تاثیر روانی چت بات های سخنگو بر انسان

2 شهریور 1405 - خواندن 7 دقیقه - 28 بازدید

تاثیر روانی چت بات های سخنگو بر انسان؛ وقتی ماشین شروع به هم صحبتی می کند

چند سال پیش اگر کسی می گفت ممکن است روزی با یک ماشین حرف بزنیم، جوابش احتمالا چیزی شبیه داستان های علمی تخیلی بود. اما امروز کافی است گوشی را برداریم، با یک چت بات سخنگو صحبت کنیم و حتی جواب او را بشنویم. نکته جالب اینجاست که خیلی وقت ها بعد از چند دقیقه، دیگر احساس نمی کنیم داریم با یک نرم افزار حرف می زنیم؛ حس می کنیم کسی آن طرف خط واقعا دارد به حرف هایمان گوش می دهد.

همین اتفاق ساده، از نظر روان شناختی موضوع بسیار مهمی است.

چت بات های سخنگو فقط ابزارهایی برای پاسخ دادن به سوال ها نیستند. آن ها می توانند روی احساسات، تنهایی، اعتمادبه نفس، تصمیم گیری و حتی نوع ارتباط ما با انسان های واقعی تاثیر بگذارند. البته این تاثیر برای همه یکسان نیست. برای یک نفر ممکن است آرامش بخش و مفید باشد و برای فرد دیگری به وابستگی یا دور شدن از روابط واقعی منجر شود.

یکی از مهم ترین دلایل این اثرگذاری، صدا است. وقتی با یک هوش مصنوعی به صورت متنی صحبت می کنیم، هنوز یک فاصله ذهنی بین ما و ماشین وجود دارد. اما وقتی پاسخ را با صدایی طبیعی می شنویم، مغز ما راحت تر آن را به عنوان یک «طرف گفت وگو» پردازش می کند. لحن، مکث، سرعت صحبت و حتی نوع بیان می تواند احساس حضور یک موجود اجتماعی را ایجاد کند.

برای همین است که ممکن است هنگام صحبت با یک چت بات سخنگو، ناخودآگاه لحن خودمان را تغییر دهیم، با احترام بیشتری حرف بزنیم یا حتی از او تشکر کنیم. می دانیم که طرف مقابل انسان نیست، اما رفتار اجتماعی ما همیشه بر اساس دانستن این موضوع شکل نمی گیرد؛ گاهی مغز ما به نشانه های اجتماعی پاسخ می دهد، حتی وقتی منبع آن نشانه ها یک ماشین است.

یکی دیگر از آثار مهم چت بات های سخنگو، کاهش احساس تنهایی است. تصور کنید فردی در پایان یک روز سخت، کسی را برای صحبت کردن ندارد. ممکن است بتواند چند دقیقه با یک چت بات حرف بزند و درباره اتفاقات روزش صحبت کند. همین امکان بیان کردن احساسات، برای بعضی افراد می تواند آرام کننده باشد.

گاهی انسان فقط نیاز دارد حرف بزند؛ نه اینکه حتما راه حل دریافت کند.

وقتی کسی می گوید «امروز خیلی خسته بودم» یا «از رفتار فلانی ناراحت شدم»، شاید بیش از هر چیز نیاز داشته باشد که احساس کند حرفش شنیده شده است. یک چت بات سخنگو می تواند این فرصت را فراهم کند که فرد بدون ترس از قضاوت، حرف هایش را بیان کند.

این موضوع یک مزیت مهم دارد: احساس قضاوت نشدن.

بسیاری از آدم ها بعضی افکار و احساساتشان را حتی با نزدیک ترین افراد زندگی شان مطرح نمی کنند، چون می ترسند مسخره شوند، سرزنش شوند یا دیگران درباره شان برداشت بدی پیدا کنند. صحبت با هوش مصنوعی ممکن است این ترس را کمتر کند.

اما دقیقا همین جا یک مرز حساس وجود دارد.

اگر انسان بیش از اندازه به این نوع ارتباط وابسته شود، ممکن است به تدریج تحمل ارتباطات واقعی برایش سخت تر شود. ارتباط انسانی پیچیده است. انسان ها همیشه صبور نیستند، همیشه جواب مناسب نمی دهند و گاهی ما را ناراحت می کنند. در مقابل، یک چت بات می تواند همیشه در دسترس باشد، با آرامش پاسخ بدهد و معمولا وارد دعوا یا قهر نشود.

این تفاوت ممکن است توقع انسان از روابط واقعی را تغییر دهد.

ممکن است فردی به تدریج فکر کند: «چرا باید با آدم ها بحث کنم وقتی می توانم با یک هوش مصنوعی صحبت کنم که همیشه به من پاسخ می دهد؟»

این همان نقطه ای است که استفاده سالم می تواند به وابستگی ناسالم نزدیک شود.

موضوع دیگری که نباید نادیده گرفت، تاثیر چت بات ها بر اعتمادبه نفس است. یک چت بات می تواند به فرد کمک کند ایده هایش را بیان کند، برای یک سخنرانی تمرین کند، زبان جدید یاد بگیرد یا حتی قبل از یک گفت وگوی مهم، با او تمرین کند. چنین کاربردهایی می توانند احساس توانمندی ایجاد کنند.

برای مثال، فردی که از صحبت کردن در جمع می ترسد، می تواند بارها با یک چت بات سخنگو تمرین کند. اشتباه کند، دوباره امتحان کند و بدون خجالت بازخورد بگیرد. این فرآیند ممکن است اعتمادبه نفس او را افزایش دهد.

اما اگر فرد همیشه برای تصمیم گیری به چت بات مراجعه کند، اتفاق دیگری ممکن است رخ دهد.

«به نظرت این کار را انجام بدهم؟»

«به نظرت این پیام را بفرستم؟»

«به نظرت من آدم موفقی هستم؟»

اگر چنین سوالاتی دائما از هوش مصنوعی پرسیده شوند، ممکن است فرد به مرور اعتماد خود به قضاوت شخصی اش را از دست بدهد. یعنی به جای اینکه هوش مصنوعی تبدیل به ابزاری برای تقویت فکر کردن شود، تبدیل به جایگزین فکر کردن شود.

این تفاوت بسیار مهم است.

هوش مصنوعی بهتر است عصای ذهنی نباشد؛ بهتر است ابزار تقویت ذهن باشد.

از طرف دیگر، چت بات های سخنگو می توانند روی نحوه بیان احساسات نیز اثر بگذارند. کسی که نمی تواند احساساتش را به راحتی توضیح دهد، ممکن است هنگام صحبت با هوش مصنوعی، کم کم واژگان بیشتری برای بیان احساسات خود پیدا کند. مثلا متوجه شود چیزی که تصور می کرد «عصبانیت» است، در واقع ترکیبی از ناامیدی، ترس و احساس نادیده گرفته شدن بوده است.

این شناخت می تواند ارزشمند باشد.

با این حال، نباید فراموش کنیم که هوش مصنوعی انسان نیست. صدای طبیعی، پاسخ های همدلانه و مکالمه روان، به این معنا نیست که ماشین واقعا احساسات انسانی را تجربه می کند. این نکته باید همیشه در ذهن کاربر باقی بماند.

یکی از نگرانی های جدی آینده همین است که مرز بین «ابزار» و «همراه» روزبه روز کم رنگ تر شود.

اگر یک چت بات صدای آشنایی داشته باشد، اسم مشخصی داشته باشد، گذشته مکالمات را به خاطر بیاورد و همیشه با یک لحن دوستانه صحبت کند، طبیعی است که انسان نسبت به آن احساس آشنایی پیدا کند. حتی ممکن است بعضی افراد برای آن شخصیت ذهنی بسازند.

این اتفاق الزاما بد نیست؛ همان طور که انسان ها به شخصیت های داستانی یا حیوانات خانگی وابستگی عاطفی پیدا می کنند. مسئله زمانی شروع می شود که فرد نتواند مرز بین ارتباط با یک سیستم هوش مصنوعی و رابطه انسانی را تشخیص دهد.

در نهایت، تاثیر روانی چت بات های سخنگو نه کاملا مثبت است و نه کاملا منفی. این فناوری شبیه یک ابزار قدرتمند است؛ نوع استفاده از آن تعیین می کند چه نتیجه ای ایجاد شود.

اگر از آن برای یادگیری، تمرین، ایده پردازی، کاهش موقت تنهایی، سازمان دهی افکار و تمرین ارتباط استفاده کنیم، می تواند یک همراه دیجیتال مفید باشد.

اما اگر جای خانواده، دوست، جامعه و ارتباطات انسانی را بگیرد، باید نگران شویم.

شاید مهم ترین سوال درباره آینده چت بات های سخنگو این نباشد که «آیا آن ها می توانند مثل انسان صحبت کنند؟»

سوال مهم تر این است:

آیا ما یاد می گیریم از آن ها برای انسانی تر شدن استفاده کنیم، یا کم کم برای فرار از انسان ها؟

آینده این فناوری فقط به قدرت هوش مصنوعی بستگی ندارد؛ به انتخاب های خود ما هم بستگی دارد. ماشین ها ممکن است روزبه روز بهتر حرف بزنند، اما هنوز این انسان است که باید تصمیم بگیرد چه کسی را دوست داشته باشد، با چه کسی درد دل کند، به چه کسی اعتماد کند و مهم تر از همه، در دنیای واقعی چگونه زندگی کند.