masoud hajiloo
14 یادداشت منتشر شدهآیا لیزینگ می تواند قفل تولید بنزین ایران را باز کند؟ بازتعریف صنعت لیزینگ به عنوان اهرم تامین مالی ظرفیت پالایشی کشور
افزایش ظرفیت تولید بنزین در ایران، در ظاهر مسئله ای فنی و پالایشی به نظر می رسد، اما در لایه عمیق تر، با یکی از بنیادی ترین مسائل اقتصاد انرژی یعنی «تامین مالی تشکیل سرمایه در زیرساخت های پالایشی» پیوندی ناگسستنی دارد. پالایشگاه ها، واحدهای فرآیندی، تاسیسات ذخیره سازی، تجهیزات انتقال، واحدهای ارتقای کیفیت فرآورده و زیرساخت های مرتبط با تولید و توزیع سوخت، در زمره سرمایه برترین دارایی های اقتصادی قرار دارند و توسعه آنها مستلزم تزریق حجم قابل توجهی از سرمایه در دوره ای نسبتا طولانی است؛ درحالی که بازگشت اقتصادی این سرمایه گذاری ها معمولا با وقفه زمانی و در طول یک دوره بهره برداری چندساله محقق می شود. ازاین رو، هرگونه بحث درباره افزایش تولید بنزین بدون توجه به ساختار تامین مالی، Cost of Capital، Maturity Structure، ریسک پروژه و سازوکار تجهیز منابع، ناقص خواهد بود. در چنین چارچوبی، صنعت لیزینگ می تواند البته با بازتعریف مدل کسب وکار سنتی خود به عنوان یکی از ابزارهای مکمل تامین مالی دارایی های سرمایه ای و تسریعFormation of Productive Capital در زنجیره پالایش و انرژی مطرح شود. این نقش به معنای آن نیست که لیزینگ به تنهایی قادر به تامین مالی یک پالایشگاه کامل است؛ بلکه اهمیت واقعی آن در تامین مالی تجهیزات، ماشین آلات و دارایی های قابل تفکیک، استانداردپذیر و دارای ارزش باقیمانده است که بخش مهمی ازCAPEX پروژه های پالایشی و ارتقای ظرفیت تولید را تشکیل می دهند.
اقتصاد تولید بنزین اساسا اقتصادی مبتنی بر سرمایه ثابت است. واحدهای فرآیندی، تجهیزات دوار، کمپرسورها، پمپ ها، مبدل های حرارتی، کوره ها، تجهیزات ابزار دقیق، سامانه های کنترل، مخازن ذخیره سازی، تجهیزات بارگیری و تخلیه، سیستم های برق و تاسیسات جانبی، همگی نیازمند سرمایه گذاری اولیه قابل توجه هستند. علاوه بر سرمایه گذاری Greenfield، پالایشگاه های موجود نیز برای افزایش ظرفیت، رفع Bottleneck، ارتقای راندمان، کاهش مصرف انرژی، بهبود کیفیت فرآورده و انطباق با استانداردهای زیست محیطی نیازمند Brownfield Investment مستمر هستند. بخش قابل توجهی از این سرمایه گذاری ها را می توان به صورتAsset-Based Financing ساختاربندی کرد؛ یعنی به جای آنکه کل پروژه از یک منبع مالی واحد تامین شود، هر گروه از دارایی های سرمایه ای بر مبنای مشخصات فنی، عمر اقتصادی، جریان نقدی و ارزش باقیمانده خود در قالب ابزار مالی متناسب تامین شود.
منطق اقتصادی لیزینگ دقیقا از همین نقطه آغاز می شود. در یک ساختار متعارف، بنگاه برای خرید یک تجهیز سرمایه ای باید قیمت آن را به صورت یکجا یا در دوره ای کوتاه پرداخت کند، درحالی که بازده اقتصادی تجهیز طی چندین سال و از محل درآمد حاصل از عملیات ایجاد می شود. لیزینگ با انتقال هزینه سرمایه ای اولیه به مجموعه ای از پرداخت های دوره ای، Time Profile سرمایه گذاری را باCash Flow Profile دارایی هماهنگ می کند. این ویژگی برای صنایع سرمایه بر اهمیت فراوانی دارد، زیرا فشار Initial CAPEX را کاهش داده و امکان حفظ بخشی از نقدینگی برای سایر نیازهای عملیاتی و سرمایه ای را فراهم می سازد. بنابراین، لیزینگ می تواند در سطح تجهیزات، نقش مکملی برای Project Finance، تسهیلات بانکی، منابع داخلی و بازار سرمایه ایفا کند.
در صنعت پالایش، این موضوع از منظر رفع گلوگاه های تولید اهمیت ویژه ای دارد. افزایش تولید بنزین الزاما به معنای احداث یک پالایشگاه جدید نیست. در بسیاری از موارد، افزایش ظرفیت می تواند از طریق Debottlenecking، ارتقای تجهیزات، اصلاح فرآیند، بهینه سازی واحدهای موجود، افزایش ظرفیت برخی واحدها یا کاهشDowntime حاصل شود. در چنین پروژه هایی، نیاز سرمایه ای ممکن است به چندین تجهیز یا مجموعه ای از تجهیزات مشخص محدود شود و همین ویژگی، امکان استفاده ازFinancing Based on Specific Assets را افزایش می دهد. اگر تجهیزات مورد نیاز دارای مشخصات فنی روشن، تامین کننده معتبر، عمر اقتصادی مشخص و ارزش باقیمانده قابل ارزیابی باشند، می توان ساختار لیزینگ را به صورت هدفمند برای آنها طراحی کرد.
از منظر اقتصاد انرژی، افزایش ظرفیت تولید بنزین دارای اثرات چندلایه است. کاهش شکاف میان تولید و مصرف، در صورت تحقق اقتصادی و پایدار، می تواند وابستگی به واردات را کاهش دهد، نیاز به تخصیص منابع ارزی برای واردات فرآورده را محدود کند و تاب آوری زنجیره تامین انرژی را افزایش دهد. البته تولید بیشتر بنزین به تنهایی الزاما به معنای بهبود اقتصادی نیست؛ زیرا اگر تولید با راندمان پایین، مصرف انرژی بالا، کیفیت نامتناسب یا هزینه سرمایه ای غیررقابتی همراه باشد، ممکن است صرفا حجم تولید را افزایش دهد بدون آنکه ارزش اقتصادی متناظر ایجاد کند. بنابراین، لیزینگ باید در خدمت پروژه هایی قرار گیرد که دارای Economic Viability، Technical Feasibility وCash Flow Adequacy باشند.
یکی از ظرفیت های مهم صنعت لیزینگ، تامین مالی تجهیزات فرآیندی و جانبی مورد استفاده در طرح های ارتقای پالایشگاه است. تجهیزات دوار، پمپ ها، کمپرسورها، توربین ها، تجهیزات برق، سامانه های کنترل و اتوماسیون صنعتی، تجهیزات اندازه گیری و برخی تجهیزات استاندارد فرآیندی، در صورت قابلیت تفکیک و ارزش گذاری، می توانند موضوع قراردادهای تخصصی لیزینگ قرار گیرند. در این مدل، شرکت لیزینگ علاوه بر ارزیابی اعتبار متقاضی، باید Technical Due Diligence انجام دهد و مشخصات تجهیز، سازنده، کشور مبدا، استانداردهای فنی، عمر اقتصادی، قابلیت نصب، هزینه نگهداری و بازار ثانویه آن را بررسی کند.
در حقیقت، تفاوت بنیادین لیزینگ تخصصی انرژی با لیزینگ متعارف در همین نقطه است: دارایی دیگر صرفا یک شیء قابل خریدوفروش نیست، بلکه بخشی از یک سیستم پیچیده فرآیندی است. ارزش اقتصادی یک کمپرسور یا پمپ صنعتی به این وابسته است که در چه واحدی، با چه ظرفیتی، تحت چه شرایط عملیاتی و با چه سطحی ازIntegration قرار گرفته باشد. ازاین رو، Asset Valuation باید با Process Engineering وFinancial Modeling پیوند بخورد. شرکت لیزینگ برای ورود حرفه ای به این بازار ناگزیر است ظرفیت کارشناسی خود را از اعتبارسنجی مالی صرف به سمتEngineering-Based Underwriting توسعه دهد.
یکی دیگر از مزایای بالقوه لیزینگ، کاهش فشار بر ترازنامه شرکت های پالایشی و پیمانکاران پروژه است. در شرایطی که ظرفیت استقراض شرکت محدود باشد، تامین مستقیم تمام تجهیزات از طریق بدهی می تواندLeverage را افزایش داده و شاخص های مالی پروژه را تحت فشار قرار دهد. استفاده از ساختارهایLeasing می تواند بخشی از نیاز سرمایه ای را در قالب پرداخت های دوره ای بازآرایی کند. البته نحوه انعکاس حسابداری این قراردادها تابع استانداردهای حسابداری و ساختار حقوقی قرارداد است و نمی توان لیزینگ را صرفا ابزاری برای پنهان کردن بدهی تلقی کرد؛ ارزش واقعی آن در بهینه سازی ساختار تامین مالی و مدیریت Cash Flow است.
در کنار آن،Vendor Financing وVendor Leasing نیز می توانند به توسعه تجهیزات پالایشی کمک کنند. در این مدل، تولیدکننده یا تامین کننده تجهیزات با شرکت لیزینگ همکاری می کند تا خریدار نهایی بتواند تجهیز را بدون پرداخت کامل قیمت در ابتدای پروژه دریافت کند. این سازوکار برای سازندگان داخلی تجهیزات پالایشی اهمیت ویژه ای دارد، زیرا یکی از موانع توسعه بازار آنها ممکن است نه کیفیت محصول، بلکه محدودیت قدرت خرید مشتریان باشد. ایجاد یک زنجیره مشترک میان Manufacturer،Leasing Company وRefinery می تواند تقاضای موثر برای تجهیزات داخلی را افزایش دهد.
این مدل در صورت طراحی صحیح می تواند بهIndustrial Deepening نیز کمک کند. هنگامی که تولیدکننده داخلی بداند مشتری نهایی امکان تامین مالی خرید را دارد، بازار بالقوه تجهیزات افزایش پیدا می کند و انگیزه برای سرمایه گذاری در Research & Development، استانداردسازی، ارتقای کیفیت و توسعه ظرفیت تولید بیشتر می شود. بنابراین، لیزینگ می تواند از یک ابزار مالی به یکDemand Enabler برای صنعت تجهیزات نفت و گاز و پالایش تبدیل شود.
از منظر مدیریت ریسک، پروژه های مرتبط با تولید بنزین دارای مجموعه ای از ریسک های پیچیده هستند؛ ریسک ساخت، ریسک تاخیر، ریسک فناوری، ریسک قیمت خوراک، ریسک قیمت فرآورده، ریسک ارزی، ریسک تامین قطعات، ریسک عملیاتی و ریسک مقرراتی. شرکت لیزینگ نمی تواند همه این ریسک ها را به تنهایی تحمل کند. بنابراین، ساختار مالی مناسب باید مبتنی برRisk Allocation باشد؛ به این معنا که هر ریسک به نهادی منتقل شود که توانایی بیشتری برای مدیریت آن دارد. ریسک فنی می تواند با ضمانت سازنده و قراردادMaintenance کاهش یابد؛ ریسک خرابی با بیمه مهندسی پوشش داده شود؛ ریسک نقدینگی از طریق ساختار مناسب اقساط مدیریت شود و ریسک اعتباری با ارزیابی Cash Flow پروژه و تضمین های مناسب کنترل شود.
پیوند صنعت لیزینگ با بیمه در این حوزه اهمیت مضاعف دارد. تجهیزات پالایشی دارای ارزش بالا و ریسک های عملیاتی پیچیده اند و خرابی آنها می تواند علاوه بر خسارت مستقیم، موجب Business Interruption شود. ترکیب Leasing،Engineering Insurance،Maintenance Contract و Performance Guarantee می تواند یک ساختار جامعAsset Risk Management ایجاد کند. چنین ساختاری باعث می شود شرکت لیزینگ از یک تامین کننده سرمایه صرف به یک مدیر چرخه عمر دارایی تبدیل شود.
از سوی دیگر، بازار سرمایه می تواند ظرفیت صنعت لیزینگ را برای ورود به پروژه های انرژی افزایش دهد. شرکت های لیزینگ در صورت برخورداری از پرتفوی باکیفیت می توانند از ابزارهای تامین مالی مبتنی بر مطالبات، اوراق بدهی و سایر سازوکارهای Capital Market Funding برای Recycling of Capital استفاده کنند. این امر اهمیت زیادی دارد، زیرا منابع ترازنامه ای هر شرکت محدود است و بدون امکان چرخش سرمایه، حجم قراردادهای جدید نیز محدود خواهد ماند. توسعه این مدل می تواند به شکل گیری یک Financing Chain منجر شود که در آن منابع بازار سرمایه به شرکت لیزینگ، شرکت لیزینگ به تجهیزات و تجهیزات به ظرفیت تولید انرژی متصل می شوند.
در سطح سیاست گذاری عمومی، استفاده از لیزینگ برای توسعه ظرفیت تولید بنزین می تواند در قالب یک سیاست مکمل مورد توجه قرار گیرد. دولت و نهادهای سیاست گذار می توانند به جای تامین مستقیم کل منابع مورد نیاز پروژه ها، بخشی از ریسک های اولیه را از طریق Credit Guarantee، حمایت از نرخ تامین مالی، تضمین خرید در پروژه های واجد شرایط یا سازوکارهای بیمه ای کاهش دهند و بدین ترتیبPrivate Capital را اهرم کنند. در چنین رویکردی، منابع عمومی نقشCatalytic Capital را ایفا می کنند؛ یعنی به جای آنکه تمام بار سرمایه گذاری را بر بودجه عمومی تحمیل کنند، ورود منابع خصوصی را تسهیل می کنند.
البته باید میان افزایش ظرفیت تولید بنزین و افزایش مصرف بنزین تمایز بنیادی قائل شد. اگر رشد تولید صرفا در پاسخ به رشد فزاینده مصرف ناشی از ناکارایی انرژی باشد، ممکن است سرمایه گذاری جدید تنها به تاخیرانداختن مسئله اصلی منجر شود. سیاست انرژی کارآمد باید هم زمان دو مسیر را دنبال کند: افزایش بهره وری تولید و پالایش از یک سو و مدیریت تقاضا و کاهش شدت مصرف انرژی از سوی دیگر. بنابراین، لیزینگ باید در پروژه هایی به کار گرفته شود که علاوه بر افزایش ظرفیت، موجب بهبود راندمان، کاهش مصرف انرژی، کاهش توقفات و ارتقای کیفیت فرآورده می شوند.
یکی از حوزه های مهم آینده، تامین مالی تجهیزات مربوط به بهینه سازی انرژی پالایشگاه هاست. کوره های با راندمان بالاتر، مبدل های حرارتی پیشرفته، سیستم های کنترل فرآیند، تجهیزات بازیافت حرارت و سامانه های پایش مصرف انرژی می توانند بدون احداث واحد پالایشی جدید،Efficiency را افزایش دهند. در اینجا مفهوم Energy Performance Financing قابل طرح است؛ یعنی سرمایه گذاری در تجهیز از محل صرفه جویی های ایجادشده در مصرف انرژی نیز بازپرداخت شود. چنین مدلی می تواند پیوند میان لیزینگ و سیاست بهره وری انرژی را تقویت کند.
تحول دیجیتال نیز می تواند ریسک لیزینگ تجهیزات پالایشی را کاهش دهد. استفاده از Industrial IoT، Digital Twin، Predictive Maintenance وRemote Asset Monitoring امکان پایش لحظه ای وضعیت دارایی را فراهم می کند. شرکت لیزینگ می تواند به جای آنکه وضعیت تجهیز را تنها در زمان عقد قرارداد یا بازرسی های دوره ای ارزیابی کند، عملکرد آن را به صورت مستمر پایش نماید. داده های مربوط به لرزش، دما، فشار، مصرف انرژی و وضعیت عملکردی تجهیزات می توانند در مدل های Predictive Analytics مورد استفاده قرار گیرند و احتمال خرابی و توقف ناگهانی را کاهش دهند. این تحول، مفهوم Digital Asset Financing را به حوزه انرژی وارد می کند.
از منظر توسعه اقتصادی، اهمیت این مدل در آن است که صنعت لیزینگ می تواند میان بخش مالی و بخش واقعی اقتصاد پلی تخصصی ایجاد کند. افزایش تولید بنزین نیازمند افزایش ظرفیت فیزیکی است و ظرفیت فیزیکی بدون سرمایه گذاری ایجاد نمی شود. سرمایه گذاری نیز بدون منابع مالی پایدار، امکان تحقق ندارد. در نتیجه، حلقه تامین مالی را نمی توان از زنجیره تولید انرژی جدا کرد. لیزینگ، در محدوده ای که از نظر فنی و اقتصادی قابلیت استفاده دارد، می تواند یکی از حلقه های این زنجیره باشد.
در نهایت، باید تاکید کرد که لیزینگ راه حل منفرد و جادویی برای افزایش تولید بنزین نیست و نمی تواند جایگزینProject Finance، منابع بانکی، سرمایه گذاری مستقیم، بازار سرمایه یا اصلاحات ساختاری صنعت پالایش شود. اما می تواند به عنوان یک ابزار مکمل، بخشی از مشکل Financing Gap را در سطح تجهیزات و دارایی های سرمایه ای کاهش دهد. اهمیت واقعی آن در ایجاد انعطاف پذیری در ساختار CAPEX، توزیع زمانی هزینه سرمایه، حفظ نقدینگی، تامین مالی تجهیزات داخلی، تسریع نوسازی و کاهش Bottleneckهای عملیاتی است. اگر صنعت لیزینگ بتواند از مدل عمومی تامین مالی دارایی به سمتEnergy Equipment Leasing، Engineering-Based Underwriting، Lifecycle Asset Management و ساختارهای مبتنی بر عملکرد حرکت کند، ظرفیت آن برای مشارکت در توسعه زیرساخت های انرژی به طور محسوسی افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا شرکت های لیزینگ می توانند یک پالایشگاه را تامین مالی کنند؟» بلکه پرسش دقیق تر این است که «چگونه می توان مجموعه ای از ابزارهای مالی را به گونه ای معماری کرد که هر واحد از سرمایه، بیشترین افزایش ظرفیت تولید، بیشترین بهره وری و کمترین ریسک را ایجاد کند؟» پاسخ به این پرسش می تواند صنعت لیزینگ را از یک بازیگر محدود در بازار تامین مالی دارایی به یک جزء تخصصی از معماری سرمایه گذاری انرژی ارتقا دهد. در این چارچوب، لیزینگ نه جایگزین سرمایه گذاری کلان پالایشی، بلکه اهرمی برای تامین مالی بخشی از دارایی های مولد، رفع گلوگاه های ظرفیت، تسریع نوسازی تجهیزات و افزایش بهره وری سرمایه خواهد بود؛ رویکردی که در صورت اتصال هوشمندانه به بازار سرمایه، صنعت بیمه، سازندگان تجهیزات، بانک ها و سیاست گذاری انرژی، می تواند بخشی از شکاف میان ظرفیت بالقوه و ظرفیت بالفعل تولید فرآورده های نفتی، از جمله بنزین، را هدف قرار دهد.