ترما از نگاه گبور مته

3 خرداد 1405 - خواندن 2 دقیقه - 79 بازدید

از نظر گبور مته، تروما صرفا به معنای یک رخداد بیرونی بسیار دردناک، مانند جنگ، تجاوز یا تصادف نیست؛ بلکه بیش از هر چیز، به «تغییری که آن رخداد در درون فرد ایجاد می کند» اشاره دارد. او تاکید می کند که تروما الزما آن چیزی نیست که برای ما اتفاق افتاده است، بلکه آن چیزی است که در درون ما به عنوان واکنش به آن اتفاق رخ داده: نوعی بریدگی و گسست از خود اصیل. در این چارچوب، تروما بیش از آنکه تجربه ای استثنایی باشد، حاصل فقدان مداوم امنیت عاطفی، درک شدن و پذیرش در دوران کودکی است. وقتی کودک در محیطی رشد می کند که احساساتش دیده و تحمل نمی شوند، یا برای حفظ رابطه با والدین مجبور می شود خود واقعی اش را پنهان کند، به ناچار بخشی از احساسات، نیازها و تکانه های طبیعی خود را سرکوب می کند. این سرکوب تدریجی، به شکل گیری «جدایی از خود» می انجامد که هسته ی مرکزی تروما از منظر مته است. او تروما را نه به عنوان یک رویداد منفرد، بلکه به مثابه یک الگوی پایدار سازگاری عصبی–روانی می فهمد که در ابتدا برای بقا ضروری بوده است، اما در بزرگسالی پیامدهای ناسازگارانه ای به همراه دارد. این سازگاری می تواند به صورت فعال شدن مزمن سیستم استرس، حساسیت بیش از حد به تهدید، مشکلات دلبستگی، و بروز طیفی از اختلالات روان تنی، اعتیاد و رفتارهای خودتخریبی خود را نشان دهد. از این منظر، اعتیاد و بسیاری از علائم روان پزشکی نه «بیماری های اولیه»، بلکه تلاش های ناخودآگاه برای تسکین درد عاطفی ناشی از تروما هستند. مته در سطح درمان شناختی، تروما را «زخم ارتباطی و عاطفی» می داند که درمان آن نیز در بستر رابطه ای امن، همدلانه و مبتنی بر شفقت امکان پذیر است. مسیر ترمیم، بازگشت تدریجی به تماس با احساسات سرکوب شده، بازشناسی الگوهای دفاعی گذشته و بازسازی رابطه ای تازه با خود است؛ رابطه ای که در آن فرد بتواند تجربه های دردناک خویش را بدون شرم، با پذیرش و مهربانی بنگرد و از این طریق، انسجام و پیوستگی از دست رفته ی خویش را بازیابد.