کرامت افراد دارای معلولیت؛ از یک پیامک ساده تا یک مطالبه مهم اجتماعی

7 مهر 1405 - خواندن 8 دقیقه - 31 بازدید
کرامت افراد دارای معلولیت؛ از یک پیامک ساده تا یک مطالبه مهم اجتماعی


یادداشت اختصاصی دکتر جواد طلسچی یکتا بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران - سردبیر پایگاه خبری مددکار نیوز


گاهی یک پیامک چند کلمه ای، بیش از آنچه تصور می کنیم درباره نوع نگاه جامعه به انسان ها سخن می گوید.

اخیرا پیامی با این مضمون برای برخی مخاطبان ارسال شده است:

«معلول گرامی دارای تحصیلات دانشگاهی؛ ثبت نام دومین آزمون استخدامی ویژه شما عزیزان از ۴ تا ۱۳ مهر انجام می پذیرد.»

در نگاه نخست، ممکن است این پیام صرفا یک اطلاع رسانی اداری درباره آزمون استخدامی تلقی شود؛ اما اگر موضوع را از منظر مددکاری اجتماعی، ارتباطات انسانی، حقوق افراد دارای معلولیت و اصل کرامت انسانی بررسی کنیم، پرسش های مهم تری شکل می گیرد:

آیا واقعا بهترین و محترمانه ترین شیوه خطاب قرار دادن یک انسان، معرفی او با عنوان «معلول» است؟

آیا دستگاه های اجرایی و نهادهای متولی استخدام، آموزش و خدمات اجتماعی نباید در انتخاب واژگان و نحوه خطاب کردن گروه های مختلف جامعه، حساسیت و دقت بیشتری داشته باشند؟

و مهم تر از همه، آیا فرد دارای معلولیت باید در ارتباطات رسمی، پیش از هر چیز با معلولیت خود شناخته شود؟


معلولیت یک ویژگی است، نه تمام هویت انسان

فرد دارای معلولیت، پیش از آنکه «معلول» باشد، یک انسان است؛ انسانی دارای شخصیت، خانواده، تحصیلات، تجربه، استعداد، شغل، آرزو، مسئولیت اجتماعی و حقوق شهروندی.

معلولیت ممکن است بخشی از شرایط زندگی فرد باشد، اما تمام هویت او نیست.

به همین دلیل، ادبیات حرفه ای در حوزه معلولیت باید مراقب باشد که یک ویژگی جسمی، حسی، ذهنی یا حرکتی را به برچسبی تبدیل نکند که سایر ابعاد شخصیت فرد را تحت الشعاع قرار دهد.

حتی هنگامی که ذکر وضعیت معلولیت از نظر اداری یا قانونی ضرورت دارد، می توان از زبان و ادبیاتی استفاده کرد که هم دقیق باشد و هم کرامت انسان را حفظ کند.

برای نمونه، در بسیاری از موقعیت های ارتباطی، عبارت هایی مانند «افراد دارای معلولیت»، «داوطلبان دارای معلولیت» یا «شهروندان دارای معلولیت»، نگاه فردمحورتر و محترمانه تری را منتقل می کنند.

تفاوت این دو نوع بیان شاید در ظاهر فقط چند کلمه باشد، اما در سطح فرهنگی، تفاوت میان «انسانی که دارای یک ویژگی است» و «انسانی که با آن ویژگی تعریف می شود» را نشان می دهد.


تحصیلات دانشگاهی نباید وسیله ای برای توجیه نحوه خطاب باشد

نکته قابل تامل دیگر در این پیام، عبارت «دارای تحصیلات دانشگاهی» است.

اگر هدف پیام، اطلاع رسانی به افراد دارای تحصیلات دانشگاهی باشد، این ویژگی باید صرفا یک معیار مخاطب شناسی باشد؛ نه اینکه ترکیب آن با واژه «معلول» باعث ایجاد یک هویت مرکب و غیرضروری برای مخاطب شود.

فرد دارای معلولیت دارای تحصیلات دانشگاهی، همانند هر شهروند دیگری، یک فرد تحصیل کرده است که در یک فرآیند استخدامی شرکت می کند.

نباید چنین القا شود که تحصیلات دانشگاهی او امتیازی است که باید در کنار معلولیتش مورد اشاره قرار گیرد تا مخاطب به عنوان فردی شایسته دیده شود.

شایستگی انسان ها نیازمند برچسب گذاری نیست.


مسئله فقط یک پیامک نیست

مسئله اصلی، یک واژه یا یک پیامک خاص نیست.

مسئله، فرهنگ ارتباط با افراد دارای معلولیت است.

اگر در پیام های رسمی، اطلاعیه ها، فرم های اداری، تابلوهای مراکز خدماتی، اخبار، تبلیغات و حتی گفت وگوهای روزمره، افراد دارای معلولیت همواره با معلولیتشان معرفی شوند، به تدریج این تصور اجتماعی شکل می گیرد که معلولیت مهم ترین ویژگی آنان است.

در حالی که رویکرد نوین اجتماعی به معلولیت، فرد را در مرکز توجه قرار می دهد و بر حقوق، مشارکت اجتماعی، استقلال، دسترس پذیری، فرصت برابر و توانمندی تاکید می کند.

بنابراین، اصلاح ادبیات ارتباطی، یک موضوع تزئینی یا تشریفاتی نیست؛ بخشی از اصلاح نگرش اجتماعی نسبت به معلولیت است.


نقش مددکاری اجتماعی و مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی

در اینجا یکی از مهم ترین فرصت های مداخله اجتماعی برای مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی شکل می گیرد.

این مراکز می توانند علاوه بر ارائه خدمات مستقیم، در زمینه ارتقای فرهنگ کرامت محور نسبت به افراد دارای معلولیت نیز نقش فعال تری ایفا کنند.

برگزاری نشست های کوتاه آموزشی برای خانواده ها، کارکنان دستگاه های اجرایی، مدیران محلی، مدارس، کارفرمایان و حتی فعالان رسانه ای می تواند بخشی از این رویکرد باشد.

موضوعاتی مانند:

  • چگونه با فرد دارای معلولیت محترمانه و حرفه ای صحبت کنیم؟
  • چه واژگانی در ارتباط با معلولیت مناسب تر هستند؟
  • چگونه از برچسب زنی و ترحم ناخواسته جلوگیری کنیم؟
  • تفاوت میان «ترحم» و «همدلی» چیست؟
  • چگونه به جای نگاه ناتوانی محور، نگاه توانمندساز داشته باشیم؟
  • چگونه استقلال و انتخاب فرد دارای معلولیت را به رسمیت بشناسیم؟
  • چگونه خانواده ها و جامعه را از نگاه حمایتی صرف به سمت مشارکت اجتماعی هدایت کنیم؟
  • چگونه محیط های کاری را برای مشارکت واقعی افراد دارای معلولیت آماده کنیم؟

می تواند به یک برنامه مستمر آموزش و آگاهی رسانی اجتماعی تبدیل شود.


از ترحم تا توانمندسازی

یکی از خطاهای رایج در مواجهه با معلولیت، قرار دادن فرد در جایگاه «موضوع ترحم» است.

اما انسان دارای معلولیت بیش از آنکه نیازمند ترحم باشد، نیازمند احترام، فرصت برابر، دسترسی، حمایت حرفه ای، استقلال و مشارکت اجتماعی است.

مددکاری اجتماعی نیز در بهترین شکل خود، قرار نیست فرد را برای همیشه در جایگاه دریافت کننده خدمات نگه دارد؛ بلکه باید زمینه ای فراهم کند که فرد بتواند ظرفیت ها، انتخاب ها و نقش اجتماعی خود را به حداکثر برساند.

از این منظر، حتی نحوه نوشتن یک پیامک استخدامی نیز اهمیت پیدا می کند.

زیرا زبان، فقط وسیله انتقال اطلاعات نیست؛ زبان می تواند نگرش اجتماعی تولید کند.


یک پیامک می تواند آغاز یک گفت وگوی بزرگ تر باشد

شاید بتوان همین پیام کوتاه استخدامی را به فرصتی برای یک گفت وگوی بزرگ تر تبدیل کرد:

آیا در دستگاه های اجرایی، دستورالعمل مشخصی برای ادبیات کرامت محور در ارتباط با افراد دارای معلولیت وجود دارد؟

آیا کارشناسان روابط عمومی و اطلاع رسانی در این زمینه آموزش دیده اند؟

آیا متن پیام ها و اطلاعیه های عمومی پیش از انتشار از منظر ادبیات اجتماعی و حقوق افراد دارای معلولیت بررسی می شود؟

و آیا در طراحی این ادبیات، خود افراد دارای معلولیت و تشکل های تخصصی آنان نیز مشارکت داده می شوند؟

این پرسش ها، پرسش های تقابلی نیستند؛ پرسش هایی برای ارتقای کیفیت خدمات عمومی و ارتباطات اجتماعی هستند.


کرامت، یک عنوان اداری نیست

اگر قرار است از حقوق افراد دارای معلولیت سخن بگوییم، باید از ساده ترین نقطه آغاز کنیم:

نحوه خطاب کردن آنها.

کرامت انسانی در متن قانون، سیاست اجتماعی و برنامه های توسعه اهمیت دارد؛ اما کرامت زمانی معنا پیدا می کند که در رفتار روزمره، گفتار اداری، پیامک، اطلاعیه، فرم استخدامی، گفت وگوی مددکار و برخورد کارمند نیز دیده شود.

جامعه توانمند، جامعه ای نیست که صرفا برای افراد دارای معلولیت «خدمت» تولید کند؛ جامعه ای است که تلاش می کند مشارکت، استقلال و شان انسانی آنان را به رسمیت بشناسد.

شاید وقت آن رسیده باشد که مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی، سازمان های حمایتی، دستگاه های اجرایی، روابط عمومی ها و نهادهای آموزشی، موضوع «ادبیات کرامت محور در ارتباط با افراد دارای معلولیت» را به عنوان یکی از محورهای جدی آموزش و آگاهی رسانی اجتماعی دنبال کنند.

زیرا گاهی اصلاح یک فرهنگ، از تغییر یک جمله آغاز می شود.

و گاهی یک پیامک کوتاه، به ما یادآوری می کند که هنوز درباره کرامت، زبان و نگاه خود به انسان ها باید بسیار بیشتر گفت وگو کنیم.


انسان را نباید با محدودیتش تعریف کرد؛ باید انسان را دید و محدودیت را در کنار سایر ابعاد زندگی او فهمید.