manouchehr abedirad
محقق رشته منابع طبیعی و محقق تاریخ جنوب ایران (لارستان ) و خلیج فارس
31 یادداشت منتشر شدهطریقت شمسیه و ارتباط با امرای محلی لارستان


*بنام او که هر انچه هست از اوست*
بررسی بخشی از *تذکره عارف نامدار، شیخ محمد ابی نجم، از اقطاب طریقت شمسیه در خنج*، نه تنها پرده از احوال یک شخصیت بزرگ عرفانی برمی دارد، بلکه روزنه ای ارزشمند به ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خطه کهن لار و ایراهستان در سده های هشتم و نهم هجری می گشاید. این تذکره که در قرن دهم هجری بازنویسی شده و افزوده هایی پس از عصر حیات شیخ را در خود جای داده است، در کنار روایت های معنوی، اسناد گران بهایی از تاریخ این سرزمین را نیز حفظ کرده و از همین رو، برای پژوهش در تاریخ جنوب فارس، ارزشی دوچندان دارد.
از بررسی صفحه نود و نهم این تذکره، چند حقیقت تاریخی روشن و قابل استناد به دست می آید که هر یک بخشی از هویت سیاسی و فرهنگی لار و ایراهستان را بازمی نماید.
نخست آنکه در این دوره، *فرمانروای خطه لار و ایراهستان، امیر بلنداقتدار، سیف الدین نصرت لاری بوده است*؛ امیری که در کنار تدبیر سیاسی، با اهتمام به عمران بقاع متبرکه و تکریم اولیای الهی، پیوند دیرینه حکومت و معنویت را در این سرزمین استوار ساخته است. نام او در این تذکره نه صرفا به عنوان یک حاکم، بلکه به عنوان بانی اثری ماندگار در حافظه تاریخی منطقه ثبت شده است.
دوم آنکه *منصب قاضی القضاتی این سرزمین بر عهده قاضی عضدالحق والدین عبدالرحمن لاری بوده است*؛ فقیهی دانشمند، ادیبی توانا و شاعری صاحب ذوق که عشق و ارادت او به شیخ محمد ابی نجم، جلوه ای از پیوند میان دانش، عرفان و مدیریت اجتماعی در آن عصر را به نمایش می گذارد.
سومین نکته، که از مهم ترین یافته های این متن به شمار می رود، آن است که *گنبد و روضه شیخ محمد ابی نجم در شهر خنج به فرمان امیر سیف الدین نصرت لاری در سال ۷۸۹ هجری قمری، نزدیک به ششصد و شصت سال پیش، بنا شده است*. این اقدام، صرفا ساخت بنایی مذهبی نبود، بلکه نمادی از سیاست فرهنگی حکومت لار و ایراهستان در پاسداشت سرمایه های معنوی و تحکیم هویت دینی جامعه به شمار می رفت؛ سیاستی که مشروعیت قدرت را در خدمت تکریم عالمان و عارفان قرار می داد.
چهارم آنکه قاضی عضد عبدالرحمن بر مزار شیخ، ابیاتی در ستایش آن عارف ربانی سروده است؛ اشعاری که افزون بر ارزش ادبی، گواه جایگاه رفیع شیخ محمد ابی نجم در میان نخبگان علمی و سیاسی روزگار است و نشان می دهد که امیر، قاضی و مردم این دیار، همگی در تعظیم اولیای الهی همدل و همراه بوده اند.
وی چنین سروده است:
*این بقعه ز لطف، جنتی روحانی است*
*سلطان سعید، سیف دینیش بانی است*
*نورانی اگر افتد، زیبد که در او*
*نوری است کزو جان جهان نورانی است.*
این ابیات، در حقیقت، ستایش هم زمان دو حقیقت اند؛ یکی مقام معنوی شیخ و دیگری همت والای امیری که با ساخت این بقعه، نام خویش را در کنار خدمت به فرهنگ و عرفان اسلامی جاودانه ساخته است.
پنجم آنکه این تذکره به روشنی نشان می دهد که تا قرن نهم هجری، گستره جنوب فارس با عنوان *خطه لار و ایراهستان* شناخته می شده و عنوان «*لارستان*» در دوره های بعد، به تدریج رواج یافته است. این نکته برای مطالعات تاریخی و جغرافیایی اهمیت فراوان دارد؛ زیرا نشان می دهد که نام کهن این سرزمین، پیش از شهرت متاخر لارستان، «*لار و ایراهستان*» بوده است.
ششم آنکه این گزارش، تنها شاهد موجود نیست. در *تذکره سید عفیف الدین موسوی حسینی، مشهور به شاه زندو*، که اصل آن به قرن پنجم هجری بازمی گردد، نیز از این سرزمین با عنوان *لار و ایراهستان* یاد شده است. هم سویی این دو منبع که با فاصله ای چند قرنی نگاشته شده اند، اعتبار تاریخی این نام را استوارتر ساخته و تداوم هویت جغرافیایی و سیاسی این خطه را اثبات می کند.
در ادامه تذکره نیز درباره صاحب این روضه چنین آمده است:
*دولتی دادند او را در ازل*
*می نیفتد دولت او را خلل*
*دولتش هر روز با زینت بود*
*تا بنفخ صور این دولت بود*
*رونق کارش چنان اعلی شود*
*پایه قدرش ز مه بالا شود.*
این عبارات، بازتاب نگاه عارفانه مردمان آن روزگار به اولیای الهی است؛ نگاهی که بقای دولت حقیقی را نه در قدرت ظاهری، بلکه در اتصال به حقیقت الهی می دید. شاید از همین رو بود که امیران خردمند، از جمله سیف الدین نصرت لاری، عمران خانقاه ها و بقاع مشایخ را بخشی از رسالت سیاسی و اجتماعی خود می دانستند؛ زیرا به خوبی دریافته بودند که اقتدار پایدار، هنگامی شکل می گیرد که شمشیر عدالت در کنار چراغ معرفت برافروخته باشد.
*از این منظر، صفحه نود و نهم تذکره شیخ محمد ابی نجم، تنها روایتی از ساخت یک گنبد نیست؛ بلکه سندی زنده از همزیستی حکومت، قضاوت، عرفان و فرهنگ در خطه کهن لار و ایراهستان است؛ سرزمینی که تاریخ آن نه فقط با نام فرمانروایان، بلکه با حضور عارفان، فقیهان و مردمانی فرهنگ پرور معنا یافته و در پرتو چنین میراثی، هویت تاریخی جنوب ایران تا امروز استمرار یافته است*.
منوچهر عابدی راد تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی