نقد و بررسی سخن های حکیمانه

10 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 91 بازدید

در دنیای حکمت سیاری از گزاره های حکیمانه، بیش از حد مطلق گرا هستند. بسیاری از آنها در شرایطی درست اند، اما وقتی به قانون کلی تبدیل می شوند، می توانند گمراه کننده باشند.

در این یادداشت به نقد سخنانی حکیمانه در مورد سکوت می پردازم:

۱. «سکوت، علامت رضاست.»

منبع: از قواعد مشهور فقهی و حقوقی اسلامی 

نقد:

این جمله در بسیاری از موقعیت ها نادرست است. سکوت ممکن است ناشی ا هر کدام از موارد زیر باشد: ترس، شرم، ناتوانی در دفاع، شوک و یا حتی بی تفاوتی باشد.

بنابراین سکوت همیشه به معنای رضایت نیست.

۲. «سکوت، طلاست.»

منبع: ضرب المثل بسیار قدیمی که در زبان های مختلف وجود دارد (در انگلیسی: Speech is silver, silence is golden.)


نقد:

اگر همه سکوت کنند، ظلم ادامه پیدا می کند.

فساد آشکار نمی شود. علم پیشرفت نمی کند.

هیچ نظریه ای نقد نمی شود.

بسیاری از پیشرفت های بشر حاصل کسانی بوده که سکوت نکرده اند و اگر قرار بود همه سکوت را معادل طلا می دانستند اکنون دنیای مانند هزارن سال داشتیم با هیچ پیشرفتی در علم، فلسفه و...


۳. «اگر سخن نقره است، خاموشی زر است.»

منبع: منسوب به شاعران و حکمای فارسی و همچنین در فرهنگ اروپایی ریشه دارد.


نقد: گاهی برعکس است؛

یک جمله می تواند جان انسانی را نجات دهد.

یک اعتراض می تواند جلوی یک جنایت را بگیرد.

یک کشف علمی با سخن گفتن منتشر می شود و مانند نظریه نسبیت و... دنیا را زیر و رو می کند.

در چنین مواردی ، سخن از طلا هم ارزشمندتر است.

۴. «دو گوش داری و یک زبان؛ پس دو برابر گوش کن و یک برابر حرف بزن.»

منبع: معمولا به زنون کیتیومی نسبت داده می شود، هرچند انتساب قطعی نیست.

نقد:

این استدلال از نظر منطقی ضعیف است.

تعداد اعضای بدن دلیل فلسفی یا اخلاقی نیست.

اگر قرار باشد از تعداد اعضا نتیجه بگیریم:

یک مغز داریم پس باید دو برابر آنچه که فکر می کنیم، گوش کنیم

دو چشم داریم، پس باید دو برابر نگاه کنیم اما نصف آن تفکر کنیم و...

این یک قیاس شاعرانه است، نه استدلال منطقی.

که از اتفاق بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

۵. «سکوت نشانه عقل است.»

منبع: در منابع اسلامی و ادبیات فارسی به صورت های مختلف آمده و گاهی به امام علی(ع) نیز نسبت داده می شود، اما همه نقل ها از نظر سند یکسان نیستند.

نقد:

شاید سکوت باعث شود حماقت فرد کمتر آشکار شود، اما این دلیل نمی شود که خود سکوت نشانه عقل باشد. فقط از بروز عیوب جلوگیری می کند و بقول معروف املای نانوشته غلط ندارد. گاهی ممکن است، فردی بسیار باهوش باشد و زیاد سخن بگوید.

فردی بسیار نادان باشد و کاملا ساکت بماند.

پس بین «کم حرف بودن» و «عاقل بودن» رابطه ضروری وجود ندارد.

۶. «بهتر است خاموش بمانی و احمق پنداشته شوی تا سخن بگویی و همه شک را برطرف کنی.»

منبع: معمولا به مارک تواین نسبت داده می شود، اما انتساب آن قطعی نیست.

نقد:

این توصیه ممکن است برای جلوگیری از اشتباه مفید باشد، اما اگر همه چنین کنند: کسی سوال نمی پرسد. کسی یاد نمی گیرد. کسی ایده جدید مطرح نمی کند. در صورتیکه اشتباه کردن بخش مهمی از یادگیری است.

در مجموع سکوت به خودی خود نه فضیلت است و نه نشانه عقل. همان گونه که پرحرفی نیز لزوما نشانه نادانی نیست. ارزش سخن یا سکوت را باید با توجه به موقعیت، هدف، محتوا و پیامدهای آن سنجید، نه صرف تعداد کلمات.

ذکر این مثال های تاریخی تهی از لطف نیست:

سقراط اگر سکوت می کرد، فلسفه به شکل امروز شکل نمی گرفت.

گالیله اگر سکوت می کرد، دفاع از نظریه های علمی اش هرگز مطرح نمی شد.

مارتین لوتر کینگ جونیور بارها تاکید کرد که سکوت در برابر بی عدالتی خود نوعی همراهی با آن است.

در هر حال حتی در مورد سخنان حکیمانه نیز باید تفکر کرد و بصرف بودن در رسته سخنان حکیمانه به طور مطلق به آن تن نداد مگر آنکه درستی مطلق آن اثبات شود که چنین موردی هم کمتر اتفاق می افتد چراکه در دنیا نسبیت بر قطعیت غلبه دارد . مگر مواردی چون دودو تا و...