«تغذیه مادر» کلید پیشگیری از گلوکوم مادرزادی

19 مرداد 1405 - خواندن 2 دقیقه - 29 بازدید
پزشکی کلاسیک، گلوکوم مادرزادی (آب سیاه) را عمدتا یک اختلال تکاملی با زمینه های ژنتیکی می داند. اما آیا این نگاه بیش ازحد تک بعدی نیست؟

بر مبنای یافته های پژوهشی اخیر خود، به این فرضیه ی کلیدی دست یافتم که محیط رحم، یک آزمایشگاه ایزوله نیست. جنین در دوران اندام زایی، به شدت تحت تاثیر ریزمحیط مادری است. وقتی تغذیه ی مادر غرق در ترکیبات پیش التهابی (Pro-inflammatory) باشد، بدن مادر وارد وضعیت التهاب سیستمیک می شود. این التهاب، صرفا حال مادر را دگرگون نمی کند؛ بلکه می تواند سیگنال های اشتباهی به بافت های در حال شکل گیری جنین مخابره کند.

در علم اپی ژنتیک، محیط می تواند بیان ژن ها را تغییر دهد، بدون آنکه ساختار DNA را عوض کند. وقتی جنین در معرض محیطی مملو از فاکتورهای التهابی قرار می گیرد، این سیگنال ها ممکن است مسیر تمایز سلولی در بافت های چشمی را منحرف کنند. اینجاست که ما با جبر محیطی روبه رو می شویم؛ عاملی که شاید بیشتر از ژنتیک، در سرنوشت بافت های بدن موثر باشد.

آیا ممکن است انسداد مجاری تخلیه ی مایع چشم، نه یک خطای کدنویسی ژنتیکی، بلکه پاسخی به استرس های بیوشیمیایی محیطی در حساس ترین دوران رشد جنین باشد؟ این فرضیه، ضرورت بازنگری در پروتکل های مراقبت از سلامت مادران را مطرح می کند.

وقت آن رسیده که از نگاه صرفا ژنتیک محور فاصله بگیریم. ما نیازمند نگاهی کل نگر هستیم که در آن هر غذای انتخابی مادر، نوعی سیگنال زیستی برای جنین تلقی شود. شاید گلوکوم مادرزادی، هزینه ی پنهان تغذیه ی ناآگاهانه ی ما در دنیای مدرن باشد. امید می رود با طرح این فرضیه و توجه به اصلاح الگوهای تغذیه ای، بتوان گامی موثر در کاهش نرخ ابتلای نوزادان به این عارضه ی پرخطر چشمی برداشت.

✍️ پژوهشگر و نویسنده: فرحناز فیروزی