Milad hossein hashemi
53 یادداشت منتشر شدهآب زیر کشتی یا آب داخل کشتی؟
«آب زیر کشتی، حیات است؛ آب داخل کشتی، ممات.»
این جمله ساده، یکی از مهم ترین واقعیت های زندگی را در خود دارد: همیشه خود یک پدیده تعیین کننده نیست؛ جایگاه و نسبت ما با آن پدیده است که نتیجه را رقم می زند.
آب، برای کشتی ضروری است. کشتی بدون آب اساسا نمی تواند حرکت کند. اما همین آب، اگر به داخل کشتی راه پیدا کند، دیگر عامل حرکت نیست؛ به تهدیدی برای بقای آن تبدیل می شود. بنابراین مسئله فقط «آب» نیست؛ مسئله این است که آب کجاست.
در زندگی، کار، روابط و حتی تصمیم های مهم نیز همین منطق برقرار است. ممکن است یک انسان، یک فرصت، یک ارتباط، یک قدرت یا حتی یک بحران، در یک موقعیت عامل پیشرفت باشد و در موقعیتی دیگر، به عامل فرسایش و شکست تبدیل شود.
گاهی ما به اشتباه تصور می کنیم باید با یک پدیده بجنگیم، در حالی که مسئله اصلی، نحوه قرار گرفتن ما در برابر آن است. یک چالش می تواند زیر پای ما قرار بگیرد و ما را جلو ببرد؛ اما اگر اجازه دهیم همان چالش وارد درون ما شود، می تواند آرامش، تمرکز و توان تصمیم گیری مان را مختل کند.
از این منظر، یکی از مهم ترین مهارت های زندگی، شناخت «جایگاه» است؛ اینکه بدانیم چه چیزی باید در کنار ما باشد، چه چیزی باید پشت سر ما قرار بگیرد، چه چیزی باید از آن استفاده کنیم و چه چیزی نباید اجازه دهیم وارد حریم تصمیم ها و زندگی مان شود.
در هر داستانی، فقط مهم نیست چه اتفاقی افتاده است؛ مهم تر این است که ما کجای آن ایستاده ایم.
گاهی لازم است کنار یک اتفاق بایستیم و از آن نیرو بگیریم؛ گاهی باید فاصله بگیریم؛ و گاهی باید مراقب باشیم که خودمان، ناخواسته، از بخشی از مسئله به بخشی از بحران تبدیل نشویم.
زندگی همیشه از ما نمی خواهد که همه چیز را تغییر دهیم. گاهی فقط باید جای درست خودمان را پیدا کنیم.
پس قبل از هر تصمیم، هر رابطه، هر همراهی و هر ورود به یک ماجرا، یک سوال ساده اما عمیق از خودمان بپرسیم:
من در این داستان کجا ایستاده ام؟
آیا جایی هستم که این جریان، مرا به حرکت درمی آورد؟
یا آن قدر به آن نزدیک شده ام که همان جریان، دارد مرا غرق می کند؟
آب زیر کشتی، حیات است؛ اما آب داخل کشتی، ممات.
گاهی تفاوت نجات و غرق شدن، فقط به اندازه ی جای ایستادن ماست.