هنر متعهد؛ از زیبایی شناسی تا تمدن سازی
هنر متعهد؛ از زیبایی شناسی تا تمدن سازی
هنر، در عمیق ترین لایه خود، نه یک پدیده تزئینی، که زبانی برای روایت حقیقت و ابزاری برای خلق معناست. در نگاه اسلامی، هنر زمانی به کارکرد اصیل خود دست می یابد که از قالب زیبایی شناسی صرف خارج شده و به رسالتی الهی-انسانی بدل گردد؛ رسالتی که در آن، زیبایی با تعهد گره می خورد و تخیل، در خدمت تعالی فردی و اجتماعی قرار می گیرد.
امروز، هنر انقلابی و متعهد، با عبور از رویکردهای سلیقه گرایانه، نیازمند نظریه پردازی بومی و مبتنی بر ارزش های اسلامی است. نسلی از هنرمندان ایرانی که در مکتب عاشورا و گفتمان انقلاب اسلامی بالیده اند، این ظرفیت را دارند تا روایتگر حماسه های پنهان جامعه باشند؛ روایت هایی که در دل تاریخ و فرهنگ این سرزمین ریشه دارد و آینده تمدنی را ترسیم می کند.
اینجاست که لزوم «ساختاردهی هنر متعهد» در قالب تشکیلاتی مانند بسیج هنرمندان معنا می یابد؛ ساختاری که می تواند استعدادهای خام را کشف، مسیر رشد آنان را هموار و هنر را از حاشیه به متن گفتمان انقلاب بیاورد. تجربه مدیریت فرهنگی در استان فارس نشان داده که هرگاه هنر با میدان های اجتماعی و ارزشی پیوند خورده، توانسته است گره های کور فرهنگی را بگشاید و بستری برای امیدآفرینی و هویت بخشی به مخاطبان جوان فراهم آورد.
پیشنهاد می شود هنرمندان متعهد، خود را نه فقط صاحبان اثر، که کنشگران تحول اجتماعی بدانند و با بازخوانی میراث غنی هنر ایرانی-اسلامی، گام های استوارتری در مسیر تمدن سازی بردارند. هنر آرمان گرا، نه از واقعیت گریزان است و نه به سطحی نگری قناعت می کند؛ بلکه در دل مردم می رود، با دغدغه هایشان هم نفس می شود و آینده ای روشن تر را ورق می زند.