تحلیل جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معماری امنیت منطقه ای غرب آسیا در چارچوب نظم در حال گذار نظام بین الملل»

19 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 1326 بازدید

تحولات چند دهه اخیر در ساختار نظام بین الملل بیانگر حرکت تدریجی از الگوی نسبتا تک قطبی به سوی نظمی پیچیده تر و چندقطبی است؛ نظمی که در آن نقش قدرت های منطقه ای در مدیریت محیط امنیتی پیرامون خود اهمیت فزاینده ای یافته است. در چنین بستری، منطقه غرب آسیا به دلیل تمرکز منابع راهبردی انرژی، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و حضور بازیگران متعدد منطقه ای و فرامنطقه ای، همچنان یکی از کانون های اصلی معادلات امنیتی در سطح جهانی به شمار می رود. تجربه تاریخی این منطقه نیز نشان داده است که الگوهای امنیتی متکی بر مداخله قدرت های خارجی یا رقابت های صرف ژئوپلیتیکی، اغلب نتوانسته اند به ثباتی پایدار منجر شوند؛ از این رو، شکل گیری نوعی معماری امنیتی بومی و مبتنی بر همکاری های منطقه ای بیش از پیش به عنوان یک ضرورت راهبردی مطرح شده است.

در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت های ژئواستراتژیک و پیوندهای تاریخی و فرهنگی با بسیاری از جوامع منطقه، از جایگاهی ویژه در معادلات امنیتی غرب آسیا برخوردار است. قرار گرفتن ایران در تقاطع حوزه های ژئوپلیتیکی خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و شبه قاره هند، و نیز مجاورت با تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی ترین گذرگاه های انتقال انرژی در جهان، موجب شده است که ثبات و امنیت این کشور ارتباطی مستقیم با پویایی های امنیتی منطقه ای و حتی جهانی داشته باشد.

از منظر نظری، در چارچوب رویکرد موازنه قوا، حضور یک قدرت منطقه ای باثبات می تواند به کاهش خلاهای امنیتی و مهار رقابت های بی ثبات کننده کمک کند. در این میان، توانمندی های دفاعی ایران را می توان در چارچوب منطق بازدارندگی و در پیوند با اصل دفاع مشروع مندرج در ماده ۵۱ منشور ملل متحد تحلیل کرد؛ اصلی که حق ذاتی دولت ها برای دفاع از خود در برابر تهدیدات خارجی را به رسمیت می شناسد. چنین ظرفیتی، در صورتی که با دیپلماسی فعال و سازوکارهای گفت وگوی منطقه ای همراه شود، می تواند در جهت مدیریت تنش ها و ایجاد موازنه ای پایدار در محیط امنیتی پیرامونی نقش آفرین باشد.

در کنار ابعاد امنیتی، توسعه همکاری های اقتصادی و ترانزیتی نیز می تواند به عنوان یکی از مولفه های مهم در شکل گیری الگوهای نوین امنیت منطقه ای تلقی شود. موقعیت جغرافیایی ایران این امکان را فراهم می کند که این کشور در اتصال شبکه های حمل ونقل و انرژی میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و اقیانوس هند نقش محوری ایفا کند. ایجاد و تقویت چنین پیوندهایی، از طریق افزایش وابستگی های متقابل اقتصادی، می تواند زمینه ساز کاهش تنش های ژئوپلیتیکی و تقویت ثبات منطقه ای شود؛ الگویی که تجربه سایر مناطق جهان نیز موید کارآمدی آن است.

با این حال، تحقق یک معماری امنیتی بومی در غرب آسیا با چالش هایی نیز همراه است؛ از جمله تداوم رقابت های ژئوپلیتیکی، بی اعتمادی تاریخی میان برخی بازیگران منطقه ای و حضور قدرت های فرامنطقه ای در معادلات امنیتی. در چنین شرایطی، تقویت گفت وگوهای منطقه ای، توسعه دیپلماسی چندجانبه و بهره گیری از ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی مشترک می تواند در کاهش شکاف های موجود و شکل گیری سازوکارهای همکاری پایدار نقش موثری ایفا کند.

در مجموع، در نظمی که به سوی چندقطبی شدن در حال حرکت است، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به مجموعه ای از ظرفیت های ژئوپلیتیکی، دفاعی، اقتصادی و تمدنی می تواند یکی از عناصر موثر در شکل گیری چارچوبی بومی برای امنیت منطقه ای در غرب آسیا باشد؛ چارچوبی که بر توازن، گفت وگو و همکاری میان دولت های منطقه استوار است.

این نوشتار تلاشی است از سوی شیوا مصفایی، حقوقدان، برای تبیین تحلیلی جایگاه و نقش ایران در معادلات امنیتی غرب آسیا و تاکید بر ضرورت بررسی این نقش در چارچوب مفاهیم حقوق بین الملل و نظریه های روابط بین الملل.