از گلوگاه انرژی تا گره مالی؛ تنگه هرمز و بازآرایی ژئوفایننشال غرب آسیا

16 مهر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 16 بازدید

از گلوگاه انرژی تا گره مالی؛ تنگه هرمز و بازآرایی ژئوفایننشال غرب آسیا 

غرب آسیا در حال تجربه بازآرایی مهمی در جغرافیای قدرت مالی و اقتصادی خود است؛ بازآرایی ای که در آن رقابت میان استانبول، دبی و ابوظبی برای جذب سرمایه، توسعه خدمات مالی و تبدیل شدن به مراکز مالی منطقه ای اهمیت فزاینده ای یافته است. این سه مرکز، اگرچه در یک فضای ژئواکونومیک مشترک رقابت می کنند، از الگوهای متفاوتی برخوردارند: استانبول بر بازار، تولید، تجارت و موقعیت جغرافیایی؛ دبی بر شبکه های تجارت جهانی و جذب سرمایه بین المللی؛ و ابوظبی بر سرمایه حاکمیتی، مدیریت دارایی و سرمایه گذاری بلندمدت تکیه دارد. هم زمان، تشدید تنش های ژئوپلیتیکی و وقوع جنگ رمضان، تنگه هرمز را از یک گلوگاه صرفا انرژی به عاملی موثر بر ریسک تجاری، هزینه حمل ونقل، بیمه، تامین مالی و تصمیمات سرمایه گذاری در منطقه تبدیل کرده است. این تحول، آسیب پذیری ژئوفایننشال مراکز مالی خلیج فارس را افزایش داده و در عین حال، اهمیت نسبی مراکز جایگزین همچون استانبول را برجسته کرده است. در این میان، ایران با وجود برخورداری از موقعیت راهبردی در کنار هرمز، هنوز نتوانسته قدرت جغرافیایی خود را به قدرت اقتصادی و مالی متناسب تبدیل کند. استدلال اصلی این یادداشت آن است که هرمز می تواند برای ایران نه صرفا یک گلوگاه انرژی، بلکه یک دارایی ژئواکونومیک و بالقوه ژئوفایننشال باشد. تحقق این ظرفیت مستلزم ایجاد زنجیره ای از انرژی، تجارت، ترانزیت، لجستیک، بیمه، تامین مالی تجارت و خدمات مالی است. بر این اساس، راهبرد واقع بینانه ایران نه رقابت مستقیم با دبی و ابوظبی، بلکه ایجاد یک گره ژئواکونومیک–مالی پیرامون تنگه هرمز و تبدیل تدریجی مزیت جغرافیایی به ارزش اقتصادی، تجاری و مالی است.