جنگ رمضان جنگ صفر یا صدی
جنگ صفر و صدی
احتمال پیروزی قاطع ایران در جنگ رمضان بیش تر از اسرائیل و متحدان آن/ اما چرا و چگونه؟
هنگامی که رژیم صهیونیستی با همراهی و حمایت کامل آمریکا، حملات ددمنشانه خود را علیه ایران آغاز کرد، جمهوری اسلامی ایران در مدت بسیار کوتاهی به این تجاوز پاسخ قاطعانه داد. اما در این بین چند مولفه اصلی وجود دارد که شانس پیروزی را برای کشورمان بیش از پیش افزایش می دهد.
ابتدا این که؛ جنگ رمضان، به عنوان یک جنگ تحمیلی، شرایطی را رقم زده که علی رغم مصائب و فقدان های عظیم و خسارات وارده به میهن، در مجموع به نفع جمهوری اسلامی ایران و تحت اختیار آن است. چرا که از یک سو، ایران با جمعیت، مساحت و منابع طبیعی فراتر از آمریکا و اسرائیل، در موقعیت استراتژیکی قوی تری قرار دارد. و از دیگرسو، این جنگ دهشتناک، به بهترین وجه ممکن، منجر به تقویت فوق العاده احساس ملی گرایی در میان مردم ایران شد. در مقابل،همان طور که بسیاری از رسانه های بین المللی اذعان داشتند، رژیم صهیونیستی، در همان روزهای آغازین جنگ، از ساکنین خود خواسته بود که اسرائیل را ترک نکنند. ولی با این حال، گزارش ها حاکی از حضور افراد بی شمار اسرائیلی در فرودگاه سرزمین های اشغالی در فرار به سمت مرز کشورهای همسایه، از جمله مصر است. لذا همین عامل می تواند مدیریت اجتماعی و اقتصادی اسرائیل را تهدید کند.
بنابراین، رژیم صهیونی در کنار بحران های نظامی، با تهدیدات اجتماعی- اقتصادی فراوانی مواجه شده است. در حالی که ایران هیچ گزارشی از فرار جمعیتی به مرزها و یا مسائل این چنینی نداشته است.
تفاوت و تضاد در تاثیرات سیاسی جنگ در ایران و اسرائیل، مولفه دومی است که بایستی مورد توجه واقع شود. به این معنا که در ایران، جنگ سبب تقویت مشروعیت، وحدت و انسجام روزافزون ملت و حاکمیت، و در نهایت همبستگی سراسری شده است. به طوری که حتی معترضان سیاسی نیز به حمایت از کشور پرداخته اند. اما در اسرائیل و آمریکا، تظاهرات علیه دولت و ناامنی سیاسی رشد کرده و مشروعیت حکومت ها را تهدید می کند. این تفاوت نشان دهنده این است که در ایران در دفاع ملی و مبارزه علیه تجاوز، از مقبولیت عمومی بالایی برخوردار است. در حالی که در اسرائیل، جنگ به عنوان یک اقدام تهاجمی، موجب نارضایتی روزافزون داخلی شده است.
مولفه سوم، مبحث حمایت متحدان ایران از آن و هم پیمانان آمریکا از ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است. کشور آمریکا که برای حفظ و صیانت از اسرائیل در منطقه، خود را وارد جنگ فرسایشی کرد، ولی تنها با گذشت نزدیک به ۴۰ روز از جنگ، مجامع بین المللی، شاهد سخنرانی ها و مواضع متناقض از رئیس جمهور آمریکا بودند! حتی کشورهای اروپایی نیز، بسیار محتاطانه و حساب شده خود را وارد باتلاق این جنگ نکرده اند. اساسا چنین اقداماتی به این معناست که متحدان اسرائیل کمتر به وجود و بقای آن نیاز دارند و لذا خطر مواجه با ایران را به جان نمی خرند .
رژیم آمریکایی_صهیونی که به دنبال نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران به واسطه رقم زدن یک انقلاب بزرگ در کشور بودند؛ انقلابی که کلید آن پیش تر با خالی کردن دست ایران به واسطه ترور شخصیت های مهم و حیاتی، نابودی نیروهای متحد آن در منطقه خورده بود، به همین دلیل، عملی شدن این اقدام را تاحدودی آسان ارزیابی می کردند. ولی با این وجود، حتی علی رغم چنین اقداماتی علیه ایران، این پروژه در هفته اول و دوم جنگ رمضان با شکست روبه رو شد، و بعد از این اتفاقات، متحدان ایران دریافتند هدف تنها تغییر رژیم در ایران یا توقف برنامه هسته ای نیست، بلکه به دنبال جایگزینی همسو با راهبردهای خود آمریکا و اسرائیل در غرب آسیا هستند. لذا، نکته مهمی که نمایان می شود این است که وجود نظام جمهوری اسلامی ایران، برای بقای متحدان آن در منطقه، حیاتی و استراتژیک تر، نسبت به اسرائیل برای متحدان غربی آن است. درواقع وجود نظامی همسو با اسرائیل و آمریکا در ایران و منطقه می تواند فشار زیادی را بر کشورهای نام برده وارد کند.
به عنوان نقطه عطف جنگ و مولفه نهایی، می تواند از تنگه هرمز، این آبراهه حیاتی نام برد. اساسا مسیر استراتژیک این تنگه که کنترل تمام و کمال آن در دست ایران، اهرمی قدرتمند در برابر جهان و اقتصاد وابسته به آن است. هرگونه انسداد و یا تهدید به قطع آن، منجر به اختلال جهانی در بازارهای نفت و اقتصاد می شود و فشار بین المللی را بر آمریکا و اسرائیل افزایش می دهد. افزون بر این مولفه ها، ایالات متحده با تجربه های ناکام خود در عراق و افغانستان، از اشغال زمینی خودداری می کند و نیروی کافی و لازم نیز برای حمله دریایی و زمینی در منطقه ندارد. بنابراین، شانس پیروزی ایران در این جنگ صفر و صدی، با توجه به عوامل داخلی، منطقه ای و بین المللی، بسیار بیش تر از اسرائیل و متحدانش پیش بینی می شود.
در مجموع؛ به نظر می رسد با گذشت نزدیک به ۴۰ روز از جنگ تحمیلی، مهم ترین اهدافی که آمریکا و اسرائیل در سر داشته اند با شکست مواجه شده است. هرچند ممکن است با رخداد اتفاقاتی، در تمام این محاسبات بازنگری صورت بگیرد.
در خصوص احتمال حداکثری پیروزی ایران در جنگ، بایستی تاکید کرد که جنگ فعلی، یک جنگ تمام عیار و صفر و صدی است. به این معنا که دیگر مقولاتی مانند آتش بس مطرح نمی باشد. چرا که چنین اقدامی، فرصت مجددی را به رژیم صهیونیستی و آمریکا خواهد داد تا در راستای اقدامات شوم خود با توان بیش تری تلاش کنند. نمونه بارز آن، همین جنگ فعلی است که درست، بعد از برقراری آتش بس در جنگ ۱۲ روزه، شاهد وقوع مجدد آن، با ابعاد وسیع تر در اسفندماه بودیم. به عبارت دیگر آتش بس ابزاری برای ترور، خیانت و قدرتمندتر کردن طرف مقابل است. بنابراین جنگ رمضان، نبرد سرنوشت ساز صفر و صدی بوده و امید است ایران پیروز این میدان باشد در غیر این صورت عواقب آن جبران ناپذیر است.
✍️🏻 ابوالفضل کاظمی| دانشجوی کارشناسی ارشد مسائل ایران دانشگاه شیراز