*ایراهستان، محدوده جغرافیایی و مرکز ثقل سیاسی و حاکمیتی آن*

7 مرداد 1405 - خواندن 7 دقیقه - 24 بازدید

ایراهستان، محدوده جغرافیایی و مرکز ثقل سیاسی و حاکمیتی آن*



نقشه های منطبق با مرزهای جغرافیایی ایراهستان تاریخی( این نقشه ها در محدوده ی قرون یازدهم و دوازدهم هجری مطابق با هفدهم و هجدهم میلادی ترسیم شده )


ایراهستان یکی از کهن ترین حوزه های جغرافیایی جنوب ایران است که نام آن در منابع معتبر تاریخی از قرونچهارم تا هشتم هجری قمری به صورت مکرر ثبت شده است. بررسی این منابع نشان می دهد که ایراهستان نهتنها یک محدوده جغرافیایی مشخص، بلکه واحدی سیاسی و اداری با هویتی مستقل در جنوب فارس بوده است. همچنین اسناد محلی و تذکره های برجای مانده از سده های بعد، استمرار این هویت تاریخی را تایید می کنند.

*محدوده جغرافیایی ایراهستان در منابع تاریخی*

از مهم ترین منابعی که به ایراهستان پرداخته اند می توان به *تاریخ وصاف الحضره اثر شرف الدین عبداللهشیرازی، فارس نامه ابن بلخی و تاریخ شاهی* اشاره کرد. گزارش های این آثار، تصویری نسبتا روشن از گسترهجغرافیایی ایراهستان ارائه می دهد.

در *تاریخ شاهی (تالیف سال ۶۹۰ هجری قمری)* در شرح حمله نکودریان مغول به ایراهستان، محدوده اینسرزمین با «*لار و گرمسیر*» منطبق دانسته شده است. همچنین در همین اثر، به اهتمام دکتر باستانیپاریزی (ص. ۲۸۶)، در گزارش غارت یکصد و بیست هزار شتر متعلق به اموال ملک شمس الدین تازیکو آمدهاست که این شتران در ناحیه هنگ (خنج) نگهداری می شدند و آن منطقه با عنوان «*ایراهستان بالا*» شناختهمی شد.

بر پایه این گزارش، مرزهای ایراهستان چنین قابل ترسیم است:

• شمال: شهر جویم

• جنوب: سواحل دریای فارس

• شرق: کهورستان (کبرستان)

• غرب: هنگ (خنج)

در تعیین مرز شمالی نیز گزارش *مقدسی، جغرافی دان قرن چهارم هجری*، اهمیت ویژه ای دارد. وی دربارهشهر جویم می نویسد:

«این شهر در کنار رودخانه ای کوچک قرار دارد، پیرامون آن نخلستان است و میان مسجد و بازار کوچه ایدراز واقع شده است. ولایتی که در جنوب باختری آن قرار دارد، ایراهستان نامیده می شود.»

این توصیف نشان می دهد که در قرن چهارم هجری، جویم مرز شمالی ایراهستان به شمار می رفته است.

*بنابراین، بر اساس منابع معتبر تاریخی از قرن چهارم تا هشتم هجری، ایراهستان سرزمینی بوده است که ازشمال به جویم، از جنوب به سواحل خلیج فارس، از شرق به کهورستان و از غرب به خنج محدود می شده است*.

*تذکره های محلی و استمرار نام ایراهستان*

افزون بر منابع تاریخی، تذکره های محلی لار نیز شواهد ارزشمندی درباره استمرار کاربرد نام ایراهستان دراختیار پژوهشگران قرار می دهند.

یکی از مهم ترین این آثار، *تذکره شیخ محمد ابی نجم*، از مشایخ طریقت شمسیه در خنج است. این تذکره کهدر قرن دهم هجری بازنویسی شده و مطالبی فراتر از عصر حیات شیخ را نیز در خود جای داده است، علاوه برمعرفی شخصیت های عرفانی، اطلاعات مهمی درباره ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جنوب فارس درسده های هشتم و نهم هجری ارائه می کند.

مطالعه صفحه نود و نهم این تذکره، چند نکته مهم تاریخی را آشکار می سازد.

نخست آنکه در این دوره، فرمانروایی منطقه با *امیر سیف الدین نصرت لاری* بوده است؛ حاکمی که افزون براداره امور سیاسی، در عمران بقاع متبرکه و حمایت از مراکز دینی نیز نقش فعالی داشته است.

دوم آنکه منصب قاضی القضاتی منطقه بر عهده *قاضی عضدالحق والدین عبدالرحمن لاری* بوده؛ فقیه، ادیب وشاعری که ارتباط نزدیک او با شیخ محمد ابی نجم، پیوند میان نهاد حکومت، قضاوت و عرفان را نشان می دهد.

سوم آنکه بر اساس این تذکره، گنبد و آرامگاه شیخ محمد ابی نجم در سال ۷۸۹ هجری قمری، به فرمان امیرسیف الدین نصرت لاری در شهر خنج ساخته شده است. این اقدام صرفا احداث یک بنای مذهبی نبود، بلکهنمادی از سیاست فرهنگی حکومت در پاسداشت جایگاه عالمان و مشایخ دینی به شمار می رفت.

چهارم آنکه قاضی عضد عبدالرحمن لاری در ستایش شیخ چنین سروده است:

این بقعه ز لطف، جنتی روحانی است

سلطان سعید، سیف دینیش بانی است

نورانی اگر افتد، زیبد که در او

نوری است کزو جان جهان نورانی است.

این اشعار، علاوه بر ارزش ادبی، جایگاه والای شیخ محمد ابی نجم و نقش فرهنگی امیر سیف الدین نصرت لاریرا در حافظه تاریخی منطقه نشان می دهد.

*مرکز ثقل سیاسی و حاکمیتی ایراهستان*

آنچه از مجموع این اسناد برمی آید، آن است که در سده های هشتم و نهم هجری، مرکز اداره سیاسی وحاکمیتی ایراهستان در حوزه لار قرار داشته است؛ زیرا امیر منطقه با لقب «لاری» شناخته می شود،قاضی القضات نیز «لاری» است و در تذکره از قلمرو حکومت با عنوان «*خطه لار و ایراهستان*» یاد شدهاست.

در مقابل، شهر خنج، هرچند از مهم ترین مراکز علمی، عرفانی و مذهبی ایراهستان محسوب می شد، در ایناسناد به عنوان محل استقرار یکی از برجسته ترین مشایخ و آرامگاه وی معرفی شده است، نه مرکز حکومت. وکارکرد شهر خنج همانا دار الاولیای خطه ی لار و ایراهستان است

از این رو، می توان میان *مرکز سیاسی و مرکز فرهنگی و عرفانی ایراهستان* تمایز قائل شد؛ به گونه ای که لارمرکز اداره و حکومت، و خنج یکی از مهم ترین کانون های علمی و معنوی این سرزمین بوده است.

*استمرار نام «لار و ایراهستان*»

یکی از مهم ترین یافته های این تذکره، استمرار کاربرد عنوان «لار و ایراهستان» تا قرن نهم هجری است. اینموضوع نشان می دهد که عنوان متاخر «لارستان» به تدریج در دوره های بعد رواج یافته و نام تاریخی اینسرزمین در منابع کهن، «*لار و ایراهستان*» بوده است.

این گزارش تنها شاهد موجود نیست. در تذکره *سید عفیف الدین موسوی حسینی*، مشهور به شاه زندو، کهاصل آن به قرن پنجم هجری بازمی گردد، نیز از این منطقه با عنوان «*لار و ایراهستان*» یاد شده است. هم خوانی این دو منبع، با وجود فاصله زمانی چند قرن، اعتبار تاریخی این نام را تقویت کرده و استمرار هویتجغرافیایی و سیاسی ایراهستان را به اثبات می رساند.

نتیجه اینکه :

مجموع شواهد تاریخی، جغرافیایی و اسناد محلی نشان می دهد که ایراهستان در سده های نخستین اسلامی،سرزمینی با مرزهای مشخص و هویت سیاسی مستقل در جنوب فارس بوده است. منابع قرون چهارم تا هشتمهجری، حدود جغرافیایی آن را به روشنی ترسیم کرده اند و تذکره های محلی نیز استمرار نام و ساختار سیاسیآن را در قرون بعد تایید می کنند.

بر پایه این اسناد، قلمرو ایراهستان از جویم تا سواحل خلیج فارس و از کهورستان تا خنج امتداد داشته است. همچنین شواهد موجود نشان می دهد که لار مرکز ثقل سیاسی و اداری این قلمرو بوده، در حالی که خنج جایگاهبرجسته ای در حوزه فرهنگ، عرفان و حیات علمی ایراهستان داشته است. بدین ترتیب، مطالعه هم زمان منابعتاریخی و تذکره های محلی، تصویری روشن تر از جایگاه جغرافیایی، ساختار حاکمیتی و هویت تاریخیایراهستان در جنوب ایران ارائه می دهد.

منوچهر عابدی راد - مرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدی