سید امیر محمد هاشمی نژاد
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی/ عضو وابسته انجمن روانشناسی ایران
5 یادداشت منتشر شدهاشتیاق تحصیلی
مقدمه
اشتیاق تحصیلی (Academic Engagement) یکی از مهم ترین سازه های روان شناسی تربیتی است که در سال های اخیر به دلیل نقش تعیین کننده آن در موفقیت تحصیلی، پیشگیری از افت تحصیلی و ارتقای کیفیت یادگیری مورد توجه گسترده پژوهشگران قرار گرفته است. این مفهوم به میزان مشارکت فعال، علاقه مندی، انرژی، تعهد و درگیری دانش آموزان و دانشجویان در فعالیت های آموزشی اشاره دارد. برخلاف دیدگاه های سنتی که موفقیت تحصیلی را صرفا بر اساس توانایی شناختی یا عملکرد آموزشی تبیین می کردند، رویکردهای نوین بر این باورند که میزان درگیری و اشتیاق فراگیران در فرایند یادگیری نقش اساسی در تحقق پیامدهای مطلوب آموزشی ایفا می کند. از این منظر، اشتیاق تحصیلی نه تنها بازتاب رفتارهای آشکار یادگیرندگان در محیط آموزشی است، بلکه شامل ابعاد عمیق تری از سرمایه گذاری شناختی و هیجانی آنان در فرایند یادگیری نیز می شود.
تعریف
از لحاظ مفهومی، اشتیاق تحصیلی به وضعیت روان شناختی مثبتی اشاره دارد که در آن فراگیر با علاقه، تمرکز، انرژی و پشتکار در فعالیت های آموزشی مشارکت می کند و منابع ذهنی، عاطفی و رفتاری خود را برای دستیابی به اهداف یادگیری به کار می گیرد. پژوهشگران این سازه را نوعی ارتباط فعال و پویا میان فرد و محیط آموزشی می دانند که موجب افزایش کیفیت یادگیری و رشد فردی می شود. در این چارچوب، دانش آموز یا دانشجوی مشتاق نه تنها در انجام تکالیف و حضور در کلاس مشارکت فعال دارد، بلکه از نظر ذهنی و هیجانی نیز درگیر فرایند یادگیری است و تلاش می کند دانش و مهارت های خود را توسعه دهد.
نظریات
خودتعیین گری : یکی از مهم ترین چارچوب های نظری تبیین کننده اشتیاق تحصیلی، نظریه خودتعیین گری است که توسط ادوارد دسی و ریچارد رایان مطرح شده است. بر اساس این نظریه، اشتیاق تحصیلی زمانی افزایش می یابد که سه نیاز بنیادین روان شناختی افراد شامل خودمختاری، شایستگی و تعلق اجتماعی ارضا شود. نیاز به خودمختاری به احساس اختیار و انتخاب در فعالیت های یادگیری اشاره دارد؛ نیاز به شایستگی بیانگر احساس توانایی و اثربخشی در انجام تکالیف آموزشی است و نیاز به تعلق اجتماعی به تجربه روابط مثبت و حمایت کننده با معلمان و همسالان مربوط می شود. هنگامی که محیط آموزشی شرایط لازم برای ارضای این نیازها را فراهم کند، انگیزش درونی و به دنبال آن اشتیاق تحصیلی دانش آموزان افزایش خواهد یافت.
نظریه انتظار ارزش : این نظریه نیز یکی دیگر از رویکردهای مهم در تبیین اشتیاق تحصیلی محسوب می شود. این نظریه که توسط جاکلین اکلز و همکاران توسعه یافته است، بیان می کند که میزان مشارکت افراد در فعالیت های آموزشی به دو عامل اساسی بستگی دارد: نخست، انتظار موفقیت در انجام تکلیف و دوم، ارزشی که فرد برای آن فعالیت قائل است. بر این اساس، زمانی که دانش آموزان باور داشته باشند که توانایی موفقیت در یک فعالیت آموزشی را دارند و در عین حال آن فعالیت را مفید، جذاب یا ارزشمند تلقی کنند، احتمال مشارکت فعال و اشتیاق آنان در فرایند یادگیری افزایش می یابد. بنابراین، ادراک فرد از توانایی های خود و ارزشیابی او از فعالیت های آموزشی، نقش مهمی در شکل گیری اشتیاق تحصیلی ایفا می کند.
جریان : از دیگر نظریه های مرتبط با اشتیاق تحصیلی می توان به نظریه جریان اشاره کرد که توسط میهالی چیک سنت میهایی ارائه شده است. بر اساس این نظریه، زمانی که میان سطح توانایی های فرد و میزان دشواری فعالیت تعادل برقرار باشد، حالتی از غرقگی ذهنی یا «جریان» به وجود می آید. در این وضعیت، فرد با تمرکز کامل در فعالیت درگیر می شود، گذر زمان را کمتر احساس می کند و از انجام فعالیت لذت می برد. چنین تجربه ای موجب افزایش علاقه، پشتکار و مشارکت فعال در یادگیری شده و در نهایت اشتیاق تحصیلی را تقویت می کند. از این رو، ایجاد تکالیفی که نه بیش از حد دشوار و نه بیش از حد آسان باشند، می تواند زمینه ساز تجربه جریان و افزایش اشتیاق تحصیلی در فراگیران باشد.
علاوه بر این، رویکرد روان شناسی مثبت نگر اشتیاق تحصیلی را نقطه مقابل فرسودگی تحصیلی می داند. در این دیدگاه که توسط ویلفرد شافلی و همکاران مطرح شده است، اشتیاق تحصیلی حالتی مثبت و پایدار از انگیزش تحصیلی است که با سرزندگی، فداکاری و جذب شدن در فعالیت های آموزشی مشخص می شود. سرزندگی به سطح بالای انرژی و پایداری در انجام تکالیف اشاره دارد، فداکاری بیانگر احساس اهمیت و معنا در فعالیت های تحصیلی است و جذب شدن نشان دهنده تمرکز عمیق و غرقگی فرد در فرایند یادگیری است. در مقابل، فرسودگی تحصیلی با خستگی هیجانی، بی علاقگی نسبت به تحصیل و احساس ناکارآمدی همراه است.
ابعاد
پژوهشگران عموما اشتیاق تحصیلی را سازه ای چندبعدی می دانند. یکی از پذیرفته شده ترین طبقه بندی ها توسط فردریکس و همکاران ارائه شده است که اشتیاق تحصیلی را شامل سه بعد رفتاری، هیجانی و شناختی می داند. بعد رفتاری به مشارکت آشکار فرد در فعالیت های آموزشی نظیر حضور منظم در کلاس، انجام تکالیف، مشارکت در بحث های کلاسی و رعایت مقررات آموزشی اشاره دارد. این بعد نشان می دهد که دانش آموز تا چه اندازه به صورت عملی در فعالیت های یادگیری مشارکت می کند.
بعد هیجانی : بعد هیجانی اشتیاق تحصیلی به احساسات، نگرش ها و واکنش های عاطفی فراگیر نسبت به محیط آموزشی مربوط می شود. علاقه به درس، احساس تعلق به مدرسه یا دانشگاه، لذت بردن از یادگیری و داشتن روابط مثبت با معلمان و همسالان از مهم ترین شاخص های این بعد محسوب می شوند. پژوهش ها نشان داده اند که تجربه هیجان های مثبت در محیط آموزشی می تواند زمینه مشارکت بیشتر و عملکرد تحصیلی بهتر را فراهم سازد.
بعد شناختی : نیز به میزان سرمایه گذاری ذهنی فراگیر در فرایند یادگیری اشاره دارد. دانش آموزان دارای اشتیاق شناختی بالا معمولا از راهبردهای یادگیری عمیق، خودتنظیمی، برنامه ریزی، نظارت بر یادگیری و تفکر انتقادی استفاده می کنند. این افراد تلاش می کنند مفاهیم را به صورت عمیق درک کرده و دانش خود را فراتر از حفظ کردن مطالب گسترش دهند. در نتیجه، اشتیاق شناختی با یادگیری پایدار و پیشرفت تحصیلی بلندمدت ارتباط نزدیکی دارد.
اشتیاق عاملی : در سال های اخیر، برخی پژوهشگران از جمله جان ریو بعد چهارمی را تحت عنوان «اشتیاق عاملی» یا «عاملیت تحصیلی» معرفی کرده اند. این بعد به نقش فعال فراگیر در شکل دهی به محیط یادگیری اشاره دارد. دانش آموزان دارای اشتیاق عاملی بالا با طرح پرسش، ارائه پیشنهاد، درخواست بازخورد و مشارکت در تصمیم گیری های آموزشی، به طور فعال در فرایند یادگیری نقش آفرینی می کنند و صرفا دریافت کننده منفعل آموزش نیستند.
جمع بندی
در مجموع، اشتیاق تحصیلی یکی از بنیادی ترین مفاهیم روان شناسی تربیتی است که به میزان درگیری فعال، هدفمند و معنادار فراگیران در فرایند یادگیری اشاره دارد. این سازه بر پایه نظریه های مهمی همچون خودتعیین گری، انتظار ارزش، جریان و روان شناسی مثبت نگر تبیین شده و دارای ابعاد رفتاری، هیجانی، شناختی و عاملی است. شواهد پژوهشی نشان می دهد که اشتیاق تحصیلی با پیامدهای مثبتی نظیر پیشرفت تحصیلی، انگیزش درونی، خودکارآمدی، سلامت روان، رضایت از تحصیل و کاهش احتمال ترک تحصیل ارتباط دارد. از این رو، فراهم کردن محیط های آموزشی حمایت کننده، ایجاد فرصت های یادگیری معنادار و تقویت احساس شایستگی و خودمختاری دانش آموزان می تواند نقش مهمی در افزایش اشتیاق تحصیلی آنان ایفا کند.
سید امیر محمد هاشمی نژاد دانشگاه علامه طباطبائی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران