مقایسه بازدهی فعالیت زباله گردان با برخی مدیران سیاستمدار
کف خیابان ها، بهترین میزان سنجش بسیاری واقعیات روی زمین است؛ زباله گردها با زباله های دور ریخته و غیرقابل مصرف، لااقل نان یک خانواده را تامین می کنند اما بعضی مسئولان و سیاستمدارن، منابع غنی یک کشور را با سیاست های خود به باد فنا می دهند؛
چگونه می شود با وجود منابع بی شمار یک کشور غنی، شهروندانش در رفاه نباشند و هر روز با اضطراب قسط و بدهی و... چشم باز کنند و در حسرت یک زندگی معمولی عمرشان را به انتها برسانند؟! به خیابان ها نگاه کنید!!!چگونه می شود یک زباله گرد، یکی یکی زباله های خشک دور ریخته را از هم جدا کرده در گونی های جداگانه بسته بندی کرده و بعد با فروش آن لااقل، نان خانواده خود را از این راه در آورد؛ اما مسئولان یک کشور غنی از منابع با در اختیار داشتن منابع فراوان و کم نظیر یک کشور و به بهانه غنی سازی و با شعارهای نه غربی و نه شرقی و کاخ سفید را حسینیه می کنیم و...، کشوری را به سمت نابودی ببرند و سوال مهم اینجاست که اگر مسئولان، تمام دارایی شان، زباله بود، کشور را به چه سمتی می بردند؟! اینجاست که درک این نکته ساده می شود که مهمتر از سرمایه؛ شخص سرمایه دار و چگونگی استفاده و مدیریت و... سرمایه است. گاهی با مدیریت خوب می توان زباله را بازیافت کرد، غنی کرد و از آن کسب درآمد کرد و گاهی با مدیریت ناشیانه و سو مدیریت می توان منابع غنی یک کشور را آن هم به بهانه غنی سازی، نابود کرد.
به کف خیابان که یک نظر بیفکنی، وضعیت اقتصادی و... کشور نشان می دهد زباله گردها سیاستمدارن بهتری هستند تا بسیاری از مسئولان!!!
درود بر زباله گردان باشرف که از هیچ، نان می سازند...