دیشموک در آیینه فرهنگ بهمئی؛ از زیست ایلی تا شهرنشینی
مقدمه
شناخت شهرها و سکونتگاه های مناطق قومی و ایلی ایران، تنها با آمار جمعیتی و توصیف موقعیت جغرافیایی کامل نمی شود؛ بلکه برای فهم دقیق آنها باید فرهنگ، تاریخ، شیوه معیشت و روابط اجتماعی نیز در کنار یکدیگر بررسی شوند. دیشموک نمونه ای روشن از چنین جامعه ای است؛ منطقه ای که میراث ایلی در آن همچنان در زبان، هویت، مناسبات اجتماعی و شیوه زندگی مردم حضور دارد، در حالی که شهرنشینی، آموزش رسمی، فناوری و ارتباطات جدید نیز به تدریج ساختار زندگی را دگرگون کرده اند. دیشموک در شهرستان کهگیلویه و در محیطی کوهستانی قرار گرفته و جمعیت شهر آن در سرشماری سال ۱۳۹۵، ۵۷۹۱ نفر در قالب ۱۲۹۴خانوار گزارش شده است؛ جمعیت کل بخش نیز ۲۰۷۴۶ نفر بوده است. مردم منطقه لر و از ایل بهمئی هستند و به زبان لری با گویش بهمئی سخن می گویند.
این منطقه به دلیل شرایط کوهستانی، پراکندگی سکونتگاه ها و دشواری راه های ارتباطی، برای مدت طولانی از ارتباط گسترده با مراکز پیرامونی فاصله داشته است؛ وضعیتی که بر معیشت، آموزش و مناسبات اجتماعی آن اثر گذاشته است. ازاین رو، مسئله اصلی مقاله این است که چگونه فرهنگ ایلی بهمئی در فرایند شهرنشینی دیشموک تداوم یافته، تغییر کرده یا بازتفسیر شده است؟
1- دیشموک؛ سرزمین و بستر شکل گیری فرهنگ
دیشموک در محیطی کوهستانی و نیمه جنگلی شکل گرفته و جغرافیای آن نقش مهمی در سازمان زندگی مردم داشته است. این منطقه در محدوده ای میان کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان و چهارمحال و بختیاری قرار دارد و از جنوب به ارتفاعات کوه سیاه و از شمال به لردگان و از غرب به ایذه و باغملک محدود می شود. ارتفاع نسبتا زیاد منطقه و زمستان های سرد و برف گیر، در کنار تابستان های معتدل، شرایطی متفاوت از بسیاری از نواحی پیرامون ایجاد کرده است. کوه هایی چون غارون، دلفروز، منگشت، برفکون و سیاه همراه با رودخانه ها و چشمه های متعدد و جنگل های بلوط، سیمای طبیعی دیشموک را تشکیل می دهند.
این ویژگی های طبیعی را می توان در چارچوب مفهوم «زیست بوم فرهنگی» فهم کرد؛ یعنی محیطی که در آن شیوه معیشت، سکونت، روابط اجتماعی و حتی تجربه فرهنگی مردم در تعامل مستمر با طبیعت شکل می گیرد. در دیشموک، کوهستان از یک سو امکان هایی مانند آب، جنگل و زمین های کشاورزی فراهم کرده و از سوی دیگر با ایجاد دره های عمیق و راه های دشوار، ارتباط با بیرون را محدود ساخته است. بنابراین، جغرافیا در دیشموک صرفا یک زمینه طبیعی نیست؛ بلکه بخشی از تجربه تاریخی و فرهنگی مردم بهمئی و یکی از عوامل شکل دهنده به شیوه زندگی آنان بوده است.
2- فرهنگ بهمئی در دیشموک؛ زبان، هویت و همبستگی
فرهنگ دیشموک را نمی توان جدا از هویت ایل بهمئی فهم کرد. مردم این منطقه لرتبار و از ایل بهمئی هستند و به زبان لری با گویش بهمئی سخن می گویند؛ ازاین رو، زبان در کنار تعلق ایلی، یکی از مهم ترین عناصر شکل دهنده احساس هویت و تمایز فرهنگی آنان است. این هویت در روابط اجتماعی نیز نمود آشکاری دارد. در توصیف روستاهای منطقه، مردم در مراسم شادی و سوگواری در کنار یکدیگر حضور می یابند و خود را در شادی و اندوه یکدیگر شریک می دانند. چنین مشارکتی نشان می دهد که پیوندهای خویشاوندی و محلی هنوز در بخش هایی از دیشموک نقش مهمی در سازمان زندگی اجتماعی دارند.
موسیقی و فرهنگ شفاهی نیز بخش مهمی از این هویت را تشکیل می دهند. «سرو یا شروه»، که در میان زنان بهمئی با صدایی سوزناک خوانده می شود، و «یاریار بهمئی» از نمونه های برجسته فرهنگ شفاهی منطقه اند و در منابع موجود به عنوان بخشی از هویت فرهنگی ایل معرفی شده اند.
از منظر فرهنگی، شهرنشینی الزاما به معنای حذف این هویت نیست. آنچه ممکن است تغییر کند، شکل بروز هویت است. به بیان دیگر، برخی عناصر فرهنگ ایلی از شیوه مستقیم زندگی و معیشت به حوزه زبان، موسیقی، آیین، خاطره و نمادهای فرهنگی منتقل می شوند. بنابراین، دیشموک را می توان جامعه ای دانست که در آن زندگی شهری و میراث ایلی در کنار یکدیگر در حال بازتفسیر و بازتولیدند.
3- از کوچ و معیشت سنتی تا سکونت شهری
تحول اجتماعی دیشموک را می توان در گذار تدریجی از معیشت ایلی- روستایی به سکونت یکجانشین و الگوهای نیمه شهری مشاهده کرد. اقتصاد سنتی منطقه بر کشاورزی و دامداری استوار بوده و زمین، آب و منابع طبیعی همچنان بخش مهمی از زندگی روستایی را شکل می دهند. حدود هفت هزار هکتار زمین کشاورزی ذکر شده که عمدتا به صورت دیم زیر کشت گندم و جو قرار دارد و در کنار آن حدود ۳۸۰ هکتار باغ میوه شامل گردو، سیب، انگور، هلو و انار گزارش شده است. با این حال، کشاورزی و دامداری منطقه همچنان سنتی است و بخش مهمی از تولید حتی از سطح مصرف خانوار فراتر نمی رود.
موقعیت کوهستانی، شیب زمین، سنگلاخی بودن اراضی و قرار گرفتن بسیاری از مزارع در میان جنگل های بلوط، مکانیزه شدن کشاورزی را دشوار کرده است. افزون بر آن، نیاز به پمپاژ برای آبرسانی و محدودیت سرمایه گذاری، توان اقتصادی این بخش را کاهش داده است. در نتیجه، بخشی از روستاییان برای تامین معاش به شهرها و مناطق دیگر مهاجرت کرده اند؛ در بعضی از مناطق روستایی، حدود ۹۰درصد کشاورزان به دلیل فقر به شهرهای استان خوزستان مهاجرت کرده اند. همچنین خشکسالی به از بین رفتن دست کم ۲۰درصد باغ های منطقه انجامیده و نبود برق، جاده و امکانات آموزشی موجب تخلیه کامل شش یا هفت روستا و مهاجرت ساکنان به خوزستان شده است.
از این منظر، دیشموک نمونه ای از گذار از جامعه ایلی- روستایی به جامعه نیمه شهریاست؛ گذاری که در آن یکجانشینی و الگوهای شهری گسترش می یابد، اما پیوندهای معیشتی، خانوادگی و فرهنگی گذشته همچنان در ساخت اجتماعی منطقه حضور دارند.
4- «راه» و نقش آن در گذار فرهنگی دیشموک
در دیشموک، راه تنها یک زیرساخت ارتباطی نیست؛ بلکه یکی از عوامل بنیادین شکل دهنده به روند توسعه و تغییر اجتماعی است. موقعیت کوهستانی و صعب العبور منطقه سبب شده دسترسی به شهرها و مراکز خدماتی با دشواری همراه باشد. دو جاده اصلی منتهی به دیشموک از سمت دهدشت و باغملک، کم عرض، پرپیچ وخم و کوهستانی اند و این وضعیت، به ویژه در زمستان، ارتباط مردم با پیرامون را دشوار می کند.
پیامد این وضعیت صرفا اقتصادی نیست، بلکه فقدان راه مناسب، کشاورزی، ساخت وساز، آموزش و بهداشت را نیز تحت تاثیر قرار داده و حتی برخی روستاها پس از بارندگی برای مدتی از ارتباط با بیرون محروم می شوند. ازاین رو، راه را باید بخشی از فرایند گذار فرهنگی و اجتماعی دیشموک دانست؛ زیرا ارتباط جغرافیایی، امکان دسترسی به آموزش، فرصت های اقتصادی، خدمات و تجربه های اجتماعی جدید را افزایش می دهد. حتی کاهش فاصله ارتباطی با شهرهای پیرامون می تواند زمینه تعامل بیشتر نسل جدید با سبک های زندگی و الگوهای فرهنگی متفاوت را فراهم سازد.
بر این اساس، می توان گفت راه، مسیر انتقال فرهنگ، آموزش، فرصت و تجربه های اجتماعی جدید استو توسعه شبکه ارتباطی، صرفا توسعه کالبدی نیست؛ بلکه می تواند به بازشدن افق های اجتماعی دیشموک و شکل گیری تدریجی جامعه ای نیمه شهری کمک کند.
5- آموزش، جوانان و تغییر الگوی فرهنگی
آموزش یکی از مهم ترین مسیرهای تحول اجتماعی در دیشموک است؛ زیرا نسل جدید را با فرصت ها، دانش و تجربه های اجتماعی گسترده تری پیوند می دهد. بااین حال، در برخی روستاها نبود مدارس دوره متوسطه، دانش آموزان را برای ادامه تحصیل ناگزیر از طی مسافت های طولانی تا شهر می کند و این دشواری، به ویژه برای دختران، به ترک تحصیل منجر شده است.
در چنین شرایطی، آموزش فقط انتقال دانش نیست، بلکه می تواند واسطه گذار از الگوی فرهنگی سنتی به الگوی اجتماعی جدید باشد. گسترش تحصیل، ارتباط جوانان با شهر و افزایش مواجهه آنان با شیوه های متفاوت زندگی، به تدریج فاصله فرهنگی میان دیشموک و سایر مناطق را کاهش می دهد. بااین حال، این گذار زمانی می تواند پایدار باشد که آموزش با اشتغال، مهارت آموزی و فرصت حضور اجتماعی همراه شود؛ در غیر این صورت، افزایش انتظارات و آگاهی بدون فراهم شدن فرصت های واقعی می تواند شکاف میان خواسته های نسل جدید و امکانات موجود را بیشتر کند. بنابراین، توسعه آموزشی دیشموک را باید بخشی از فرایند هم زمان تحول فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی منطقه دانست.
6- دیشموک امروز؛ میان میراث بهمئی و زندگی شهری
دیشموک امروز در میانه دو روند هم زمان تداوم فرهنگی و تغییر اجتماعی قرار دارد. از یک سو، عناصر مهم میراث بهمئی همچنان در زندگی مردم حضور دارند؛ زبان لری با گویش بهمئی، تعلق ایلی، مهمان نوازی و پیوندهای اجتماعی محلی، در کنار موسیقی و فرهنگ شفاهی، بخشی از هویت فرهنگی منطقه را حفظ کرده اند. «یاریار بهمئی» به عنوان یکی از آوازهای کهن قوم لر، صراحتا بخشی از هویت فرهنگی ایل معرفی شده و بازی های محلی نیز در مجموعه فرهنگ منطقه ثبت شده اند. همچنین توصیف های موجود از مردم دیشموک بر مهمان نوازی آنان تاکید دارد.
از سوی دیگر، شهرنشینی، مهاجرت، آموزش، تغییر معیشت و افزایش ارتباط با بیرون در حال تغییر دادن شیوه زندگی است. بخش بزرگی از جمعیت همچنان در روستاهای پیرامون دیشموک زندگی می کنند، اما مهاجرت برخی روستاییان و دشواری های معیشت سنتی، الگوهای سکونت و اشتغال را دگرگون کرده است. بنابراین، دیشموک نه کاملا در گذشته ایلی باقی مانده و نه فرهنگ بهمئی را پشت سر گذاشته است؛ بلکه در وضعیت ترکیبی و گذار فرهنگیقرار دارد؛ وضعیتی که در آن هویت ایلی از الگوی صرفا معیشتی و زیست روزمره، به تدریج به عرصه زبان، خاطره، نماد، موسیقی و تعلق فرهنگی منتقل می شود.
7- چالش های اجتماعی و آینده دیشموک
دیشموک همچنان با چالش هایی چون محرومیت زیرساختی، ضعف اشتغال، مهاجرت، ترک تحصیل و برخی آسیب های اجتماعیمواجه است؛ تحول معیشت نیز بخشی از مشاغل سنتی را تضعیف کرده و استمرار این روند می تواند برخی عناصر فرهنگ شفاهی را با خطر کم رنگ شدن مواجه سازد. در مقابل، وجود منابع طبیعی، کشاورزی، معادن و ظرفیت های گردشگری و میراث تاریخی، از جمله قلعه تاریخی دیشموک، امکان شکل گیری مسیرهای تازه توسعه را فراهم می کند.
نتیجه گیری
دیشموک نمونه ای از جامعه ای است که در مسیر گذار از زیست ایلی به شهرنشینی قرار گرفته است؛ اما این گذار به معنای پایان فرهنگ بهمئی نیست. جغرافیای کوهستانی، پراکندگی سکونتگاه ها و محدودیت ارتباطی، در طول زمان بر شیوه معیشت، روابط اجتماعی و الگوی زندگی مردم اثر گذاشته است. در سال های اخیر، گسترش شهرنشینی، آموزش، مهاجرت و افزایش ارتباط با شهرها و مناطق پیرامون، بخشی از الگوهای سنتی زندگی را دگرگون کرده است. بااین حال، زبان لری با گویش بهمئی، تعلق ایلی، همبستگی اجتماعی، مهمان نوازی، موسیقی شفاهی و بازی ها و سنت های محلی همچنان بخش مهمی از هویت فرهنگی دیشموک را تشکیل می دهند. بنابراین، آینده دیشموک نه در حذف فرهنگ بهمئی، بلکه در پیوند دادن میراث فرهنگی آن با آموزش، اشتغال، زیرساخت، گردشگری و الزامات زندگی شهری جدید نهفته است؛ رویکردی که می تواند میان تداوم فرهنگی و توسعه اجتماعی تعادل برقرار کند.
