رقابت فرساینده رسانه های جمعی با شبکه های اجتماعی

رقابت فرساینده رسانه ها با شبکه های اجتماعی امروز یکی از بزرگ ترین دردسرهای دنیای خبر است.
رقابتی که هر روز شدیدتر می شود و رسانه های حرفه ای را در موقعیتی قرار داده که باید با سرعت، جذابیت و حجم عظیم محتوای شبکه های اجتماعی دست وپنجه نرم کنند. شبکه های اجتماعی با امکانات ساده، سرعت بالا و دسترسی گسترده، عملا تبدیل شده اند به رقیبی که نه هزینه دارد، نه محدودیت، نه تعهد بالا و نه استاندارد حرفه ای؛ همین باعث شده رسانه ها برای دیده شدن، برای حفظ مخاطب و حتی برای بقا، مجبور شوند در میدانی بازی کنند که قواعدش را دیگران تعیین می کنند.
در شبکه های اجتماعی هر کاربر می تواند خبرنگار باشد، هر ویدئو می تواند خبر شود و هر شایعه می تواند در چند دقیقه میلیون ها بازدید بگیرد ؛ این یعنی رسانه ها باید با موجی از محتوا رقابت کنند که نه قابل کنترل است ، نه قابل پیش بینی و نه همیشه قابل اعتماد. در این رقابت، سرعت تبدیل می شود به مهم ترین معیار. شبکه های اجتماعی خبر را در چند ثانیه منتشر می کنند، بدون اینکه نیاز به بررسی، تایید یا تحلیل داشته باشند. اما رسانه های جمعی می بایست استانداردهای حرفه ای را رعایت کنند؛ باید منبع را چک کنند، باید صحت خبر را بسنجند از همه مهم تر باید پیامدهای انتشار را در نظر بگیرند چون باید به مراجع پاسخگو باشند. همین فاصله میان سرعت شبکه های اجتماعی و دقت رسانه ها باعث می شود مخاطب در لحظه اول سراغ شبکه های اجتماعی برود و رسانه ها همیشه یک قدم عقب تر باشند. این عقب ماندگی ، فشار روانی و حرفه ای زیادی ایجاد می کند؛ رسانه ها می خواهند سریع باشند اما نمی توانند از اصول حرفه ای عبور کنند، و همین دوگانگی آن ها را در رقابتی فرساینده گرفتار کرده است.
از طرف دیگر، شبکه های اجتماعی با الگوریتم هایی کار می کنند که محتوا را بر اساس جذابیت، هیجان و واکنش کاربران پخش می کنند، نه بر اساس اهمیت یا صحت. این یعنی یک خبر زرد، یک شایعه یا یک ویدئوی احساسی می تواند بیشتر از یک گزارش دقیق و حرفه ای دیده شود. رسانه ها برای اینکه در این فضا دیده شوند، گاهی مجبور می شوند تیترهای هیجانی تر بزنند، محتوا را کوتاه تر کنند یا حتی از سبک های عامه پسند استفاده کنند؛ این روند کم کم استانداردهای حرفه ای را فرسوده می کند و رسانه را از هویت اصلی اش دور می سازد. در واقع، شبکه های اجتماعی رسانه ها را به سمتی می برند که بیشتر «جذاب» باشند تا «دقیق» و این تغییر بسیار خطرناک است.
چالش دیگر، تغییر رفتار مخاطب است. مردم امروز خبر را در قالب ویدئوهای کوتاه، استوری، پست های چندثانیه ای و محتوای سریع مصرف می کنند. کمتر کسی حوصله خواندن گزارش های بلند یا تحلیل های عمیق دارد. این تغییر ذائقه باعث شده رسانه ها برای حفظ مخاطب مجبور شوند سبک تولید محتوا را تغییر دهند؛ باید ویدئو بسازند، باید خلاصه نویسی کنند، باید در چند جمله پیام را منتقل کنند. اما این تغییر همیشه به نفع کیفیت نیست . بسیاری از موضوعات مهم نیاز به تحلیل و توضیح دارند و نمی توان آن ها را در قالب های کوتاه شبکه های اجتماعی خلاصه کرد. همین تضاد میان نیاز حرفه ای رسانه و سلیقه مخاطب، فشار مضاعفی ایجاد می کند. در کنار همه این ها، شبکه های اجتماعی فضای انتشار را کاملا رایگان و بدون محدودیت فراهم می کنند، اما رسانه ها باید هزینه سرور، نیروی انسانی، تجهیزات، تولید محتوا و مدیریت را بپردازند. این تفاوت باعث شده رسانه ها در رقابت اقتصادی نیز عقب بمانند. شبکه های اجتماعی درآمدهای کلان از تبلیغات می گیرند، اما رسانه ها با کاهش درآمد تبلیغات و هزینه های سنگین اداره رسانه مواجه اند. این فشار اقتصادی باعث می شود رسانه ها نتوانند در فناوری، کیفیت محتوا یا جذب نیروهای حرفه ای سرمایه گذاری کنند و همین ضعف، فاصله آن ها با شبکه های اجتماعی را بیشتر می کند.
رقابت رسانه ها با شبکه های اجتماعی فقط یک رقابت ساده نیست و بی ربط هم نیست اگر از اصطلاح یک نبرد تمام عیار استفاده کنیم. نبرد میان حرفه ای گری و سرعت، میان دقت و هیجان، میان استاندارد و الگوریتم.
رسانه ها اگر نتوانند خود را با این شرایط جدید تطبیق دهند، اگر نتوانند هم کیفیت را حفظ کنند و هم سرعت را بالا ببرند، اگر نتوانند مخاطب را در میان انبوه محتوا خود حفظ کنند ، با کمال تاسف به تدریج از میدان رقابت حذف می شوند. آینده رسانه ها وابسته به این است که یاد بگیرند چگونه در کنار شبکه های اجتماعی کار کنند، نه در برابر آن ها؛ باید از این فضا برای دیده شدن استفاده کنند، باید محتوا را هوشمندانه تر ارائه دهند و باید هویت حرفه ای خود را حفظ کنند.
رقابت فرساینده رسانه ها با شبکه های اجتماعی ادامه دارد، اما رسانه هایی که بتوانند میان سرعت و دقت تعادل ایجاد کنند، همچنان می توانند جایگاه خود را حفظ کنند.