MohammadMehdi Seyed naseri
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال/Scholar of Children’s Rights and the Digital Future of Childhood
56 یادداشت منتشر شدهاولین قربانی هوش مصنوعی، کودکان خواهند بود یا بزرگسالان؟
چرا حمایت از کودکان باید به اولویت نخست حکمرانی در عصر هوش مصنوعی تبدیل شود؟
مقدمه؛ پرسشی که درباره آینده جامعه است، نه فقط آینده فناوری
تقریبا هیچ فناوری در تاریخ معاصر، به اندازه هوش مصنوعی با چنین سرعتی وارد زندگی روزمره انسان نشده است. این فناوری اکنون در آموزش، سلامت، رسانه، اقتصاد، حمل ونقل، خدمات عمومی، پژوهش، سرگرمی و ارتباطات حضور دارد و هر روز دامنه نفوذ آن گسترده تر می شود.
در کنار این تحول، نگرانی های فراوانی نیز شکل گرفته است. برخی از حذف مشاغل سخن می گویند، برخی از گسترش اطلاعات نادرست، برخی از نقض حریم خصوصی و گروهی دیگر از کاهش نقش انسان در تصمیم گیری ها ابراز نگرانی می کنند.
در میان همه این بحث ها، پرسشی بنیادین مطرح می شود: اگر هوش مصنوعی پیامدهای منفی نیز داشته باشد، چه کسانی نخستین آسیب دیدگان آن خواهند بود؟ کودکان یا بزرگسالان؟
پاسخ، برخلاف ظاهر ساده آن، چندلایه است. بزرگسالان ممکن است نخستین کسانی باشند که آثار اقتصادی این تحول را تجربه می کنند، اما کودکان احتمالا نخستین نسلی خواهند بود که از آغاز زندگی، رشد، یادگیری و شکل گیری هویت خود را در محیطی سپری می کنند که هوش مصنوعی بخشی از ساختار آن است. از همین رو، اگرچه شاید نتوان آنان را «اولین قربانیان» نامید، اما بی تردید از آسیب پذیرترین گروه ها در برابر پیامدهای مدیریت نشده این فناوری خواهند بود.
کودکان؛ نسلی که انتخابی نداشته است
نسل های پیشین، ورود اینترنت، تلفن همراه یا شبکه های اجتماعی را به تدریج تجربه کردند. آنان بخشی از زندگی خود را بدون این فناوری ها سپری کرده بودند و سپس با آنها سازگار شدند.
اما کودکان امروز، در جهانی متولد می شوند که هوش مصنوعی از همان آغاز در آن حضور دارد؛ از اسباب بازی های هوشمند و موتورهای جست وجو گرفته تا سامانه های آموزشی، دستیارهای دیجیتال و ابزارهای تولید محتوا.
آنان درباره ورود به این جهان انتخابی نداشته اند. این بزرگسالان بوده اند که محیط زندگی، آموزش و ارتباطات آنان را بر پایه فناوری های نوین شکل داده اند. بنابراین، مسئولیت اخلاقی و حقوقی بزرگسالان نیز در قبال این نسل سنگین تر است.
چرا کودکان آسیب پذیرترند؟
آسیب پذیری کودکان، صرفا به دلیل سن کمتر آنان نیست، بلکه به ویژگی های دوره رشد بازمی گردد.
کودکان هنوز در حال شکل دادن به هویت، شخصیت، قدرت تشخیص، مهارت های اجتماعی و نظام ارزشی خود هستند. آنان تجربه کافی برای ارزیابی انتقادی اطلاعات، تشخیص دستکاری های شناختی یا درک کامل پیامدهای بلندمدت تصمیم های دیجیتال ندارند.
به همین دلیل، فناوری هایی که برای یک بزرگسال تنها ابزاری کاربردی محسوب می شوند، ممکن است برای کودک، در شکل گیری نگرش، اعتمادبه نفس، روابط اجتماعی یا برداشت او از واقعیت نقشی بسیار عمیق تر ایفا کنند.
از منظر حقوق کودک، همین تفاوت، ضرورت حمایت ویژه از آنان را توجیه می کند.
بزرگسالان چه می بازند و کودکان چه؟
اگر هوش مصنوعی با سیاست گذاری مناسب همراه نباشد، بزرگسالان ممکن است با تغییرات بازار کار، نیاز به یادگیری مهارت های جدید، کاهش امنیت شغلی یا چالش های اقتصادی روبه رو شوند. این مسائل جدی اند و باید برای آنها برنامه ریزی کرد.
اما کودکان، ممکن است چیزی بنیادی تر را از دست بدهند؛ بخشی از تجربه رشد.
اگر آموزش بیش از اندازه به پاسخ های آماده متکی شود، اگر تعامل انسانی با سامانه های هوشمند جایگزین شود، اگر بازی، گفت وگو، تخیل و تجربه های واقعی به حاشیه بروند، یا اگر هویت دیجیتال کودک پیش از شکل گیری هویت شخصی او ساخته شود، پیامدها ممکن است تا سال ها بر زندگی او اثر بگذارند.
بزرگسالان معمولا چیزی را از دست می دهند که پیش تر تجربه کرده اند؛ اما کودکان ممکن است هرگز فرصت تجربه برخی جنبه های طبیعی کودکی را پیدا نکنند.
خطر اصلی؛ وابستگی فکری، نه صرفا وابستگی فناورانه
یکی از مهم ترین نگرانی ها درباره نسل جدید، وابستگی بیش از حد به ابزارهای هوشمند برای اندیشیدن است.
اگر کودک به جای پرسیدن، جست وجو کردن، آزمودن، خطا کردن و استدلال کردن، همواره پاسخ نهایی را از یک سامانه هوشمند دریافت کند، ممکن است فرصت پرورش برخی توانایی های شناختی را از دست بدهد.
هوش مصنوعی می تواند معلمی توانمند باشد، اما نباید جای اندیشیدن کودک را بگیرد.
هدف آموزش نباید آن باشد که کودک همیشه سریع ترین پاسخ را پیدا کند، بلکه باید بیاموزد چگونه پرسش درست مطرح کند، چگونه استدلال کند و چگونه میان دیدگاه های مختلف داوری کند.
هویت کودک در عصر الگوریتم ها
یکی دیگر از چالش های مهم، شکل گیری هویت در محیطی است که الگوریتم ها به طور مداوم محتوا، پیشنهادها و تجربه های کودک را سامان می دهند.
اگر کودک از سال های نخست زندگی، بیشتر آنچه می بیند، می خواند یا می آموزد از مسیر سامانه های هوشمند انتخاب شود، این پرسش مطرح می شود که استقلال فکری و آزادی انتخاب او چگونه حفظ خواهد شد.
این مسئله، تنها موضوعی فناورانه نیست؛ بلکه مستقیما با حقوق بنیادینی مانند حق رشد، حق آزادی اندیشه و حق مشارکت در ارتباط است.
آیا باید از هوش مصنوعی ترسید؟
پاسخ منفی است.
هوش مصنوعی می تواند فرصت های بزرگی برای کودکان ایجاد کند؛ از آموزش شخصی سازی شده و کمک به کودکان دارای نیازهای ویژه گرفته تا گسترش دسترسی به منابع آموزشی، تقویت خلاقیت و کاهش نابرابری های آموزشی در برخی مناطق.
چالش اصلی، خود فناوری نیست؛ بلکه نبود قواعد، آموزش و نظارت کافی است.
تجربه فناوری های پیشین نشان داده است که هرگاه جامعه زودتر از قانون حرکت کند، احتمال بروز آسیب افزایش می یابد. بنابراین، مسئله اصلی آن است که حکمرانی هوشمند، همگام با پیشرفت فناوری پیش برود.
مسئولیت دولت، خانواده و مدرسه
حمایت از کودکان در عصر هوش مصنوعی، مسئولیتی مشترک است.
دولت باید قوانین روشنی برای حفاظت از داده های کودکان، شفافیت سامانه های هوشمند، مسئولیت پذیری شرکت های فناوری و تضمین حقوق کودکان در محیط دیجیتال تدوین کند.
مدرسه باید به جای رقابت با هوش مصنوعی، بر آموزش مهارت هایی تمرکز کند که این فناوری جایگزین آنها نمی شود؛ مانند تفکر انتقادی، خلاقیت، گفت وگو، اخلاق، همکاری و حل مسئله.
خانواده نیز باید از نقش ناظر صرف فراتر رود و به همراهی آگاهانه با کودک در جهان دیجیتال بپردازد. مهم تر از کنترل، ایجاد اعتماد، گفت وگو و آموزش مسئولانه است.
نتیجه گیری؛ نخستین قربانی، یا نخستین مسئولیت؟
شاید پرسش اصلی را بتوان به شکل دیگری مطرح کرد. به جای آنکه بپرسیم نخستین قربانی هوش مصنوعی چه کسی خواهد بود، بهتر است بپرسیم نخستین مسئولیت ما در عصر هوش مصنوعی در قبال چه کسانی است؟
پاسخ روشن است؛ کودکان.
نه به این دلیل که آینده از آن آنان است، بلکه زیرا آنان کمترین نقش را در ساختن جهان امروز داشته اند و بیشترین تاثیر را از تصمیم های ما خواهند پذیرفت. آنان قوانین را ننوشته اند، فناوری را طراحی نکرده اند و درباره گسترش آن تصمیم نگرفته اند، اما کیفیت زندگی شان به همه این تصمیم ها وابسته است.
اگر جامعه بتواند حقوق کودکان را در عصر هوش مصنوعی تضمین کند، احتمال زیادی وجود دارد که حقوق دیگر شهروندان نیز بهتر حفظ شود. اما اگر از حمایت از کودکان ناتوان بماند، این ناتوانی دیر یا زود به سایر حوزه های جامعه نیز سرایت خواهد کرد.
بنابراین، کودکان را نباید «قربانیان اجتناب ناپذیر» هوش مصنوعی دانست. آنان می توانند بزرگ ترین بهره مندان این فناوری نیز باشند، به شرط آنکه توسعه فناوری با توسعه حقوق، اخلاق، آموزش و حکمرانی همراه شود. آینده هوش مصنوعی، بیش از آنکه به توان پردازش ماشین ها وابسته باشد، به خرد انسان ها در حمایت از آسیب پذیرترین اعضای جامعه بستگی دارد. سنجش موفقیت این فناوری نیز نه با سرعت یا قدرت آن، بلکه با این معیار انجام خواهد شد که تا چه اندازه توانسته است به رشد، امنیت، کرامت و شکوفایی کودکان خدمت کند.
محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال