طبقه بندی و تحلیل دانش بومی بادها در ایل بهمئی
مقدمه
درک پدیده های جوی و پیش بینی تغییرات آب وهوا از دیرباز در فرهنگ جوامع عشایری و روستایی ایران جایگاهی بنیادین داشته است. ایل بهمئی، به عنوان یکی از ایلات کهن لرنشین در دامنه های زاگرس میانی، به واسطه زیست بوم کوهستانی و وابستگی شدید معیشت به چرای دام، کشت دیم و کوچ فصلی، دانشی تجربی و دقیق از سامانه های بادی منطقه خود پرورانده است. این دانش که طی نسل ها انباشته شده، نه تنها در پیش بینی بارش، سرما و طوفان کاربرد دارد، بلکه با باورهای سلامت، بیماری و پالایش هوا نیز گره خورده است. هدف این مقاله، مستندسازی و تحلیل علمی انواع بادهای شناخته شده در ایل بهمئی بر اساس مشاهدات میدانی و دانش بومی است. این پژوهش از نوع اقلیم شناسی بوده و می کوشد طبقه بندی محلی بادها، ویژگی های فصلی، نشانه های پیش بینی و باورهای مرتبط با هر باد را ارائه دهد.
1- پیش زمینه جغرافیایی و اقلیمی منطقه بهمئی
ایل بهمئی عمدتا در نواحی شرقی و شمال شرقی استان خوزستان، بخش هایی از کهگیلویه و بویراحمد و غرب استان چهارمحال و بختیاری سکونت دارد. قلمرو این ایل شامل دامنه های میانی و شرقی زاگرس، دره های پرپیچ وخم، تنگه های باریک و قله های مرتفعی مانند کوه های سفید، غارون، دلفروز و سیاه است. این ناهمواری ها باعث تنوع اقلیمی در مقیاس محلی و شکل گیری بادهای متعدد با جهت ها و رفتارهای متفاوت می شود. در فصل زمستان، پدیده «سحال» (نوعی یخبندان) و مه صبحگاهی از ویژگی های برجسته اقلیم این ناحیه است. در چنین بستری، اهالی ایل برای هر بادی نامی خاص نهاده و رفتار، زمان و اثر آن را با دقت ثبت کرده اند.
2- باد چپ (جنوب شرقی)
باد چپ، بادی است که از جهت جنوب شرقی منطقه بهمئی می وزد. بر اساس دانش بومی، این باد دو چهره متفاوت در فصول مختلف دارد. در زمستان، اگر هوا ابری باشد و باد چپ بوزد، اهالی آن را نشانه حتمی بارندگی می دانند و به همین دلیل به آن پیشاهنگ باران می گویند؛ شدت بارش متناسب با تداوم وزش این باد ارزیابی می شود. در تابستان، وزش باد چپ نامبارک و ناخوشایند تلقی می شود، زیرا مردم محلی معتقدند این باد انواع بیماری ها و مریضی ها را با خود می آورد و از قرار گرفتن در معرض آن پرهیز می کنند. از دیدگاه علمی، باد چپ در زمستان می تواند ناشی از نفوذ سامانه های کم فشار مدیترانه ای یا سودانی باشد که از جنوب شرقی وارد منطقه می شود و رطوبت را افزایش می دهد، در حالی که در تابستان همان جهت باد ممکن است هوای گرم و خشک کویری را منتقل کند که برای سلامت تنفسی و پوستی مضر است.
3- باد زیر روز (غربی غروبگاهی)
در گویش محلی بهمئی، هنگام غروب آفتاب «زیر روز» گفته می شود زیرا خورشید به زیر افق می رود و شب بر روی روز قرار می گیرد. باد زیر روز، بادی است که هنگام غروب از سمت غرب می وزد. فصل غالب این باد تابستان است و در این فصل وزش آن نسبتا گرم می باشد، ولی هوا را صاف و زلال می کند. اگر هوا ابری یا غبارآلود باشد، این باد با وزیدن، ابرها و گردوغبار را پراکنده و آسمان را صاف می نماید. باد زیر روز در زمستان به ندرت مشاهده می شود و در صورت وزش، شدت آن ضعیف است. حداکثر شدت این باد در اواسط تابستان است و به تدریج با نزدیک شدن به پاییز کاهش می یابد. تحلیل علمی نشان می دهد که باد غربی غروبگاهی معمولا ناشی از جریان بازگشتی کوهستان به دشت پس از گرمای روز است و با تهویه محلی، لایه های ناپایدار سطحی را جابه جا کرده و دید افقی را افزایش می دهد.
4- باد شمال (شمال غربی)
باد شمال از جهت شمال غربی منطقه می وزد. بیشینه شدت این باد در تابستان است و در این فصل نسبتا خشک و خنک بوده و گاه به تلطیف گرمای شدید کمک می کند. در زمستان، باد شمال سرد و تیز است؛ اگر هوا ابری باشد و لکه های ابر در آسمان دیده شوند، این باد ابرها را پراکنده و هوا را صاف می کند. به عبارت دیگر، باد شمال در زمستان نشانه پایان ابرناکی و شروع سرمای خشک است. در بهار و پاییز نیز این باد می وزد اما با شدت کمتر. از نظر علمی، باد شمال غربی در زمستان غالبا همراه با نفوذ توده هوای قطبی‑قاره ای از سیبری یا اروپای شرقی است که هوای سرد و پایدار را به همراه می آورد، در حالی که در تابستان همین جهت باد می تواند ناشی از گرادیان فشار بین جلگه خوزستان و ارتفاعات زاگرس باشد.
5- باد کوهباد (شمال شرقی)
باد کوهباد از جهت شمال شرقی منطقه می وزد. این باد از نظر شدت و تاثیرات فرهنگی، بارزترین و مهیب ترین باد در دانش بومی بهمئی است. فصل اوج آن اوایل پاییز، به ویژه ماه مهر است. در این زمان، شدت باد گاهی به حدی می رسد که درختان تنومند بلوط را در نقاط بادگیر (سردسیری) از ریشه برمی کند. اهالی معتقدند کوهباد با وزش خود «امراض موجود را با خود می برد» و از این رو پاییز را فصل زوال بیماری ها می دانند؛ این باور احتمالا ریشه در کاهش رطوبت و پاکیزگی هوا پس از وزش باد شدید دارد. کوهباد در زمستان و تابستان نیز می وزد اما شدت آن قابل مقایسه با پاییز نیست. تحلیل علمی نشان می دهد که باد شمال شرقی در پاییز می تواند ناشی از استقرار پرفشار سیبری و وزش بادهای گرادیان شدید از سمت کوهستان به دشت باشد و سرعت بالای آن به دلیل اثر ونچری در تنگه های کوهستانی تشدید می شود. نقش آن در پراکندگی هاگ های قارچی و آلاینده ها از نظر علمی قابل دفاع است.
6- گردباد (گردوگلیله- تندباد محلی)
علاوه بر بادهای جهتی، در بخش هایی از قلمرو ایل بهمئی (مانند منطقه بهمنی احمدی) پدیده گردباد (تونادوی ضعیف یا گردباد حرارتی) نیز گزارش شده است. از نگاه بومی، این گردباد بیشتر در مناطق کوهپایه ای و دشت های باز ایل مشاهده می شود و زمان وقوع آن عمدتا در فصل پاییز است. گردباد چنان قدرتی دارد که کاه ها و کومه های علف خشک را از جای خود برکنده و تا فاصله ۳۰ تا ۴۰ متری پرتاب می کند. از نظر علمی، گردبادهای محلی در مناطق کوهپایه ای بر اثر گرمای ناهمسان سطح زمین و وجود برش قائم باد شکل می گیرند. در پاییز، تضاد دمایی بین دامنه های آفتابگیر و سایه گیر می تواند گردابه های کوچکی ایجاد کند که اگرچه خسارت بار نیستند، اما در حافظه جمعی جایگاه ویژه ای دارند.
7- باورهای پیوسته با بادها و سلامت
دانش بادها در ایل بهمئی تنها به پیش بینی آب وهوا محدود نمی شود، بلکه پیوند میان باد و سلامت بدن یکی از مولفه های قوی این دانش است. باد چپ در تابستان «بیماری زا»، باد شمال در زمستان «سرمابخش»، باد زیر روز «صاف کننده» و باد کوهباد «بیماری بر» معرفی شده است. چنین طبقه بندی ای نشان دهنده نظامی نشانه شناختی است که در آن هر پدیده طبیعی بار اخلاقی و زیست پزشکی پیدا می کند. از دیدگاه پزشکی محیطی، برخی از این باورها می تواند ریشه در تجربه مکرر همه گیری های فصلی (مثل سرماخوردگی در بادهای سرد یا مالاریا در بادهای گرم جنوب شرقی) داشته باشد.
نتیجه گیری
مطالعه انواع بادها در ایل بهمئی نشان می دهد که جوامع عشایری زاگرس، بدون بهره مندی از ابزارهای هواشناسی مدرن، سامانه های پیچیده ای از مشاهده، نام گذاری و تفسیر بادهای محلی ایجاد کرده اند. پنج نوع اصلی باد شامل باد چپ (جنوب شرقی)، باد زیر روز (غربی غروبگاهی)، باد شمال (شمال غربی)، باد کوهباد (شمال شرقی) و گردباد محلی در این مقاله معرفی و تحلیل شد. هر یک از این بادها دارای فصل غالب، نشانه های پیش بینی (باران، صافی هوا، پراکندگی ابرها) و باورهای مرتبط با سلامت (بیماری زا یا بیماری بر) هستند. از آنجا که تغییر اقلیم و یکسان سازی فرهنگی در حال فرسایش این دانش بومی است، ثبت نظام مند و مستندسازی آن یک ضرورت علمی و میراثی به شمار می رود. پیشنهاد می شود این داده ها در قالب پایگاه داده دانش اقلیمی بومی ایران و نیز در برنامه های آموزش محیط زیست مدارس مناطق عشایری گنجانده شود. همچنین همکاری بین دانشگاهیان و ریش سفیدان ایل بهمئی می تواند به کشف الگوهای بادی پیش بینی نشده در مدل های جوی کمک کند.
