درس زندگی در حاشیه امتحان؛ چرا مدیریت خانواده و سبک زندگی به حمایت جدی وزارت آموزش وپرورش نیاز دارد؟
درس زندگی در حاشیه امتحان؛ چرا مدیریت خانواده و سبک زندگی به حمایت جدی وزارت آموزش وپرورش نیاز دارد؟
یادداشت تخصصی دکتر فردین احمدی، نویسنده، پژوهشگر، مدرس دانشگاه، معلم و سرگروه درس مدیریت خانواده و سبک زندگی در سطح شهرستان های استان تهران
مقدمه: آموزش برای زندگی، فراتر از آموزش برای امتحان
یکی از چالش های مهم نظام آموزشی، فاصله میان اهداف تربیتی و اولویت های اجرایی مدارس است؛ فاصله ای که در برخی موارد موجب می شود دروس مرتبط با مهارت های زندگی، تربیت اجتماعی و آمادگی برای مواجهه آگاهانه با مسائل فردی و خانوادگی، در سایه توجه گسترده به امتحانات نهایی، کنکور و دروس دارای ضریب و تاثیر مستقیم در آینده تحصیلی دانش آموزان قرار گیرند.
درس «مدیریت خانواده و سبک زندگی» از جمله درس هایی است که اهمیت آن را نمی توان صرفا با معیارهای رایج سنجش پیشرفت تحصیلی ارزیابی کرد. این درس با بخشی از مهم ترین نیازهای فردی و اجتماعی نوجوانان، از جمله خودشناسی، مسئولیت پذیری، مهارت تصمیم گیری، مدیریت روابط، شناخت ارزش های خانوادگی، مواجهه منطقی با تعارض ها و آمادگی برای تشکیل خانواده سالم ارتباط دارد.
با وجود چنین کارکردهایی، این پرسش اساسی مطرح است: آیا جایگاه اجرایی و میزان توجه عملی به این درس در همه مدارس، متناسب با اهمیت تربیتی آن است؟
اگر پاسخ این پرسش در برخی مدارس منفی باشد، نمی توان تمام مسئولیت را متوجه مدیران، دبیران یا دانش آموزان دانست. در چنین شرایطی، ضروری است سیاست گذاری آموزشی، سازوکارهای نظارتی، نظام ارزشیابی و نحوه تخصیص زمان آموزشی نیز مورد بازنگری قرار گیرد.
اولویت کنکور نباید به معنای حاشیه نشینی تربیت باشد
تردیدی نیست که آمادگی برای امتحانات نهایی و ورود به دانشگاه از دغدغه های مهم دانش آموزان، خانواده ها و مدارس است؛ اما مسئله زمانی شکل می گیرد که موفقیت آموزشی، صرفا در نمره، رتبه کنکور و نتیجه آزمون های استاندارد خلاصه شود.
مدرسه فقط محل انتقال اطلاعات درسی نیست؛ مدرسه نهادی برای پرورش انسان هایی آگاه، مسئول، توانمند و آماده حضور موثر در جامعه است. نظام آموزشی زمانی می تواند به اهداف جامع خود نزدیک شود که میان آموزش دانش تخصصی و تربیت مهارت های موردنیاز زندگی تعادل برقرار کند.
دانش آموزی که برای حل مسائل پیچیده درسی آموزش می بیند، باید فرصت یادگیری برای مواجهه با مسائل واقعی زندگی را نیز داشته باشد. توانایی گفت وگو، کنترل هیجان، تصمیم گیری مسئولانه، مدیریت اختلاف، شناخت حقوق و مسئولیت ها و برقراری روابط سالم، نیازهایی نیستند که بتوان تحقق آن ها را صرفا به تجربه های اتفاقی زندگی یا آموزش های غیررسمی واگذار کرد.
از این منظر، کم توجهی احتمالی به درس مدیریت خانواده و سبک زندگی فقط یک مسئله مربوط به برنامه هفتگی مدرسه نیست؛ بلکه می تواند نشانه ای از غلبه نگاه نتیجه محور و آزمون محور بر بخشی از ماموریت تربیتی آموزش وپرورش باشد.
مسئله اصلی؛ فاصله میان جایگاه برنامه ای و جایگاه اجرایی درس
یکی از مسائل قابل بررسی در اجرای این درس، فاصله احتمالی میان جایگاه پیش بینی شده آن در برنامه درسی و میزان تحقق اهداف آموزشی در محیط واقعی مدرسه است.
در برخی شرایط، ممکن است ساعات اختصاص یافته به این درس تحت تاثیر فشارهای اجرایی مدرسه قرار گیرد؛ برای مثال، از زمان آن برای جبران عقب ماندگی دروس دیگر استفاده شود، فرصت کافی برای گفت وگو و فعالیت های تربیتی در اختیار دبیر قرار نگیرد یا آموزش آن به انجام فعالیت های صوری و تکمیل الزامات اداری محدود شود.
البته میزان و گستره این مسائل باید با بررسی میدانی، گزارش های مستند مدارس و ارزیابی عملکرد آموزشی مشخص شود؛ بااین حال، اگر چنین رویه هایی مشاهده می شود، لازم است به جای اکتفا به تذکرهای موردی، برای اصلاح آن ها راهکارهای روشن و قابل ارزیابی طراحی شود.
درس مدیریت خانواده و سبک زندگی، ماهیتی دارد که اجرای موثر آن به زمان آموزشی واقعی، دبیر توانمند، محتوای متناسب با نیازهای نوجوانان، فضای گفت وگو و امکان مشارکت فعال دانش آموزان وابسته است. اگر این عناصر فراهم نباشد، حتی بهترین محتوای آموزشی نیز ممکن است در عمل به نتیجه مطلوب نرسد.
بنابراین، مسئله را نباید صرفا به میزان تلاش دبیر یا پیگیری سرگروه آموزشی تقلیل داد. کیفیت آموزش، حاصل تعامل سیاست گذاری، مدیریت مدرسه، صلاحیت حرفه ای دبیر، محتوای آموزشی، انگیزه دانش آموز و نظام ارزشیابی است.
سرگروه های آموزشی؛ بازوی تخصصی اصلاح، نه جایگزین سیاست گذاری
سرگروه های آموزشی استانی و منطقه ای نقش مهمی در ارتقای کیفیت تدریس، انتقال تجربه های موفق، توانمندسازی دبیران، بررسی مسائل اجرایی و ارائه پیشنهادهای تخصصی دارند. بااین حال، ظرفیت این گروه ها زمانی به نتیجه پایدار می رسد که پیشنهادهای کارشناسی آن ها در فرایند تصمیم گیری رسمی مورد توجه قرار گیرد.
سرگروه آموزشی می تواند مسئله را شناسایی کند، برای رفع آن راهکار پیشنهاد دهد، تجربه های موفق را مستند سازد و اجرای برنامه ها را در حوزه مسئولیت خود پیگیری کند؛ اما نمی تواند به تنهایی برای همه مدارس الزام اجرایی ایجاد کند، جایگزین اختیارهای قانونی دستگاه سیاست گذار شود یا بدون پشتوانه اداری و نظارتی، تمام موانع ساختاری را برطرف سازد.
ازاین رو، انتظار می رود دبیرخانه کشوری مرتبط با درس دین و زندگی و مدیریت خانواده و سبک زندگی، با بهره گیری از دیدگاه های سرگروه های آموزشی، دبیران باتجربه، متخصصان تعلیم وتربیت و مدیران مدارس، مسائل اجرایی این درس را به صورت نظام مند بررسی و پیشنهادهای اصلاحی را در مسیر تصمیم گیری و ابلاغ ضوابط لازم پیگیری کند.
تلاش همکاران آموزشی ارزشمند است؛ اما تلاش فردی، هرچند مسئولانه و مستمر، نمی تواند جایگزین سیاست روشن، تقسیم مسئولیت مشخص و سازوکار اجرایی موثر شود.
چه اقداماتی باید در سطح ملی انجام شود؟
برای ارتقای جایگاه درس مدیریت خانواده و سبک زندگی، مجموعه ای از اقدامات هماهنگ و قابل ارزیابی ضروری به نظر می رسد:
۱. تدوین و ابلاغ دستورالعمل اجرایی روشن
وزارت آموزش وپرورش و مراجع مسئول باید در چارچوب اختیارات قانونی خود، ضوابط اجرای صحیح برنامه درسی را به گونه ای تبیین کنند که مسئولیت مدیران، معاونان آموزشی، دبیران و عوامل نظارتی مشخص باشد. حفظ ساعات مصوب درس و جلوگیری از استفاده غیرمجاز از آن برای جبران تدریس سایر دروس باید در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
۲. تثبیت جایگاه درس در برنامه رسمی مدرسه
ضروری است اجرای واقعی برنامه درسی، حضور دبیر واجد صلاحیت، رعایت زمان آموزشی و تحقق فعالیت های پیش بینی شده، از طریق سازوکارهای مشخص مدیریتی و نظارتی پیگیری شود. صرف درج نام درس در برنامه هفتگی، تضمین کننده تحقق اهداف آن نیست.
۳. بازنگری در شیوه های ارزشیابی
ارزشیابی این درس باید متناسب با ماهیت تربیتی و مهارتی آن طراحی شود. سنجش صرفا حافظه محور، توانایی دانش آموز در تصمیم گیری، تحلیل موقعیت های زندگی، گفت وگوی مسئولانه و به کارگیری آموخته ها را به خوبی نشان نمی دهد.
پیشنهاد می شود از روش های متنوع و متناسب با ضوابط آموزشی، مانند تحلیل موقعیت، فعالیت های مشارکتی، پروژه های آموزشی و ارزیابی کاربردی آموخته ها استفاده شود. همچنین لازم است جایگاه این درس در ارزشیابی های رسمی به گونه ای تعیین شود که اهمیت آن در عمل نیز برای مدیران، دبیران، دانش آموزان و خانواده ها روشن باشد.
بررسی امکان تقویت جایگاه آن در آزمون های هماهنگ یا نهایی نیز می تواند در چارچوب سیاست های رسمی، با ارزیابی کارشناسی و توجه به اهداف واقعی درس دنبال شود؛ البته نباید اهمیت تربیتی این درس را صرفا به نمره یا برگزاری امتحان نهایی وابسته کرد.
۴. توانمندسازی تخصصی دبیران
تدریس اثربخش این درس نیازمند آشنایی با روش های آموزش مهارت های زندگی، مدیریت گفت وگوی کلاسی، شیوه های مشارکتی و مسائل متناسب با دوره نوجوانی است. برگزاری دوره های توانمندسازی کاربردی، تولید راهنمای تدریس و فراهم کردن فرصت تبادل تجربه میان دبیران می تواند کیفیت آموزش را ارتقا دهد.
۵. طراحی نظام پایش و گزارش دهی
پیشنهاد می شود دبیرخانه کشوری و واحدهای مسئول در استان ها و مناطق، شاخص های روشنی برای پایش اجرای درس تعریف کنند؛ شاخص هایی مانند تحقق ساعات آموزشی، وضعیت تامین دبیر، کیفیت روش تدریس، میزان مشارکت دانش آموزان و موانع اجرایی گزارش شده.
انتشار گزارش های دوره ای و استفاده از نتایج آن ها برای اصلاح برنامه ها، می تواند پیگیری موضوع را از سطح توصیه های عمومی به سطح مدیریت مبتنی بر شواهد ارتقا دهد.
۶. تقویت ارتباط مدرسه و خانواده
مفاهیم این درس زمانی اثربخش تر خواهند بود که میان آموزش مدرسه و تجربه های واقعی زندگی پیوند برقرار شود. طراحی فعالیت های آموزشی مناسب، گفت وگوهای هدفمند با خانواده ها و ارائه منابع معتبر و قابل فهم می تواند به کاربردی شدن آموخته ها کمک کند؛ مشروط بر آنکه این اقدامات با اصول علمی، ملاحظات فرهنگی و الزامات حرفه ای آموزش سازگار باشند.
چرا ارزشیابی موثر اهمیت دارد؟
یکی از واقعیت های نظام آموزشی این است که شیوه های ارزشیابی بر رفتار و اولویت های بسیاری از عوامل مدرسه اثر می گذارند. هنگامی که یک درس در تصمیم های تحصیلی و سنجش عملکرد دانش آموزان جایگاه روشنی نداشته باشد، این احتمال وجود دارد که در عمل در اولویت های پایین تری قرار گیرد.
بااین حال، راه حل را نباید صرفا در افزودن یک امتحان پراضطراب دیگر جست وجو کرد. مسئله اصلی، طراحی نظام ارزشیابی متناسب با اهداف درس است؛ نظامی که هم اهمیت یادگیری را منعکس کند و هم دانش آموز را به فهم و کاربرد مفاهیم سوق دهد.
اگر قرار است دانش آموزان مهارت تصمیم گیری مسئولانه، شناخت روابط سالم و مدیریت مسائل زندگی را بیاموزند، ارزشیابی نیز باید تا حد امکان توانایی آن ها را در فهم، تحلیل و کاربرد این مهارت ها بسنجد. چنین رویکردی می تواند به افزایش جدیت در تدریس و یادگیری کمک کند، بدون آنکه آموزش را به حفظ مطالب برای امتحان محدود سازد.
مطالبه ای روشن از وزارت آموزش وپرورش و دبیرخانه کشوری
اکنون انتظار می رود وزارت آموزش وپرورش و دبیرخانه کشوری مرتبط با درس دین و زندگی و مدیریت خانواده و سبک زندگی، با استفاده از ظرفیت کارشناسی سرگروه های آموزشی، برای مسائل اجرایی این درس برنامه ای مشخص و قابل پیگیری تدوین کنند.
این برنامه باید شامل تعیین مسئولیت ها، تبیین ضوابط اجرایی، پیش بینی سازوکار نظارت، توانمندسازی دبیران، اصلاح روش های ارزشیابی و بررسی دوره ای نتایج باشد. همچنین ضروری است پیشنهادهای مطرح شده از سوی سرگروه های استانی و منطقه ای، در یک فرایند رسمی بررسی و نتیجه آن به نحو مقتضی به پیشنهاددهندگان و واحدهای اجرایی اعلام شود.
نکته مهم آن است که پیگیری این مطالبات نباید به مکاتبات مقطعی یا توصیه های کلی محدود بماند. اصلاح پایدار زمانی اتفاق می افتد که برای هر اقدام، مسئول مشخص، زمان بندی واقع بینانه، معیار ارزیابی و مسیر پاسخ گویی تعریف شود.
جمع بندی؛ دفاع از درس مدیریت خانواده، دفاع از کیفیت تربیت
به عنوان نویسنده، پژوهشگر، مدرس دانشگاه، معلم و سرگروه درس مدیریت خانواده و سبک زندگی در سطح شهرستان های استان تهران، معتقدم ارتقای جایگاه این درس نیازمند نگاهی فراتر از برنامه هفتگی مدارس و تلاش های فردی همکاران است.
ما در جایگاه معلم و سرگروه آموزشی، وظیفه داریم برای بهبود کیفیت تدریس، ارتقای توانمندی دبیران و تحقق اهداف تربیتی درس تلاش کنیم و این مسئولیت را با جدیت دنبال خواهیم کرد. درعین حال، تحقق اصلاحات پایدار بدون حمایت موثر مراجع سیاست گذار، تدوین ضوابط روشن، نظارت منظم و پیگیری تصمیم های اجرایی دشوار خواهد بود.
درس مدیریت خانواده و سبک زندگی نباید صرفا به عنوان واحدی برای تکمیل برنامه درسی یا تامین ساعات موظف دبیران تلقی شود. این درس بخشی از تلاش نظام آموزشی برای آماده سازی نسل نوجوان جهت مواجهه آگاهانه، مسئولانه و اخلاق مدارانه با مسائل زندگی است؛ ماموریتی که تحقق آن به برنامه ریزی علمی، اجرای دقیق و ارزیابی مستمر نیاز دارد.
مطالبه ما روشن است: جایگاه واقعی درس مدیریت خانواده و سبک زندگی باید در سیاست گذاری، برنامه ریزی، اجرای آموزشی و نظام ارزشیابی آموزش وپرورش نیز به رسمیت شناخته شود.
تلاش همکاران آموزشی را ارج می نهیم و برای انجام مسئولیت حرفه ای خود آماده ایم؛ اما انتظار داریم وزارت آموزش وپرورش و دبیرخانه کشوری نیز با حمایت عملی، تصمیم گیری مسئولانه و ایجاد ضمانت های اجرایی متناسب، زمینه تحقق اهداف این درس را فراهم کنند.
زیرا نظام آموزشی موفق، تنها دانش آموزانی تربیت نمی کند که برای امتحان آماده باشند؛ بلکه به پرورش انسان هایی می اندیشد که برای زندگی نیز آمادگی داشته باشند.
دکتر فردین احمدی
نویسنده، پژوهشگر، مدرس دانشگاه، معلم و سرگروه درس مدیریت خانواده و سبک زندگی در سطح شهرستان های استان تهران