افین؛ از حفاظت تا بازآفرینی میراث، منظر و گردشگری

24 مرداد 1405 - خواندن 7 دقیقه - 311 بازدید

روستای افین در شهرستان زیرکوه خراسان جنوبی، نمونه ای از یک سکونتگاه تاریخی با ساختاری چندلایه است که در فرآیندی تاریخی و در پیوند متقابل میان اقلیم، ساختار طبیعی، نظام تولید، منابع آب، الگوی استقرار، معماری بومی و مناسبات اجتماعی شکل گرفته است. برهم کنش این مولفه ها در طول زمان، به شکل گیری منظر فرهنگی افین انجامیده؛ منظری که در آن ساختار کالبدی سکونتگاه، نظام های طبیعی و تولیدی و شیوه های زیست اجتماعی در ارتباطی متقابل قرار دارند. از این منظر، افین را باید سکونتگاهی تاریخی و زنده دانست که تداوم حیات آن، مبنای هرگونه سیاست گذاری و برنامه ریزی برای حفاظت، بازآفرینی و توسعه گردشگری است.

قرار گرفتن افین در مسیر حضور در شبکه روستاهای گردشگری سازمان جهانی گردشگری، هم زمان با مجموعه ای از اقدامات انجام شده در حوزه میراث، گردشگری و جامعه محلی، نشان دهنده شکل گیری فرآیندی تدریجی برای بازتعریف جایگاه این سکونتگاه است. اقدامات تخصصی برای شناسایی و معرفی ظرفیت های گردشگری، پیگیری مرمت و حفاظت از عناصر تاریخی، تخصیص اعتبارات، سامان دهی مسیرهای گردشگری و توجه به زیرساخت های مورد نیاز، در کنار برنامه های توانمندسازی جامعه محلی، هر یک بخشی از این فرآیند را شکل داده اند. مجموع این اقدامات را می توان در راستای حرکت از رویکرد حفاظت منفرد ابنیه به سوی مدیریت یکپارچه میراث و توسعه ارزیابی کرد. اهمیت مرحله کنونی در آن است که این اقدامات از سطح پروژه های مجزا فراتر رفته و در قالب یک چارچوب منسجم فضایی، اجتماعی و اقتصادی به یکدیگر متصل شوند.

در رویکردهای معاصر حفاظت، ارزش میراثی یک بنا مستقل از زمینه فضایی و فرهنگی آن تعریف نمی شود. رابطه بنا با معبر، باغ، اراضی کشاورزی، منابع آب، فضاهای جمعی و چشم انداز پیرامون، بخشی از معنای تاریخی مکان را شکل می دهد. بنابراین، حفاظت افین نیازمند حفاظت یکپارچه ساختار سکونتگاهی و منظر فرهنگیاست. در این چارچوب، نظام ارزش های تاریخی، معماری، اجتماعی، محیطی و معنایی روستا باید شناسایی و پهنه بندی شود تا نسبت میان عرصه های حفاظت، مداخله و توسعه مشخص باشد. در چنین فرآیندی، معماری معاصر نیز نمی تواند بر پایه بازتولید صوری معماری گذشته شکل گیرد. مداخله جدید باید واجد خوانایی زمینه ای و تداوم مورفولوژیک باشد؛ یعنی نسبت آن با مقیاس، تناسبات، مصالح، خط آسمان، سازمان فضایی، نسبت توده و فضا و منطق اقلیمی بافت موجود مشخص باشد. اقامتگاه گردشگری، فضای پذیرایی، خدمات عمومی یا هر بنای جدید، زمانی با ساختار تاریخی سازگار است که ضمن پاسخ گویی به نیازهای معاصر، پیوستگی فضایی و بصری سکونتگاه را مختل نکند.

از سوی دیگر، منظر افین را باید در مقیاسی فراتر از محدوده کالبدی روستا تحلیل کرد. باغ ها و اراضی کشاورزی، نظام آب، پوشش گیاهی، توپوگرافی و مسیرهای ارتباطی، بخشی از ساختار منظر فرهنگی افین هستند. به همین دلیل، رویکرد منظرپایه می تواند مبنای مناسبی برای برنامه ریزی آینده باشد؛ رویکردی که فرآیندهای طبیعی و انسانی و رابطه متقابل آنها با ساختار فضایی سکونتگاه را هم زمان مورد توجه قرار می دهد.

گردشگری نیز باید در همین ساختار فضایی و اقتصادی ادغام شود. یکی از ظرفیت های مهم افین، پیوند میان میراث معماری و نظام تولید کشاورزی، به ویژه زرشک، است. این ظرفیت می تواند در قالب زنجیره ارزش گردشگری توسعه یابد؛ به گونه ای که تولید محصول، دانش بومی، فرآوری، خوراک، صنایع دستی، اقامت و خدمات گردشگری در یک شبکه اقتصادی محلی به یکدیگر متصل شوند. در این مدل، گردشگری صرفا مصرف کننده منابع محلی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تولید و توزیع ارزش در اقتصاد روستا خواهد بود.

توجه به جامعه محلی نیز بخشی از همین رویکرد است. برگزاری دوره های توانمندسازی و پرداختن به مهارت ها و ظرفیت های بومی، نشان دهنده حرکت به سوی تقویت نقش جامعه در فرآیند توسعه گردشگری است. در رویکردهای جدید، جامعه محلی صرفا دریافت کننده خدمات نیست، بلکه یکی از ارکان حکمرانی مقصد و تولید ارزش مکانی محسوب می شود. بنابراین، توانمندسازی باید به ظرفیت نهادی، شبکه های همکاری و مشارکت موثر در تصمیم گیری منجر شود. در سطح نهادی نیز، مسیر طی شده در افین نشان می دهد که حفاظت میراث، گردشگری، زیرساخت و جامعه محلی به تدریج در حال قرارگرفتن در یک فرآیند مشترک هستند. تخصیص اعتبارات برای مرمت و حفاظت، پیگیری برنامه های گردشگری و توجه به زیرساخت ها، در صورت استمرار و هماهنگی، می تواند زمینه شکل گیری مدیریت یکپارچه میراث را فراهم کند.

در این میان، تعیین توان پذیرش گردشگری نیز ضروری است. توان پذیرش یک مقصد تابع تعداد گردشگران نیست؛ بلکه به توان کالبدی معابر، منابع آب، مدیریت پسماند، انرژی، خدمات بهداشتی، ظرفیت اقامت، توان اکولوژیک و ظرفیت اجتماعی جامعه محلی وابسته است. بنابراین توسعه گردشگری باید بر پایه شاخص های قابل سنجش و نظام پایش مستمر انجام شود تا افزایش فشار بر منابع، تخریب بافت و کاهش کیفیت زیست ساکنان پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی شود.

هوشمندسازی نیز باید از کاربردهای سطحی فناوری فراتر رود. سامانه اطلاعات مکانی میراث، مستندسازی دیجیتال، نقشه برداری ، ثبت میراث ناملموس، نظام نشانه گذاری و محتوای چندزبانهمی توانند زیرساخت اطلاعاتی مدیریت مقصد را تشکیل دهند. اقدامات انجام شده در حوزه مسیرهای گردشگری، معرفی ظرفیت ها و تولید محتوای چندزبانه، در صورت اتصال به یک نظام جامع اطلاعات مکانی، می تواند از سطح اطلاع رسانی فراتر رفته و به ابزار مدیریت، حفاظت و پایش تبدیل شود.

بر این اساس، اقدامات انجام شده در افین را می توان اجزای اولیه یک فرآیند بازآفرینی میراث محور دانست؛ فرآیندی که در آن مرمت، توسعه زیرساخت، سامان دهی مسیرها، توانمندسازی جامعه و برنامه ریزی گردشگری، هر یک بخشی از یک نظام بزرگ تر هستند. گام بعدی، ایجاد پیوند نظام مند میان این اقدامات و تبدیل آنها به یک چارچوب راهبردی برای مدیریت ساختار فضایی، منظر فرهنگی و اقتصاد محلی است.

افین یک مجموعه جاذبه نیست؛ یک ساختار سکونتگاهی تاریخیاست که ارزش آن در پیوستگی میان معماری، منظر، محیط، نظام تولید و حافظه اجتماعی شکل گرفته است. بنابراین، معیار موفقیت برنامه های آینده نه میزان مداخله کالبدی، بلکه توان آنها در حفظ این پیوستگی و فراهم کردن امکان تداوم آن در شرایط معاصر خواهد بود. توسعه گردشگری در افین زمانی می تواند پایدار باشد که از ساختار درونی مکان آغاز شود، با ظرفیت های محیطی و اجتماعی آن سازگار باشد و گردشگری را در خدمت تداوم حیات سکونتگاه قرار دهد؛ رویکردی که می توان آن را بازآفرینی روستایی مبتنی بر میراث و منظر فرهنگی نامید.

www.chtn.ir/x4twt