هوش مصنوعی و استانداردسازی داده های بصری در طراحی پارچه ایران

7 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 12 بازدید

هوش مصنوعی و استانداردسازی داده های بصری در طراحی پارچه ایران

یادداشتی از نسرین معصومی بدخش، مدرس گروه هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

منتشر شده در: شماره ۳73 مجله صنعت نساجی و پوشاک (دی 1404).

در سال های اخیر، یکی از چالش های اصلی طراحی پارچه در ایران، نبود داده های بصری استاندارد و قابل اتکا بوده است؛ چالشی که با ورود هوش مصنوعی به عرصه طراحی اهمیت بیشتری پیدا کرده و مسئله «آرشیو و استانداردسازی نقوش» را به ضرورتی فوری تبدیل کرده است. همین مسئله نقطه ی آغاز بحثی است که از ثبت نقوش محلی آغاز می شود و در نهایت به آموزش الگوریتم های هوش مصنوعی برای خلق طرح های ایرانی ختم می گردد.

طراحی در نساجی، فراتر از تولید یک نقش زیباست؛ طراحی حامل هویتاست. پارچه در ایران نه تنها پوشش، بلکه رسانه ای تاریخی بوده که نشانه های فرهنگی، باورهای محلی، موقعیت جغرافیایی و حتی مناسبات اقتصادی را بازتاب داده است. نقش های قشقایی، بلوچ، شاهسون، گیلکی یا نقوش گل شاه عباسی نمونه هایی از این هویت اند که هر کدام در دل خود روایت دارند. با این وجود، بخش عمده ای از این میراث بصری، یا ثبت نشده، یا تنها به صورت پراکنده در آرشیوهای شخصی و پایان نامه ها وجود دارد. این فقدان آرشیو، امروز مانعی جدی در مسیر تولید صنعتی و به ویژه توسعه طراحی مبتنی بر هوش مصنوعی است.

برای اینکه الگوریتم ها به خلق طرح های بومی و معنا دار دست پیدا کنند، باید از داده های صحیح و استاندارد تغذیه شوند. هوش مصنوعی، همانند یک کودک بدون تجربه فرهنگی، تنها می تواند آنچه را دیده بازسازی یا ترکیب کند. اگر آنچه دیده داده های جهانی یا ناقص باشد، خروجی آن نیز هویتی جعلی یا وارداتی خواهد داشت. بنابراین، ایجاد بانک داده ی منسجم از نقوش بومی، نه فقط یک کار پژوهشی یا فرهنگی، بلکه مسئله ای صنعتی و حتی اقتصادی است. این بانک داده، مانند خوراک یا زبان مشترکی است که بدون آن، آموزش هر الگوریتمی به نتیجه مطلوب نمی رسد.

استانداردسازی داده ها به معنای گردآوری ساده تصاویر نیست. داده ی بصری برای تاثیرگذاری در طراحی و آموزش ماشین باید دارای ویژگی های مشترک، دسته بندی دقیق و قابل تحلیل باشد. این ویژگی ها می تواند شامل سیستم رنگ، نوع کاربرد (پوشاک، مبلمان، فرش، تزئینات)، شیوه بافت یا چاپ، ابعاد تکرار، نسبت هندسی، منطقه جغرافیایی و حتی طبقه بندی زمانی باشد. چنین ساختاری به پژوهشگر، طراح و الگوریتم یادگیرنده امکان می دهد تا میان نقش ها ارتباط برقرار کنند و از آن ها الگو استخراج کنند.

تجربه ی برخی کشورها در زمینه استانداردسازی داده های بصری نشان می دهد که این کار می تواند علاوه بر حفاظت از هویت فرهنگی، به اقتصاد نساجیکمک کند. در هند، آرشیو نقوش محلی به آموزش الگوریتم هایی انجامید که امروز در صنعت چاپ دیجیتال به طور گسترده استفاده می شوند و بازار جهانی پارچه های مبتنی بر هنر بومی هند را رونق بخشیده اند. نمونه هایی مشابه در مراکش و ژاپن نیز نشان می دهد که وقتی هنر بومی به داده ی استاندارد تبدیل می شود، می تواند به محصولی رقابتی در اقتصاد جهانی تبدیل شود. این تجربه ها برای ایران قابل استفاده اند؛ زیرا کشور ما به لحاظ تنوع فرهنگی، از کشورهای یادشده غنی تر است.

در ایران نیز تلاش هایی محدود و بیشتر شخصی آغاز شده است. برخی برندهای کوچک یا پژوهشگران مستقل به صورت پروژه ای به گردآوری نقوش محلی پرداخته اند، اما نبود ساختار واحد باعث شده خروجی این تلاش ها پراکنده و اغلب غیر قابل استفاده برای صنعت و هوش مصنوعی باشد. اگر قرار است این منابع به بخشی از آینده طراحی تبدیل شوند، باید همکاری میان دانشگاه، صنعت، پژوهشگران فرهنگ و دولت ایجاد شود. ساخت بانک داده، پروژه ای است میان رشته ای که مشارکت طراحان، نساجان، پژوهشگران صنایع فرهنگی، برنامه نویسان و کارشناسان داده را می طلبد.

همچنین باید به مسئله حقوق و مالکیت فکری توجه کرد. استانداردسازی بدون تعیین مالکیت، می تواند آسیب زا باشد، چون داده می تواند زمینه سوءاستفاده، صادرات بدون مجوز یا از دست رفتن منبع اقتصادی برای ایران باشد. اگر بناست آرشیو نقوش محلی و بومی به منبع الهام هوش مصنوعی تبدیل شود، باید قوانین مشخصی برای استفاده عادلانه، درآمدزایی و حفاظت حقوقی از آن تدوین شود. طراحی مبتنی بر داده، اگر بدون قانون باشد، می تواند به نابودی منبعی تبدیل شود که قرار است از آن حفاظت کند.

در نهایت، حرکت به سمت طراحی مبتنی بر داده، به معنای کنار گذاشتن هنر یا اصالت نیست؛ بلکه روشی برای ثبت هویت ایرانی در عصر دیجیتال است. آرشیو نقوش محلی و استانداردسازی آن ها، فرصتی برای بازتعریف طراحی پارچه در ایران است؛ مسیری که می تواند هم میراث فرهنگی را حفظ کند و هم زمینه خلق محصولات رقابتی در بازار جهانی را فراهم آورد. اگر این داده ها به درستی جمع آوری، دسته بندی و قانونی شوند، هوش مصنوعی نه تهدیدی برای هویت، بلکه ابزاری برای گسترش آن خواهد بود؛ ابزاری که به طراح ایرانی امکان می دهد میراث بصری خود را با زبان تولید جهانی پیوند دهد.

این آینده، تنها زمانی قابل تحقق است که ایران استانداردهای بصری را جدی بگیرد. طراحی در قرن جدید، نه فقط خلق نقش، بلکه خلق «داده ای است که هویت می سازد»؛ داده ای که اگر امروز ثبت نشود، فردا دیگر فرصتی برای ثبت کردنش نخواهیم داشت.