خلیج فارس ناظم

3 خرداد 1405 - خواندن 7 دقیقه - 30 بازدید

تا پیش از وقوع جنگ رمضان، ادعاهای بیشمار ایالات متحده، جامعه بین الملل را مجاب کرده بود که اجرای نظم نوین جهانی یک ناظم دارد و آنهم امریکاست. اما اکنون که بیش از چهل روز از آغاز تهاجم تروریستی امریکایی-صهیونی به ایران می گذرد، دنیا شاهد یکه تازی ایران در شکل گیری نظم نوین جهانی است، آنهم با ابزار قدرتمندی به نام تنگه هرمز در خلیج فارس.

آری این روزها خلیج فارس مرکز ثقل دنیا را در اختیار دارد و به عنوان قلب تپنده کره خاکی در حال نظم دهی به دنیای کنونی است.

انسداد تنگه هرمز عملا دنیا را به سمتی پیش برده است که فروپاشی نظم ادعایی قدرت های غربی به ویژه امریکا را رقم زده است به نحوی که برای فرار از بحران سنگین انرژی پیش آمده در سطح جهانی، شاهد انشقاق در جبهه بلوک غرب هستیم. انشقاقی که به وضوح در عدم همراهی ناتو با امریکا در جنگ با ایران و بازگشایی تنگه هرمز و لفاظی های سران کشورهای اتحادیه اروپا علیه ترامپ و اقداماتش، قابل رویت است.

در ادامه به مطالعه چند مورد از اظهارات بین المللی در این باره می پردازیم:

پاتریک وینتور، سردبیر دیپلماتیک روزنامه گاردین و سردربیر سیاسی روزنامه آبزرور:

وینتور در مقاله ای با عنوان آیا ایران بحران سوئز ترامپ است یا صرفا یک تندر گذرا؟ تقابل اخیر ایران و امریکا را با بحران سوئز 1956 مقایسه می کند. نویسنده معتقد است ترامپ با اتخاذ سیاست "لبه پرتگاه" و تهدید به نابودی تمدنی ایران، در نهایت مجبور به عقب نشینی تحقیرآمیز با میانجی گری پاکستان و چین شده است.

ونتور تاکید دارد که علیرغم فشارهای نظامی و اقتصادی، نه تنها نظام ایران تضعیف نشده، بلکه جایگاه منطقه ای آن (به ویژه در تنگه هرمز و محور مقاومت) تثبیت شده و شکاف میان امریکا و متحدان اروپایی اش به عمیق ترین حد خود رسیده است.

وال استریت ژورنال

وال استریت در مقاله ای نوشت: انسداد تنگه هرمز باعث افزایش شدید قیمت نفت شده که این موضوع باعث بروز مشکلات زیادی شده است. افزایش قیمت نفت دارد در زندگی روزمره آمریکایی ها نمایان می شود و مصرف کنندگانی که پیش از این نیز از افزایش تورم به ستوه آمده بودند، اکنون با موج جدیدی از هزینه ها دست وپنجه نرم می کنند که در معرض دید اما پنهان هستند؛ مواردی مثل ۳ درصد هزینه اضافی برای پرداخت با کارت اعتباری، ۵ درصد مشارکت اجباری در صندوق رفاه کارکنان رستوران، ۲۵ دلار هزینه ماهانه جمع آوری زباله علاوه بر مبلغ اجاره، و شرکت ها دنبال راه هایی برای جبران هزینه های صعودی خود و مقصر دانستن فشارهای بیرونی هستند و کارمزدها یا هزینه های اضافی جدید در همه جا ظاهر می شوند و در هفته های اخیر، شرکت های تحویل کالا و خطوط هواپیمایی با استناد به افزایش قیمت سوخت، کارمزدهای جدید یا بالاتری را اعلام کرده اند.

خبرگزاری بلومبرگ:

بلومبرگ در تحلیلی نوشت: ترامپ در تنگه هرمز بازنده است. محاصره تنگه هرمز یک اقدام جنگی است که آمریکا توان پیروزی در آن را ندارد.

رئیس جمهور آمریکا، برای مسدود کردن کامل صادرات ایران از طریق تنگه هرمز، نه تنها تهران را به تسلیم وادار نخواهد کرد، بلکه احتمالا او را به جنگی عمیق تر و پرهزینه تر از نظر سیاسی فرو خواهد برد. ترامپ به طرز قابل توجهی در تشخیص نفوذی که ایران در تنگه هرمز به دست آورده، کند عمل می کند. محاصره انرژی، خود یک اقدام جنگی محسوب می شود؛ این واقعیت است که این محاصره، رویارویی است که آمریکا نمی تواند در آن پیروز شود.

متوقف کردن صادرات نفت ایران و سایر کشورها از طریق تنگه هرمز "آبراهی که حدود یک پنجم عرضه جهانی نفت از آن عبور می کند" از یک منظر منطقی به نظر می رسد، زیرا اقتصاد ایران به شدت به درآمد حاصل از تجارت از این گذرگاه وابسته است. اما این محاصره تنها در صورتی کارآمد خواهد بود که باور داشته باشیم جمهوری اسلامی در برابر فشارها تسلیم می شود و دست به واکنش نمی زند. بلومبرگ تاکید می کند که هر دو فرضیه به شدت غیرمحتمل هستند و بعید است ایران با ضربه زدن به تاسیسات انرژی بیشتر در خلیج فارس پاسخ ندهد.

جان مرشایمر:

مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگوی آمریکا در واکنش به محاصره تنگه هرمز از سوی آمریکا گفت: این اقدام نه تنها بیهوده بلکه غیرسازنده نیز هست. این ایده که ایران خیلی راحت دست هایش را بالا ببرد و تسلیم شود، به هیج عنوان استدلالی جدی نیست.

وی با طرح این پرسش که «چرا آمریکا اجازه داد نفت ایران دوباره وارد بازارهای جهانی شود؟، تاکید کرد که دلیل آن واضح است، چون ما به آن نیاز داشتیم. تحریم های اقتصادی علیه نفت ایران را برداشتیم، چون بدون نفت ایران، اقتصاد جهانی ممکن بود به پرتگاه سقوط برسد.

بنابراین اگر مانع ورود نفت ایران به بازارهای جهانی نفت شویم، خسارتی جدی به اقتصاد جهانی وارد خواهد شد. می توانم با اطمینان بگویم که به زودی حوثی ها(انصارالله یمن) و ایرانی ها دریای سرخ را مسدود خواهند کرد و در این صورت، نه تنها نفت و گاز خلیج فارس و همچنین کود شیمیایی را از دست می دهید بلکه کالاهایی که از طریق دریای سرخ عبور می کنند نیز از دست خواهند رفت.

این اتفاق به معنای واقعی اقتصاد جهانی را فلج و در نهایت دولت ترامپ را وادار به عقب نشینی می کند.

نتیجه گیری:

ترامپ طی اقدامی آگاهانه در جهت فشار بر ایران برای بازگشایی بدون اعمال عوارض تنگه هرمز، دستور محاصره دریایی خلیج فارس وتنگه هرمز را صادر کرده است تا از عبور و مرور سازماندهی شده شناورهای توسط ایران جلوگیری کند، اقدامی که با مخالفت شدید شرکای اروپایی ایالات متحده روبرو شده است اما موضوعی که ترامپ قطعا آن را می داند و در موردش حرفی نمی زند، این است که ایران دیگر صرفا بازیگر تحت نظر و مهار شده نیست، بلکه خود به ناظر و تعیین کننده هزینه های اقتصادی و نظامی برای غرب تبدیل شده است که این نشان می دهد که ایران قطعا "ناظم دوران جدید" است، یعنی دوران پسا هژمونی امریکا.

برای ایران این نه یک اتفاق ساده و گذرا، بلکه طلوع خورشید اقتدار قرن جدید است. جایی که غرب باید بیاموزد با تمدن 7000 ساله با زبان احترام سخن بگوید.