آزادی در گفتمان انقلاب اسلامی؛ مرزها، معانی و تمایزها

16 مرداد 1405 - خواندن 8 دقیقه - 12 بازدید

آزادی در گفتمان انقلاب اسلامی؛ مرزها، معانی و تمایزها

چکیده:
آزادی یکی از بنیادیترین مفاهیم در عصر مدرن است، اما درک آن در گفتمان انقلاب اسلامی، تمایزی عمیق با برداشتهای رایج در تمدن غربی دارد. این یادداشت با تکیه بر بیانات و اندیشه رهبر شهید، به تبیین مفهوم آزادی از منظر اسلام میپردازد. سه تفاوت اساسی میان نگاه اسلامی و غربی به آزادی بررسی میشود: توجه به موانع درونی آزادی، ریشهی توحیدی آزادی در برابر اصالت تمنیات بشری، و گسترهی محدودیتهای آزادی که شامل حفظ منافع فردی نیز میشود. در پایان، ظرفیت های جمهوری اسلامی برای تحقق این الگوی آزادی مورد اشاره قرار میگیرد.

مقدمه: آزادی، گمشدهی بزرگ عصر جدید

در عصر ما، واژهی «آزادی» به یکی از پر بسامد ترین و در عین حال پر ابهام ترین مفاهیم تبدیل شده است. تقریبا هیچ نظام سیاسی و فرهنگی نیست که پرچم آزادی را بر نیافراشته باشد، اما هرکدام تعریف و مصداقی خاص از آن ارائه میدهند. پرسش اساسی این است: آیا آزادی صرفا به معنای نبود مانع بیرونی است، یا فراتر از آن، به رهایی از قید های درونی و معنوی نیز اشاره دارد؟ آیا آزادی مطلق تمنیات بشری است، یا آزادی در گرو بندگی خداست؟

در گفتمان انقلاب اسلامی، پاسخ به این پرسش ها، معرفت شناختی متفاوت را شکل داده است. این یادداشت میکوشد تا با تکیه بر بیانات رهبر شهید، چارچوب نظری آزادی در اسلام را به زبانی روان و در عین حال مستند، برای مخاطب عام و خاص تبیین کند.

۱) آزادی در اسلام؛ رهایی از عبودیت غیر خدا

قرآن کریم در آیه ی ۶۴ سورهی آل عمران، خطاب به اهل کتاب میفرماید:«تعالوا الی کلمه سواء بیننا وبینکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله»
ترجمه: (بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است: که جز خدا را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او قرار ندهیم، و برخی از ما برخی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیریم.)

این آیه، منشور آزادی اسلامی را ترسیم میکند: آزادی از پرستش هرچه غیرخداست؛ چه بت های سنگی، چه هوا های نفسانی، چه نظام های استبدادی، چه قدرت های سلطه گر، و چه منافع مادی چیره شده بر عقل و وجدان. امیرالمومنان (ع) در تبیین فلسفه ی جهاد، آن را چنین معنا میکنند:
«لیخرج الناس من عباده العباد الی عباده الله، و من طاعه العباد الی طاعه الله، و من ولایه العباد الی ولایه الله»
ترجمه: (جهاد برای این است که مردم را از پرستش بندگان به پرستش خدا، از اطاعت بندگان به اطاعت خدا، و از ولایت بندگان به ولایت خدا درآورد.)

لذا در این نگاه، آزادی ریشه دارترین مفهوم سیاسی است؛ نه رهایی برای هرج ومرج، بلکه رهایی برای بندگی آگاهانه ی خداوند متعال.

۲) سه تفاوت بنیادین آزادی اسلامی با آزادی غربی

در بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی، سه تمایز اساسی میان مفهوم آزادی در اسلام و برداشت غالب در تمدن غرب ترسیم شده است که در ادامه به اختصار بیان میشود:

تفاوت اول: موانع آزادی؛ درونی و بیرونی
در نگاه رایج غربی، آزادی محدود به موانع بیرونی است؛ یعنی نیرو هایی چون دولت جبار، نظام اقتصادی ستمگر، یا تحمیل خارجی که اراده ی انسان را محدود میکنند. اما در اسلام، افزون بر این موانع بیرونی، یک دسته موانع درونی نیز مطرح است: هوای نفس، حرص، طمع، ترس، شهوت، خودبینی، و وابستگی های روحی که انسان را از درون به اسارت میکشند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی در این باره میفرمایند:
«آن انسانی که بر اثر ضعف ها، بر اثر ترس، بر اثر طمع، بر اثر حرص، بر اثر شهوات نفسانی مجبور میشود تحمیلاتی را و محدودیت هایی را قبول کند، آن انسان هم در حقیقت آزاد نیست.»

شاهد تاریخی این مدعا، انقلاب اسلامی ایران است: مردم تا زمانی که اسیر ترس و طمع بودند، در برابر دیکتاتوری سکوت کردند، اما هنگامی که «حصار ترس» و «حصار طمع» را شکستند، دیگر هیچ قدرتی نتوانست آنها را سر جایشان بنشاند. تقوا و تزکیه، در همین معنا، رهایی از موانع درونی است و شرط اصلی آزادی پایدار.

تفاوت دوم: ریشه ی آزادی؛ توحید یا تمنیات
در فلسفهی سیاسی غرب (به ویژه در قرون هجدهم و نوزدهم)، آزادی ریشه در خواسته ا و تمنیات انسان دارد؛ هرچه انسان میخواهد، تا جایی که به آزادی دیگران لطمه نزد، باید مجاز باشد. اما در اسلام، ریشه ی آزادی توحید است؛ یعنی باور به اینکه هیچکس جز خداوند، ارباب مطلق نیست.
از این منظر، آزادی مبتنی بر تمنیات، انسان را نه به آزادی که به اسارت نفس میکشاند. امیرالمومنین (ع) میفرمایند: «من ترک الشهوات کان حرا»؛ ترجمه: (آنکه شهوت های خود را رها کند، آزاد است). و در مقابل، امام سجاد (ع) میفرمایند: «اعز الناس من ترک الشهوات»؛ ترجمه: (عزیزترین مردم کسی است که شهوتها را رها کند.)

در دنیای امروز، استعمار گران با ترویج آزادی جنسی و مصرف گرایی، در واقع ملت ها را از درون اسیر میکنند؛ اسیری که از هر زندان بیرونی خطرناک تر است. گفتمان انقلاب اسلامی، با ارائه ی الگوی آزادی توحید محور، این دام را آشکار میسازد.

تفاوت سوم: حدود آزادی؛ فراتر از عدم تضییع دیگران

در فرهنگ غرب، آزادی تا جایی مجاز است که به آزادی دیگران آسیب نزند. این حد، اجتماعی و بیرونی است. اما در اسلام، آزادی حتی نباید به خود شخص نیز آسیب برساند. به عبارت دیگر، «خودآزاری» (اعم از جسمی، روحی، اخلاقی یا اقتصادی) نیز ممنوع است.
قرآن کریم میفرماید: «ولا تقتلوا انفسکم» و «ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه».
از این رو، انسان مسلمان نمیتواند به بهانه ی آزادی، مال خود را تباه کند، جان خود را به خطر بیندازد، یا با بی حجابی و فساد، شخصیت و کرامت خویش را خدشه دار سازد. اما نکته ی ظریف این است که نظارت بر این حوزه، به عهده ی وجدان فردی و خداست؛ تجسس و تفتیش آزادیه ای شخصی در اسلام ممنوع است، مگر آنکه آسیب آن به جامعه تسری یابد.

۳) آزادی در جمهوری اسلامی؛ ترکیب «جمهوریت» و «اسلامیت»

جمهوری اسلامی، نه لیبرال دموکراسی غربی است و نه دیکتاتوری دینی متحجر. در این نظام، دو رکن «مردم سالاری» و «التزام به شریعت» در هم تنیده شده اند. انتخاب های آزاد، رقابت های سیاسی، نقد منصفانه، و مشارکت عمومی، ارزش های انکار ناپذیرند، اما در چارچوب اصول اخلاقی و الهی.

این یعنی آزادی، به معنای رهاسازی غرایز نیست؛ آزادی، زمینه ساز رشد همه جانبه ی انسان است. رهبر شهید در این زمینه تاکید دارند که «جمهوری اسلامی، آن دموکراسی مبتنی بر مبانی غلط غربی را رد میکند. مردمسالاری دینی به معنای کرامت حقیقی انسان و حرکت عموم مردم در چهارچوب دین خداست».

آزادی حقیقی، در این نگاه، نه در هرج ومرج بی قید، بلکه در «عبودیت مختارانه» معنا مییابد؛ جایی که انسان با انتخاب آگاهانه، خود را از بردگی هوا ها و زور ها رها میسازد و به کرامت خلیفه اللهی دست مییابد.

نتیجه گیری: آزادی، پروژه ای ناتمام
در جهانی که آزادی به نام مصرف و کام جویی تبلیغ میشود، گفتمان انقلاب اسلامی، یادآوری این حقیقت است که آزادی حقیقی، بدون «آزادی معنوی» و «رهایی از درون»، سرابی بیش نیست. از این منظر، انقلاب اسلامی نه فقط یک رخداد سیاسی، که یک طرح انسان شناختی است؛ طرحی برای باز تعریف انسان آزاد، انسانی که در پرتو توحید، عبودیت، و عدالت، به شکوفایی استعداد های الهی خویش میرسد.

این پروژه، ناتمام است و به تلاش مستمر نسل ها نیاز دارد؛ اما ره یافت آن، برای هر پژوهشگر فرهنگ و جامعه شناسی، و برای هر شهروندی که در پی معنای راستین آزادی است، چراغ روشنی در افق تاریک مدرنیته باقی خواهد ماند.

جمع آوری شده از کتاب دوران جدید عالم
به قلم امیرعلی مرادی جعفری