فرزندی که بزرگ می شود؛ زخم هایی که با او بزرگ می شوند

سلسله یادداشت های نفقه | مسیر سوم: نفقه ی فرزند | یادداشت چهاردهم
فرزندی که بزرگ می شود؛ زخم هایی که با او بزرگ می شوند
مقدمه
در یادداشت های پیشین، از نفقه ی فرزند گفتیم. گفتیم که فرزند فقط شکم ندارد. دل دارد. روان دارد. نیاز دارد. گفتیم که در دعوای پدر و مادر، فرزند گم می شود. گفتیم که بین دو حق، پاره می شود. گفتیم که سکوت می کند. اما یک لایه ی دیگر هم هست که تا بزرگسالی همراهشاست: زخم. زخم هایی که با او بزرگ می شوند. زخم هایی که دیده نمی شوند. چون کودکبود. و کودک، حرف نمی زند. کودک، فریادنمی زند. کودک، فقط زخممی خورد. و زخم، با او بزرگ می شود.
زخم هایی که با کودک بزرگ می شوند
فرزندی که در جنگپدر و مادر بزرگ می شود، زخم می خورد. زخمی که همراهشاست. زخمی که بااو بزرگ می شود. و این زخم، خودش را نشان می دهد. در بزرگسالی. در رابطه. در کار. در زندگی. زخمی که کودکبود، حالا بزرگ شده. و صداش بلندتر** شده. و کسی نمی داند چرا.
چند زخم که با کودک بزرگ می شوند:
- 🟡 ترس از رابطه: «رابطه، جنگ است. پس وارد نمی شوم.»
- 🟡 ترس از تعهد: «تعهد، زندان است. پس فرار می کنم.»
- 🟡 ترس از طرد شدن: «اگه نزدیک شوم، طرد می شوم. پس فاصله می گیرم.»
- 🟡 احساس گناه: «تقصیر من بود. اگه من نبودم، دعوا نمی کردن.»
- 🟡 احساس بی ارزشی: «من به اندازه ی کافی خوب نیستم. وگرنه دعوا نمی کردن.»
- 🟡 اضطراب: «همیشه منتظرم یه اتفاق بد بیفته. چون همیشه می افتاد.»
- 🟡 افسردگی: «هیچی خوب نمی شه. چون هیچی خوب نشد.»
- 🟡 خشم: «از همه خشمگینم. ولی نمی دونم چرا.»
- 🟡 سکوت: «حرف زدن فایده نداره. پس ساکت می شوم.»
- 🟡 نیاز به تایید: «باید همه منو تایید کنن. وگرنه بی ارزشم.»
زخم هایی که در بزرگسالی خودشان را نشان می دهند
فرزندی که زخمخورده، بزرگ می شود. بزرگسالی می شود که رابطه نمی تواند بسازد. اعتماد نمی تواندکند. نزدیک نمی تواندشود. حرف نمی تواندبزند. نیاز نمی تواندبگوید. و نمی داند چرا. چون زخم، کودکبود. و کودک، حرف نمی زد. کودک، فریادنمی زد. کودک، فقط زخممی خورد. و زخم، با او بزرگ شد.
عدالت ترمیمی در زخم های بزرگسالی
عدالت ترمیمی می گوید: زخم، فراموشنمی شود. پاک نمی شود. ولی دیده می شود. شنیده می شود. درمان می شود. و عدالت ترمیمی، برای بزرگسالی که کودکی زخم خورده، یعنی:
- 🟡 دیدن زخم: «این زخم، از کودکی است. تقصیر تو نیست.»
- 🟡 پذیرفتن درد: «درد داری. و این طبیعی است.»
- 🟡 درمان: درمانگر. گروه. نوشتن. حرف زدن.
- 🟡 بخشش: بخشش پدر و مادر. نه به خاطر آن ها. به خاطر خودت.
- 🟡 رابطه ی جدید: رابطه ای که جنگ نیست. امنیت است.
چطور زخم های کودکی را در بزرگسالی درمان کنیم؟
- پذیرفتن: «من زخم خورده ام. و این تقصیر من نیست.»
- تجربه کردن: «خشمگینم. غمگینم. ترسیده ام. و این طبیعی است.»
- حرف زدن: «حرف می زنم. نمی ترسم. تنها نیستم.»
- درمان: درمانگر. گروه. نوشتن. خواندن. تمرین.
- صبر: زخم، یک شبه درمان نمی شود. زمان می خواهد. صبر می خواهد. همراهی می خواهد.
نتیجه گیری
زخم های کودکی، با ما بزرگ می شوند. فراموش نمی شوند. پاک نمی شوند. ولی دیده می شوند. درمان می شوند. و ما، می توانیم بهتر شویم. نه کامل. نه بی زخم. ولی بهتر. و بهتر، کافی است. بهتر، شروعاست. بهتر، آزادیاست. پس بیایید از زخم شروع کنیم. نه به عنوان ضعف. به عنوان تاریخ. تاریخی که نوشته شد. ولی ادامه دارد. و ادامه، دست ماست.
«زخم های کودکی با ما بزرگ می شوند. ولی درمان، دیر نیست».
🆔 شناسه کانال بله: https://ble.ir/nikbakhtir