پیشگیری اجتماعی از خودکشی در دیشموک؛ ارائه راه حل

10 شهریور 1405 - خواندن 9 دقیقه - 64 بازدید

مقدمه

خودکشی در دیشموک را نمی توان تنها مسئله ای فردی یا روان شناختی دانست؛ مجموعه مطالب نشان می دهد که این پدیده در پیوند با شرایط اقتصادی، خانوادگی، آموزشی، فرهنگی و زیرساختی منطقه شکل گرفته و ازاین رو، پیشگیری از آن نیز نیازمند مداخلاتی فراتر از درمان فردی است. در گفت وگوهای کارشناسی، فقر، بیکاری، مشکلات خانوادگی، طلاق و برخی پیامدهای ناهماهنگی با تغییرات اجتماعی و مدرنیته از عوامل زمینه ساز معرفی شده اند. در بخش های دیگری نیز ترک تحصیل دختران، ازدواج زودهنگام، نبود مشاوره، ضعف زیرساخت های آموزشی و فاصله روستاها از خدمات حمایتی مورد تاکید قرار گرفته است. بنابراین، راه حل پایدار را باید در قالب یک نظام پیشگیری اجتماعی چندسطحی جست وجو کرد؛ نظامی که هم شرایط زندگی را بهبود دهد، هم توانمندی زنان و دختران را افزایش دهد و هم دسترسی آنان به حمایت های تخصصی و اجتماعی را آسان کند. مسئله اصلی این مقاله آن است که با توجه به داده ها و تجربه های مطرح شده، چه مجموعه اقداماتی می تواند احتمال بروز خودکشی را در دیشموک کاهش دهد.

۱- گذار از نگاه فردمحور به پیشگیری اجتماعی

نخستین گام، تغییر نگاه به خودکشی است. یکی از کارشناسان تصریح می کند که خودکشی پدیده ای چندعاملی است و نمی توان برای آن یک علت واحد تعیین کرد. فقر، بیکاری، مشکلات خانوادگی، اختلالات شخصیتی و روابط ناسالم در کنار یکدیگر قرار می گیرند و زمینه آسیب را شکل می دهند. از این رو، تمرکز صرف بر درمان روان شناختی فرد، هرچند ضروری، کافی نیست. زمانی که دختر نوجوان از تحصیل بازمی ماند، فرصت اشتغال ندارد، امکان انتخاب در ازدواج برای او محدود است و در صورت بروز بحران نیز مرکز مشاوره ای در دسترس نیست، مسئله دیگر صرفا فردی نیست.

بر همین اساس، پیشگیری اجتماعی باید از پیشگیری اولیه آغاز شود؛ یعنی پیش از شکل گیری بحران، شرایطی فراهم شود که فرد از حمایت خانوادگی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد. این رویکرد با دیدگاه کارشناسان نیز هماهنگ است که بر ضرورت پژوهش علمی، توجه به عوامل زمینه ای و پرهیز از تقلیل مسئله به یک علت واحد تاکید دارند.

۲- جلوگیری از ترک تحصیل دختران

یکی از محورهای اصلی پیشگیری در دیشموک، حفظ دختران در چرخه آموزش است. در نگاه کارشناسان، ترک تحصیل دختران به عنوان مسئله ای جدی مطرح شده و نبود خوابگاه، پراکندگی جغرافیایی، فاصله مدارس، ضعف زیرساخت ها و نبود مشاوره از موانع ادامه تحصیل معرفی شده است. همچنین گزارش شده است که نبود مشاوره در مدارس و ترک تحصیل با افزایش آسیب پذیری دختران ارتباط دارد.

بنابراین، نخستین راه حل عملی، تکمیل شبکه آموزش دختران در روستاهای دیشموک است. ایجاد و توسعه خوابگاه های شبانه روزی، تقویت مدارس روستایی، بهبود راه های دسترسی و استقرار مشاوران در مدارس باید در کنار یکدیگر دنبال شود. ایجاد خوابگاه دخترانه و مراکز مشاوره به عنوان بخشی از اقدامات حمایتی مطرح شده است. آموزش در اینجا تنها وسیله کسب مدرک نیست؛ بلکه امکان دسترسی دختران به آگاهی، ارتباط اجتماعی، مهارت و انتخاب های بیشتر در زندگی است.

۳- مقابله با ازدواج زودهنگام و اجباری

محور دوم پیشگیری، اصلاح الگوی ازدواج و افزایش حق انتخاب دختران است. در گزارش های علمی، ازدواج زودهنگام و تحمیلی یکی از عوامل مهم ترک تحصیل و آسیب های اجتماعی معرفی شده است. همچنین کارشناسان از مواردی سخن گفته اند که تصمیم ازدواج بدون مشارکت دختر و با دخالت مستقیم خانواده گرفته شده است.

در چنین شرایطی، پیشگیری اجتماعی باید از خانواده آغاز شود. برگزاری دوره های آگاهی بخشی برای والدین، آموزش مهارت های گفت وگو با نوجوانان، تقویت مشاوره پیش از ازدواج و ایجاد سازوکارهای حمایت از دخترانی که با ازدواج تحمیلی مواجه اند، می تواند بخشی از فشارهای موجود را کاهش دهد. مهم است که این اقدام ها با مشارکت معتمدان محلی، روحانیون، آموزش وپرورش و فعالان اجتماعی انجام شود تا تغییر هنجارهای محدودکننده از درون جامعه نیز امکان پذیر شود.

۴- ایجاد نظام مشاوره و حمایت روانی در سطح روستا

یکی از ضعف های آشکار از نگاه کارشناسی، فاصله خدمات مشاوره ای با زندگی واقعی روستاییان است. مراکز مشاوره عمدتا در شهر قرار دارند و جاده های روستایی نیز دسترسی به آن ها را دشوار می کنند. به همین دلیل، ایجاد یک مرکز واحد در شهر، به تنهایی پاسخ گوی نیاز منطقه نیست.

راه حل مناسب، ایجاد شبکه مشاوره محلیاست؛ یعنی حضور مشاور یا مددکار اجتماعی در روستاها، شناسایی زنان و دختران در معرض آسیب، ارجاع سریع موارد پرخطر و پیگیری مستمر وضعیت آنان. از نگاه کارشناسان، سرکشی روان شناس به روستاها، شناسایی زنان دارای مشکلاتی مانند خشونت و طلاق و ارجاع آنان به مرکز حمایت سخن گفته شده است. این تجربه می تواند به صورت منظم و نهادمند توسعه یابد.

۵- توانمندسازی اقتصادی زنان

فقر و بیکاری از مهم ترین عوامل زمینه ای مطرح شده هستند. بنابراین، پیشگیری از خودکشی بدون توانمندسازی اقتصادی زنانناقص خواهد بود. زنی که درآمد مستقل ندارد و امکان خروج از یک رابطه خشونت آمیز یا تامین نیازهای اولیه خود و فرزندش را ندارد، در برابر بحران های خانوادگی آسیب پذیرتر است.

در این زمینه، پیشنهادهایی مانند ایجاد کارگاه های صنایع دستی، خیاطی و گلدوزی، مشاغل خانگی، تعاونی ها و تسهیلات کم بهره را مطرح هستند. این اقدامات می تواند از طریق اولویت دادن به زنان سرپرست خانوار، زنان در معرض خشونت و دختران ترک تحصیل کرده هدفمند شود. توانمندسازی اقتصادی علاوه بر افزایش درآمد، می تواند به افزایش اعتمادبه نفس، استقلال و حضور اجتماعی زنان نیز کمک کند.

۶- مقابله با خشونت خانوادگی و اصلاح نگرش های جنسیتی

بخش قابل توجهی از روایت های میدانی، خشونت علیه زنان و مردسالاری را در کنار خودسوزی مطرح می کند. برخی گزارش ها از کتک خوردن زنان، فقدان حق انتخاب و فشار خانوادگی سخن می گویند. در تحلیل های محلی نیز تاکید شده که ازدواج اجباری و مردسالاری از عوامل مهم آسیب های زنان هستند و افزایش آگاهی خانواده ها می تواند به کاهش فشار بر زنان کمک کند.

بنابراین، برنامه پیشگیری باید شامل آموزش مهارت های حل تعارض، کنترل خشم، گفت وگوی خانوادگی و احترام به حق انتخاب زنانباشد. این آموزش ها نباید صرفا برای زنان برگزار شود؛ مردان و والدین نیز باید مخاطب اصلی باشند، زیرا بسیاری از عوامل خطر در سطح روابط خانوادگی شکل می گیرند.

۷- بهبود زیرساخت و حکمرانی محلی

بخش دیگری از مسئله به شرایط ساختاری منطقه مربوط است. محرومیت، جاده های نامناسب، پراکندگی روستاها، کمبود خدمات درمانی و آموزشی و ضعف نظارت اداری به طور مستقیم مطرح شده است. همچنین در حوزه سلامت زنان، کمبود پزشک متخصص، تجهیزات پزشکی و خدمات تخصصی از مشکلات اساسی عنوان شده است.

ازاین رو، پیشگیری اجتماعی باید بخشی از برنامه توسعه محلی و حکمرانی منطقه ای باشد. بهبود جاده های روستایی، آب، مدرسه، خدمات سلامت، دسترسی ارتباطی و حضور مستمر دستگاه های مسئول، تنها پروژه های عمرانی نیستند؛ بلکه می توانند به کاهش انزوای اجتماعی و افزایش امکان دسترسی مردم به حمایت کمک کنند. برای این منظور، هماهنگی میان بهزیستی، آموزش وپرورش، دانشگاه علوم پزشکی، فرمانداری، نهادهای محلی و گروه های مردمی ضروری است.

۸- تقویت سرمایه اجتماعی و مشارکت محلی

یکی از تجربه های مثبت موجود، نقش روان شناس، خیرین، فعالان اجتماعی و گروه های مردمی در بهبود شرایط برخی زنان است. حمایت مالی و اجتماعی از زنان نیازمند، ایجاد مراکز مشاوره و برنامه های توانمندسازی، در برخی گزارش ها با کاهش موارد گزارش شده همراه بوده است. این تجربه نشان می دهد که پیشگیری تنها مسئولیت دولت نیست.

در دیشموک می توان از ظرفیت معتمدان، بزرگان محلی، روحانیون، زنان فعال، معلمان، روان شناسان، خیرین و سازمان های مردم نهاد برای ایجاد شبکه حمایت اجتماعی محلی استفاده کرد. چنین شبکه ای می تواند زنان در معرض آسیب را زودتر شناسایی کند و میان خانواده، مدرسه، مرکز مشاوره و نهادهای حمایتی پیوند برقرار سازد.

نتیجه گیری

پیشگیری اجتماعی از خودکشی در دیشموک نیازمند مجموعه ای هماهنگ از اقدامات است و نمی توان آن را با یک مرکز مشاوره یا یک طرح کوتاه مدت حل کرد. شواهد میدانی نشان می دهد که فقر و بیکاری، ترک تحصیل، ازدواج زودهنگام و اجباری، خشونت خانوادگی، ضعف خدمات مشاوره ای، محرومیت زیرساختی و محدودیت فرصت های زنان در شکل گیری زمینه های آسیب نقش دارند. ازاین رو، راه حل نیز باید چندسطحی باشد: حفظ دختران در مدرسه، توسعه خوابگاه و مشاوره، اصلاح الگوهای ازدواج، مقابله با خشونت، توانمندسازی اقتصادی زنان، توسعه خدمات سلامت و ایجاد شبکه حمایت محلی.

مهم تر از همه، نباید مردم دیشموک یا فرهنگ محلی آنان با برچسب هایی مانند «فقر فرهنگی» تعریف شوند. یکی از کارشناسان صریحا چنین تعبیری را نادرست می داند و بر این نکته تاکید می کند که مسئله اصلی، ناتوانی در هماهنگ شدن با تغییرات جدید و نبود ظرفیت های لازم برای مواجهه با شرایط جدید است. بنابراین، سیاست پیشگیری باید مشارکت محور، بومی و توانمندسازباشد. تجربه های حمایتی موجود نیز نشان می دهد که هرگاه حمایت اجتماعی، مشاوره و توانمندسازی اقتصادی به صورت واقعی در دسترس زنان قرار گرفته، امکان بهبود شرایط افزایش یافته است. راه حل نهایی، ساختن محیطی است که در آن دختران و زنان دیشموکی بتوانند آموزش ببینند، از حمایت برخوردار باشند، در تصمیم های مهم زندگی سهم داشته باشند و بحران های خود را پیش از رسیدن به نقطه بی بازگشت با جامعه و نهادهای حمایتی در میان بگذارند.