بررسی چهار موج فمنیسم (موج چهارم - سال ۲۰۱۰ تا کنون )

4 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 22 بازدید

 موج چهارم فمنیسم - از هشتگ تا کنشگری جهانی


موج چهارم فمنیسم، برخلاف موج های پیشین که عمدتا در خیابان ها، دانشگاه ها و نهادهای قانونی شکل می گرفتند، در فضای مجازی متولد شد. از اوایل دهه ۲۰۱۰، با ظهور شبکه های اجتماعی، فمنیسم وارد فاز تازه ای شد که در آن هشتگ جای پلاکارد را گرفت و داستان سرایی جمعی جای بیانیه های رسمی را. این موج، بیش از هر چیز، صدای زنانی بود که تا پیش از آن، جایی برای روایت رنج های روزمره شان نداشتند.


اهداف موج چهارم


موج چهارم برخلاف موج های قبلی، به دنبال قانون جدید یا نظریه تازه نبود، بلکه به دنبال تغییر در فرهنگ روزمره بود. اهداف اصلی آن عبارتند از:


۱ مبارزه با خشونت جنسی و آزار روزمره: جنبش هایی مانند MeToo# و TimesUp# روایت سکوت را شکستند و نشان دادند که آزار جنسی، یک مشکل فردی نیست، بلکه یک ساختار سیستمی است.

۲ به چالش کشیدن شرم سازی بدن: موج چهارم با تاکید بر پذیرش بدن و نگاه مثبت به بدن، به جنگ با استانداردهای تحمیلی زیبایی رفت.

۳ حقوق باروری و انتخاب: دفاع از حق سقط جنین، دسترسی به خدمات بهداشتی، و کنترل زنان بر بدن خود.

۴ هم پوشانی نابرابری ها: تاکید بر اینکه نژاد، طبقه، جنسیت، و معلولیت با هم در هم تنیده اند و رهایی زنان بدون مبارزه با همه این لایه ها ممکن نیست.

۵ فراملی شدن اعتراضات: جنبش های زنانه در کشورهای مختلف، این بار نه جدا از هم، که در یک جبهه جهانی به میدان آمدند.


برجستگی های موج چهارم نسبت به موج های قبل


موج چهارم از نظر بستر کنشگری، روایت، مخاطب، نوع مطالبه و ابزار با موج های پیشین تفاوت های بنیادین دارد. کنشگری از خیابان ها و دانشگاه ها به فضای مجازی و شبکه های اجتماعی منتقل شد. روایت های شخصی و داستان سرایی جمعی جای بیانیه های رسمی و نظریه پردازی را گرفت. مخاطب این موج، جهانی و فراملی است، نه محدود به طبقه متوسط غربی. نوع مطالبه نیز از تغییر قوانین و ساختارهای رسمی، به تغییر فرهنگ روزمره و نگاه اجتماعی تغییر یافت. ابزار اصلی این موج، هشتگ ها، ویدئوهای کوتاه و کمپین های وایرال است، در حالی که موج های قبلی بر کتاب ها، مقالات، سخنرانی ها و راهپیمایی ها متکی بودند.


نقدهای وارد بر موج چهارم


۱ وابستگی به فضای مجازی: برخی معتقدند که این موج، به جای ایجاد تغییرات ساختاری، به فعالیت نمایی و خودنمایی در شبکه های اجتماعی تبدیل شده است.

۲ شکاف نسلی و هویتی: درگیری های درونی بر سر موضوعاتی مانند تراجنسیتی ها، سکس ورک، و نقش دین در فمنیسم، گاه به تفرقه و تضعیف همبستگی انجامیده است.

۳ نادیده گرفتن تفاوت های فرهنگی: موج چهارم، به ویژه در کشورهای غربی، همچنان در بازنمایی نیازها و فرهنگ های زنان در سایر نقاط جهان کوتاهی می کند.

۴ سطحی شدن برخی جریان ها: گاهی هشتگ زدن جای تحلیل ساختاری را گرفته و عمق نقد سیاسی و اقتصادی فدا شده است.


سه متفکر همسو با موج چهارم


تارانا برک، بنیان گذار جنبش MeToo#، بر اهمیت روایت های شخصی و همبستگی زنان تاکید دارد. 

چیماماندا انگوزی آدیچی، نویسنده نیجریه ای، در کتاب همه ما باید فمنیست باشیم بر لزوم بازتعریف فمنیسم در بسترهای فرهنگی مختلف تاکید می کند.

 مالالا یوسف زایی، فعال حقوق زنان و آموزش، نشان داد که فمنیسم می تواند در جوامع سنتی نیز ریشه بدواند و زنان را توانمند سازد.


سه تفکر متضاد با موج چهارم


جریان های سنتی و مذهبی معتقدند که موج چهارم با تاکید بر فردیت مطلق و آزادی جنسی، به فروپاشی ارزش های خانوادگی و اخلاقی دامن زده است. فمنیست های رادیکال منتقد بر این باورند که موج چهارم با تکیه بر رسانه های اجتماعی، از نقد ساختارهای قدرت و سرمایه داری غافل شده و به جنبشی نمایشی تبدیل شده است.

 تحلیلگران مارکسیست نیز استدلال می کنند که موج چهارم با تاکید بر هویت های فردی، از تحلیل ریشه های اقتصادی و طبقاتی نابرابری فاصله گرفته و به جنبشی خرده بورژوایی تبدیل شده است.


بزرگ ترین نقد به موج چهارم


موج چهارم، فمنیسم را از یک ایدئولوژی رهایی بخش به یک کالای مصرفی تبدیل کرده است. در فضای مجازی، فمنیسم گاهی به ترند تبدیل می شود: برندها از آن برای فروش استفاده می کنند، سلبریتی ها با آن اعتبار می خرند، و رسانه ها آن را به محتوای قابل مصرف تقلیل می دهند.

 این موج، اگرچه صداهای جدیدی را به میدان آورده، اما گاه در سطح ژست های سیاسی باقی مانده و از تغییر ساختاری فاصله گرفته است. بزرگ ترین خطر این است که فمنیسم، از یک جنبش برابری خواه به یک ابزار هویت سازی فردی تقلیل یابد؛ جایی که هر کس با هشتگ خود به فکر دیده شدن است، نه تغییر دادن.


موج چهارم فمنیسم، با همه نقاط قوت و ضعفش، نشان داد که زنان امروز نه تنها حق رای می خواهند، نه تنها برابری در محیط کار، که تغییر در نگاه روزمره جامعه به بدن، جنسیت، و قدرت را طلب می کنند. اما اگر این موج نتواند از هشتگ به قانون و از فضای مجازی به واقعیت خیابان ها عبور کند، ممکن است به یکی از تماشایی ترین اما بی اثرترین جنبش های تاریخ تبدیل شود. فمنیسم واقعی، نه در لایک ها، که در تغییرها زنده است.