ویرتو و ویرتوی مدنی در اندیشه سیاسی نیکولو ماکیاولی

21 مهر 1405 - خواندن 15 دقیقه - 33 بازدید


نیکولو ماکیاولی، اندیشمند سیاسی ایتالیایی دوره رنسانس، از مهم ترین متفکرانی است که فهم اندیشه سیاسی مدرن بدون توجه به آثار او دشوار است. دو مفهوم «ویرتو» و «ویرتوی مدنی» در مرکز اندیشه سیاسی او قرار دارند. ویرتو، برخلاف معنای رایج فضیلت اخلاقی، به مجموعه ای از توانایی های عملی، شجاعت، دوراندیشی، انعطاف پذیری و قدرت تصمیم گیری در عرصه سیاست اشاره دارد. این مفهوم در تعامل با «فورتونا»، یعنی بخت، تصادف و نیروهای پیش بینی ناپذیر تاریخ، معنا پیدا می کند. ماکیاولی در کتاب (شهریار) بیشتر به ویرتوی حاکم و نقش آن در تاسیس و حفظ دولت می پردازد؛ اما در کتاب (گفتارهایی درباره دهه نخست تیتوس لیویوس)، از نوعی ویرتوی جمعی و جمهوری خواهانه سخن می گوید که می توان آن را ویرتوی مدنی نامید. ویرتوی مدنی به معنای مشارکت فعال شهروندان در امور عمومی، دفاع از آزادی، ترجیح خیر عمومی بر منفعت خصوصی و آمادگی برای پذیرش مسئولیت های اجتماعی است. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی، مفهوم ویرتو و ویرتوی مدنی را بررسی می کند و نشان می دهد که از دیدگاه ماکیاولی، دوام دولت و آزادی جمهوری تنها به توانایی رهبران وابسته نیست، بلکه به مشارکت، مسئولیت پذیری و ظرفیت سیاسی شهروندان نیز نیاز دارد.



مفهوم ویرتو در اندیشه ماکیاولی


ویرتو را می توان مجموعه ای از توانایی ها و ظرفیت های لازم برای دستیابی به هدف سیاسی دانست. این مفهوم، شجاعت، ابتکار، دوراندیشی، واقع بینی، انضباط، توانایی تصمیم گیری و قدرت سازگار شدن با شرایط متغیر را دربرمی گیرد. شخص یا جامعه ای که از ویرتو برخوردار است، منفعلانه در برابر حوادث تسلیم نمی شود؛ بلکه می کوشد امکان های موجود را شناسایی کند و از آن ها برای حفظ یا تقویت نظم سیاسی بهره ببرد.


در زبان ایتالیایی، واژه Virtù از ریشه لاتینی Virtus گرفته شده است. این واژه در سنت کلاسیک می توانست به معنای شجاعت، توانمندی، مردانگی و برتری سیاسی یا نظامی باشد. بااین حال، در سنت مسیحی قرون وسطی، معنای آن بیشتر با فضیلت اخلاقی، تقوا و پاکی درونی پیوند خورده بود. نوآوری ماکیاولی در این بود که مفهوم ویرتو را تا حد زیادی از چارچوب اخلاقی سنتی جدا کرد و آن را به توانایی انسان برای شناخت واقعیت سیاسی و اثرگذاری بر آن پیوند داد.


در کتاب شهریار، ویرتو بیشتر با توانایی یک رهبر در تاسیس، حفظ و تقویت دولت مرتبط است. شهریار صاحب ویرتو باید بتواند در زمان مناسب قاطعانه عمل کند، تهدیدها را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند تشخیص دهد و از ابزارهای گوناگون برای حفظ نظم سیاسی استفاده کند. از نظر ماکیاولی، حاکم نمی تواند همیشه مطابق با یک الگوی اخلاقی ثابت رفتار کند؛ زیرا شرایط سیاسی تغییر می کند و رفتاری که در یک موقعیت موجب نجات دولت است، ممکن است در موقعیتی دیگر به نابودی آن بینجامد.


ماکیاولی در فصل هجدهم کتاب شهریار، برای توضیح ضرورت انعطاف پذیری سیاسی، از نمادهای شیر و روباه استفاده می کند. شیر نماد قدرت و توانایی مقابله مستقیم با دشمنان است و روباه نماد زیرکی و شناخت دام ها. حاکمی که تنها شیر باشد، ممکن است در دام دشمنان گرفتار شود و حاکمی که تنها روباه باشد، احتمالا قدرت لازم برای دفاع از خود را نخواهد داشت. بنابراین، ویرتو به معنای توانایی ترکیب قدرت، زیرکی و تشخیص موقعیت است.


البته چنین تحلیلی سبب شده است برخی از مفسران، ماکیاولی را متفکری صرفا فرصت طلب یا مدافع استبداد بدانند. این برداشت، اگرچه بخشی از ابهام موجود در اندیشه او را نشان می دهد، تمام دیدگاه ماکیاولی را دربرنمی گیرد. ویرتو الزاما به معنای فریبکاری یا خشونت نیست. خشونت و فریب، در نگاه ماکیاولی، ابزارهایی هستند که ممکن است در شرایط خاص سیاسی به کار روند؛ اما استفاده نابجا، افراطی یا خودسرانه از آن ها می تواند مشروعیت حکومت را از بین ببرد و نارضایتی عمومی ایجاد کند.


نسبت ویرتو و فورتونا


مفهوم ویرتو در اندیشه ماکیاولی بدون مفهوم فورتونا قابل فهم نیست. فورتونا به بخت، تصادف، حوادث پیش بینی ناپذیر و نیروهایی اشاره دارد که انسان به طور کامل بر آن ها کنترل ندارد. جنگ، شورش، مرگ ناگهانی فرمانروا، بحران اقتصادی، حمله خارجی و تغییر ناگهانی افکار عمومی، نمونه هایی از فورتونا هستند.


ماکیاولی در بخشی از شهریار، فورتونا را به رودخانه ای خروشان تشبیه می کند که هنگام طغیان می تواند زمین ها، خانه ها و مزارع را ویران سازد. انسان نمی تواند مانع بارش باران شود، اما می تواند پیشاپیش سد، کانال و سازوکارهای دفاعی ایجاد کند. در این استعاره، ساختن سد و آماده سازی برای بحران، نماد ویرتو است.


از این منظر، ویرتو به معنای حذف کامل تصادف از زندگی سیاسی نیست؛ بلکه به معنای افزایش ظرفیت دولت و جامعه برای مواجهه با تصادف است. جامعه ای که نهادهای نیرومند، شهروندان مسئول، ارتش سازمان یافته، قانون پایدار و رهبران شایسته دارد، بهتر می تواند آثار فورتونا را کنترل کند. در مقابل، جامعه ای که به شانس، شخصیت یک رهبر یا واکنش های لحظه ای وابسته است، در برابر بحران آسیب پذیر خواهد بود.


این دیدگاه ماکیاولی دارای پیام مهمی برای فهم سیاست است: تاریخ نه کاملا در اختیار انسان است و نه کاملا خارج از اراده او. شرایط بیرونی محدودیت ایجاد می کنند، اما کیفیت فرمانروایی، ساختارهای سیاسی و آمادگی اجتماعی می توانند دامنه انتخاب ها را گسترش دهند. ویرتو، در این معنا، هنر تبدیل محدودیت ها به امکان های سیاسی است.


ویرتوی مدنی؛ از توانایی حاکم تا فضیلت شهروندان


اگر مفهوم ویرتو در شهریار بیشتر به توانایی رهبر مربوط است، در گفتارها با شکل گسترده تری از آن روبه رو می شویم. ماکیاولی در این اثر درباره جمهوری روم و عوامل دوام آن بحث می کند. یکی از مهم ترین عوامل مورد توجه او، مشارکت فعال شهروندان و وجود روحیه عمومی برای دفاع از جمهوری است.


ویرتوی مدنی به معنای مجموعه ای از نگرش ها و رفتارهایی است که شهروندان را قادر می سازد از آزادی، قانون و خیر عمومی دفاع کنند. شهروند صاحب ویرتوی مدنی تنها به دنبال منافع شخصی خود نیست؛ بلکه سرنوشت جامعه را نیز بخشی از سرنوشت خویش می داند. او در امور عمومی مشارکت می کند، نسبت به فساد و استبداد بی تفاوت نمی ماند، قانون را جدی می گیرد و در زمان بحران آماده پذیرش مسئولیت است.


ویرتوی مدنی را نباید با اطاعت بی چون وچرا از دولت یکسان دانست. شهروند مدنی در اندیشه جمهوری خواهانه ماکیاولی، شهروندی منفعل نیست که هر تصمیم حاکمان را بپذیرد. برعکس، او باید بتواند در برابر تمرکز بیش از حد قدرت مقاومت کند و از آزادی جمهوری دفاع نماید. بنابراین، ویرتوی مدنی هم به وفاداری به جامعه مربوط است و هم به توانایی نقد قدرت.


از نظر ماکیاولی، آزادی جمهوری زمانی پایدار می ماند که شهروندان برای حفاظت از آن آمادگی داشته باشند. آزادی صرفا امتیازی حقوقی نیست که حکومت به مردم اعطا کند؛ بلکه نهادی سیاسی و اجتماعی است که باید پیوسته از آن مراقبت شود. اگر شهروندان به دلیل رفاه طلبی، ترس یا منفعت جویی خصوصی از سیاست کناره گیری کنند، گروه های کوچک و قدرتمند می توانند نهادهای عمومی را در خدمت منافع خود قرار دهند.


عناصر اصلی ویرتوی مدنی


نخستین عنصر ویرتوی مدنی، ترجیح خیر عمومی بر منفعت خصوصی است. منظور از این اصل، حذف کامل منافع فردی نیست؛ زیرا افراد و گروه ها منافع مشروع خود را دارند. مسئله آن است که منافع خصوصی نباید به نابودی قانون، عدالت و منافع عمومی منجر شود. شهروند صاحب ویرتوی مدنی می داند که امنیت، آزادی و رفاه شخصی او در گرو سلامت نهادهای عمومی است.


دومین عنصر، مشارکت سیاسی است. مشارکت فقط به رای دادن محدود نمی شود؛ بلکه فعالیت در انجمن ها، شوراها، نهادهای اجتماعی، رسانه ها، فعالیت های داوطلبانه و نظارت بر عملکرد مسئولان را نیز شامل می شود. جامعه ای که شهروندان آن صرفا در زمان انتخابات فعال می شوند و در فاصله میان انتخابات هیچ مسئولیتی احساس نمی کنند، از ظرفیت مدنی محدودی برخوردار است.


سومین عنصر، آمادگی برای پذیرش هزینه های عمومی است. هیچ جامعه ای بدون پرداخت هزینه نمی تواند استقلال و آزادی خود را حفظ کند. این هزینه ممکن است خدمت عمومی، رعایت قانون، پرداخت مالیات، دفاع از کشور، کمک به آسیب دیدگان یا پذیرش محدودیت های موقت در زمان بحران باشد. البته فداکاری مدنی نباید بهانه ای برای استثمار شهروندان یا حذف حقوق آنان شود؛ بلکه باید در چارچوب قانون و با توزیع عادلانه مسئولیت ها صورت گیرد.


چهارمین عنصر، دفاع از آزادی در برابر سلطه و فساد است. ویرتوی مدنی فقط زمانی آشکار نمی شود که دشمن خارجی به کشور حمله کند؛ بلکه در برابر تهدیدهای داخلی نیز اهمیت دارد. فساد اداری، انحصار قدرت، تبعیض، قانون گریزی و تبدیل نهادهای عمومی به ابزار منافع شخصی، آزادی جمهوری را تضعیف می کنند. شهروند مدنی باید بتواند این روندها را تشخیص دهد و از راه های قانونی با آن ها مقابله کند.


 تنش اخلاقی در مفهوم ویرتو


یکی از مهم ترین پرسش ها درباره ویرتو این است که آیا هرگونه موفقیت سیاسی را می توان ویرتو نامید؟ اگر حاکمی با فریب، خشونت یا سرکوب به قدرت برسد، آیا باید او را صاحب ویرتو دانست؟


پاسخ به این پرسش ساده نیست. در خوانش محدود از ماکیاولی، ویرتو به توانایی کسب و حفظ قدرت تقلیل پیدا می کند. اما در خوانش گسترده تر، ویرتو باید با تاسیس نظم پایدار، حفظ دولت و تامین امنیت عمومی ارتباط داشته باشد. حاکمی که صرفا از طریق خشونت حکومت می کند، ممکن است در کوتاه مدت موفق به نظر برسد؛ اما اگر نتواند رضایت، نظم و ثبات ایجاد کند، از ویرتوی سیاسی کامل برخوردار نیست.


همچنین باید میان خشونت تاسیسی و خشونت خودسرانه تمایز گذاشت. ماکیاولی گاهی می پذیرد که در شرایط فروپاشی نظم، اقدامات سخت و محدود برای تاسیس نظمی جدید ممکن است ضروری باشد. اما تداوم خشونت، ایجاد ترس دائمی و حذف کامل مشارکت عمومی، به فساد دولت و نابودی آزادی منجر می شود.


در حوزه ویرتوی مدنی نیز خطر مشابهی وجود دارد. تاکید بر فداکاری برای جامعه، اگر با حقوق فردی و آزادی های اساسی متوازن نشود، می تواند به ملی گرایی افراطی، سرکوب مخالفان و سرکوب اقلیت ها منتهی شود. بنابراین، ویرتوی مدنی باید با قانون، کرامت انسانی، تکثر اجتماعی و مسئولیت پذیری نهادی همراه باشد.


 اهمیت معاصر ویرتو و ویرتوی مدنی


اگرچه اندیشه ماکیاولی در بستر جمهوری های ایتالیایی و بحران دولت شهرهای رنسانس شکل گرفت، مفاهیم ویرتو و ویرتوی مدنی همچنان برای تحلیل جوامع معاصر کاربرد دارند. حکومت های امروزی نیز با بحران هایی مانند فساد، کاهش اعتماد عمومی، بی تفاوتی سیاسی، قطبی شدن جامعه، بحران های اقتصادی و تهدیدهای خارجی روبه رو هستند.


در چنین شرایطی، ویرتوی سیاسی رهبران را می توان در توانایی آنان برای تصمیم گیری عقلانی، پیش بینی بحران، پذیرش مسئولیت و ترجیح منافع عمومی بر منافع جناحی سنجید. رهبر صاحب ویرتو الزاما کسی نیست که همیشه محبوب باشد؛ بلکه کسی است که بتواند میان ضرورت تصمیم گیری سریع و رعایت قانون، میان اقتدار و پاسخ گویی، و میان منافع کوتاه مدت و مصالح بلندمدت تعادل ایجاد کند.


از سوی دیگر، ویرتوی مدنی برای جامعه ای که خواهان حکومت پاسخ گوست، اهمیت بنیادی دارد. هیچ قانون اساسی یا نهاد رسمی به تنهایی نمی تواند آزادی را حفظ کند. کیفیت حکومت تا حد زیادی به فرهنگ سیاسی شهروندان بستگی دارد. شهروندانی که نسبت به فساد بی تفاوت اند، در برابر اخبار نادرست آسیب پذیرند، مسئولیت اجتماعی را نمی پذیرند یا منافع کوتاه مدت خود را بر خیر عمومی ترجیح می دهند، زمینه تضعیف جمهوری را فراهم می کنند.


ویرتوی مدنی در جهان امروز می تواند در قالب رعایت قانون، گفت وگوی مسئولانه، مشارکت در نهادهای مدنی، نظارت عمومی، کمک به گروه های آسیب پذیر، حفاظت از محیط زیست و دفاع از حقوق شهروندی تحقق پیدا کند. بنابراین، این مفهوم فقط به جنگ یا فداکاری های بزرگ محدود نیست؛ بلکه در رفتارهای روزمره شهروندان نیز حضور دارد.


نتیجه گیری


ویرتو در اندیشه ماکیاولی مفهومی چندلایه و پیچیده است که نمی توان آن را صرفا به معنای فضیلت اخلاقی یا مهارت در فریبکاری دانست. ویرتو در درجه نخست، ظرفیت شناخت واقعیت، تصمیم گیری در شرایط دشوار، استفاده مناسب از فرصت ها و مقابله با نیروهای پیش بینی ناپذیر تاریخ است. این مفهوم در تعامل با فورتونا معنا پیدا می کند و نشان می دهد که انسان، هرچند قادر به کنترل کامل سرنوشت نیست، می تواند با آمادگی، شجاعت و نهادسازی دامنه اثرگذاری خود را افزایش دهد.


در شهریار، ویرتو عمدتا در توانایی شهریار برای تاسیس و حفظ دولت آشکار می شود؛ اما در گفتارها، ماکیاولی بر اهمیت ویرتوی مدنی و مشارکت شهروندان تاکید می کند. ویرتوی مدنی یعنی شهروندان نسبت به سرنوشت جامعه احساس مسئولیت کنند، از آزادی دفاع نمایند، منافع عمومی را نادیده نگیرند و در برابر فساد و خودکامگی بی تفاوت نمانند.


بااین حال، ویرتو باید با قانون، پاسخ گویی، حقوق شهروندی و کرامت انسانی همراه باشد. اگر ویرتو از این محدودیت ها جدا شود، ممکن است به توجیه قدرت طلبی و خشونت تبدیل گردد. از سوی دیگر، اگر جامعه فاقد ویرتوی مدنی باشد، حتی بهترین قوانین و نهادها نیز در برابر فساد و استبداد آسیب پذیر خواهند بود. از این منظر، مهم ترین پیام اندیشه ماکیاولی آن است که آزادی و ثبات سیاسی نه هدیه ای دائمی، بلکه دستاوردی شکننده اند که به توانایی رهبران و مسئولیت پذیری شهروندان وابسته اند.


 منابع


1. Berlin, I. (1979). *The Originality of Machiavelli*. In H. Hardy (Ed.), *Against the Current: Essays in the History of Ideas*. Princeton University Press.


2. Machiavelli, N. (1998). *The Prince*. Translated by Harvey C. Mansfield. University of Chicago Press.


3. Machiavelli, N. (1996). *Discourses on Livy*. Translated by Harvey C. Mansfield and Nathan Tarcov. University of Chicago Press.


4. McCormick, J. P. (2011). *Machiavellian Democracy*. Cambridge University Press.


5. Pocock, J. G. A. (1975). *The Machiavellian Moment: Florentine Political Thought and the Atlantic Republican Tradition*. Princeton University Press.


6. Skinner, Q. (1981). *Machiavelli*. Oxford University Press.


7. Strauss, L. (1958). *Thoughts on Machiavelli*. University of Chicago Press.


8. Nederman, C. J. (2009). *Rethinking the Political Thought of the Renaissance*. University of Toronto Press.