحد پولی معین و قابل اندازه گیری گزارش شوند تا امکان مقایسه و تحلیل فراهم شود.
5) فرض ثبت و تحقق اطلاعات (Reliability of Records): فرض می شود که سوابق مالی و اطلاعات ارائه شده توسط مدیریت تا حد معقول قابل اعتماد هستند و حسابرس می تواند بر اساس آن ها برنامه ریزی کند.
این فرضیات، چارچوب منطقی و حرفه ای برای حسابرس ایجاد می کنند و به او کمک می کنند تا ریسک های حسابرسی را شناسایی، شواهد مناسب جمع آوری و اظهار نظر معتبر ارائه دهد.
در نهایت، رعایت این فرضیات بدیهی پایه ای برای کیفیت حسابرسی، افزایش اعتماد ذی نفعان و کاهش احتمال تحریف صورت های مالی فراهم می کند.