راز مخفی عطر سازی در معماری

4 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 42 بازدید

وقتی فضا نفس می کشد
معمار های فردا ، شاید عطرساز باشند ؟ جای خالی یک عطر ساز شخصی در پروژه های معماری 

مهدی شجری
پژوهشگر معماری عصب محور | توسعه دهنده چارچوب Recovery Architecture
تصور کنید وارد یک خانه می شوید. هنوز چیزی ندیده اید. نه رنگ دیوارها را، نه مبلمان را و نه نور سقف را. اما ناگهان احساس می کنید آرام تر شده اید. ضربان قلبتان کمی پایین آمده، شانه هایتان از انقباض خارج شده و مغزتان دیگر در حالت هشدار نیست.
چه اتفاقی افتاد؟
ما همیشه تصور کرده ایم که معماری از لحظه ای آغاز می شود که چشم، فضا را می بیند. اما در مکتب Recovery Architecture، معماری از لحظه ای آغاز می شود که سیستم عصبی، محیط را تفسیر می کند.

به همین دلیل، ما آینده معماری را نه با یک طراح دیگر، بلکه با عضوی تازه در تیم طراحی تصور می کنیم؛ متخصص بویایی فضا (Spatial Olfactory Designer). امروز تقریبا هر پروژه بزرگ معماری از طراح نور، متخصص آکوستیک، مهندس سازه و مشاور تاسیسات بهره می برد. اما پرسش اینجاست: اگر نور می تواند ریتم شبانه روزی انسان را تنظیم کند و صدا می تواند استرس را کاهش دهد، چرا هیچ کس مسئول طراحی بویی نیست که مستقیما با حافظه، احساس و احساس امنیت انسان ارتباط دارد؟

برخلاف بیشتر حواس، مسیر بویایی تقریبا بدون واسطه به بخش هایی از مغز می رسد که مسئول حافظه و هیجان هستند. به همین دلیل است که گاهی یک رایحه، خاطره ای را زنده می کند که سال ها فراموش شده بود. مغز، بو را تنها به عنوان یک عطر پردازش نمی کند؛ آن را به عنوان اطلاعات محیطی تفسیر می کند: «آیا اینجا امن است؟ آیا می توان آرام گرفت؟» در یکی از پروژه های پژوهشی شناخته شده، پژوهشگر بویایی Sissel Tolaas با معماران همکاری کرد تا رایحه را به بخشی از تجربه فضایی تبدیل کند، نه یک عنصر تزئینی. این همکاری نشان داد که بو نیز مانند نور و صدا می تواند زبان طراحی باشد، نه صرفا یک محصول خوشبوکننده.

در مکتب Recovery Architecture**، ما این ایده را یک گام جلوتر می بریم و آن را **Olfactory Recovery System می نامیم؛ سیستمی که هدفش خوشبو کردن فضا نیست، بلکه کمک به بازیابی سیستم عصبی است. فرض کنید در ورودی یک کلینیک بازیابی، رایحه ای بسیار ملایم از چوب سدر و گیاهان آرام بخش به گونه ای طراحی شده که فقط در آستانه ورود احساس شود. در فضای کار، هیچ رایحه فعالی وجود ندارد تا تمرکز مختل نشود. اما در اتاق استراحت، بوی ملایم خاک پس از باران یا چوب طبیعی، احساس پناه و امنیت را تقویت می کند. در اتاق خواب، شدت رایحه در طول شب به آرامی کاهش می یابد تا مغز به حضور مداوم آن عادت نکند و کیفیت خواب حفظ شود.

در این نگاه، بو دیگر یک دکور نیست؛ بخشی از معماری است. درست همان طور که شدت نور، جنس مصالح یا کیفیت آکوستیک طراحی می شوند، رایحه نیز می تواند بر اساس عملکرد هر فضا طراحی شود. شاید چند سال دیگر، هنگام معرفی تیم یک پروژه، در کنار معمار، طراح نور و متخصص آکوستیک، نام یک متخصص بویایی نیز دیده شود. آن روز، موفقیت یک ساختمان تنها با زیبایی آن سنجیده نخواهد شد، بلکه با این پرسش ارزیابی می شود:

**«این فضا با سیستم عصبی انسان چه می کند؟» 

شاید آینده معماری، ساختن ساختمان های زیباتر نباشد؛ بلکه طراحی محیط هایی باشد که مغز انسان در آن ها احساس امنیت، آرامش و فرصت بازیابی را تجربه کند. و شاید نخستین قدم این آینده، توجه به حسی باشد که سال ها در طراحی نادیده گرفته شده است. این متن عمدا با یک روایت آغاز می شود، سپس به یک ایده آینده نگر می رسد و در پایان، پیام اصلی مکتب **Recovery Architecture را منتقل می کند: معیار کیفیت معماری، واکنش سیستم عصبی انسان است، نه صرفا کیفیت بصری فضا.

مهدی شجری پژوهشگر معماری عصب محور | توسعه دهنده چارچوب Recovery Architecture بر روی آدرس پیج لینک دین کلیک کنید .
www.linkedin.com/in/mehdi-shajari-vip