Leili Sayahi
4 یادداشت منتشر شدهوقتی اقیانوس رو در لیوان می ریزیم
وقتی به فرق علوم تربیتی ما با اونایی که تو دنیا اولن نگاه می کنم، یه جورایی قلبم می گیره. اونا اون طرف دنیا، بچه ها رو مثل قطعات یه ماشین فوق پیشرفته می سازن؛ همه چی دقیق، همه چی برنامه ریزی شده، همه چی با کد و عدد. یه سیستم بی نقص که توش «خروجی» حرف اول رو می زنه. اما ما؟ ما تو این میون، یه دنیای دیگه داریم...دنیایی که اگه درست ازش استفاده کنیم، می تونه خیلی فراتر از اون ها باشه. ما اصلا با عدد سر و کار نداریم، ما با روح سر و کار داریم، اما مشکل اینجاست که هنوز بلد نیستیم چطور این روح رو به زبان علم ترجمه کنیم.
راستش رو بخوای، ما یه گنجینه ی بزرگ داریم که اونا حتی تو خواب هم نمی بینن. ما تو فرهنگمون، از بچگی با مفهوم «تربیت» گره خوردیم، نه فقط «آموزش». اونا می تونن بهترین ابزارها رو به بچه شون بدن، اما ما پتانسیل این رو داریم که به بچه ها «معنا» بدیم. می تونیم کاری کنیم که یه کودک، نه فقط یه مهندس ماهر، بلکه یه انسان با وجدان و با ریشه باشه. اما تلخی ماجرا اینجاست که ما هنوز داریم با روش های قدیمی، سعی می کنیم اون گنجینه ی انسانی رو توی قالب چارچوب های خشک و بی روح امروزی جا بدیم؛ انگار می خوایم یه اقیانوس رو توی یه لیوان پلاستیکی بریزیم!
آرزوی من این نیست که فقط از اونا کپی برداری کنیم و بشیم یه نسخه ی ضعیف از جهان اول. من می خوام روزی برسه که دنیا، علوم تربیتی ما رو نگاه کنه و با تعجب بگه: «چطور این ها تونستن بدون اون همه تکنولوژی، بچه هایی بسازن که هم با پیشرفته ترین علم دنیا حرکت می کنن و هم قلبشون با اصالت و عمیق ترین معناهای انسانی می تپه؟» ما اگه بتونیم اون شکاف بین «دقت ماشینی اونا» و «عمق انسانی خودمون» رو پر کنیم، دیگه فقط دنبال تقلید نیستیم؛ اون وقت ما هستیم که به جهان اول یاد می دیم چطور میشه انسان ساخت.😍