بازار ایران: از قدرت اقتصادی تا کنش سیاسی

26 مهر 1405 - خواندن 10 دقیقه - 106 بازدید

مقدمه

بازار در تاریخ ایران صرفا یک نهاد اقتصادی نبوده، بلکه یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایرانی به شمار می آید. برخلاف بسیاری از جوامع غربی که بازار عمدتا محل مبادله کالا و سرمایه است، در ایران بازار همواره شبکه ای پیچیده از روابط اقتصادی، مذهبی، صنفی و اجتماعی بوده که نقش مهمی در شکل گیری سرمایه اجتماعی، انتقال ارزش های فرهنگی و بسیج نیروهای سیاسی ایفا کرده است. از همین رو، جامعه شناسی تاریخی بازار تنها به مطالعه تجارت و دادوستد محدود نمی شود، بلکه به بررسی رابطه بازار با دولت، روحانیت، طبقات اجتماعی و جنبش های سیاسی می پردازد.

از دوره قاجار تا جمهوری اسلامی، بازار ایران در بسیاری از مهم ترین تحولات سیاسی کشور حضور فعال داشته است. در جنبش تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی، بازاریان در کنار روحانیت، روشنفکران و سایر نیروهای اجتماعی، بخشی از ائتلاف های تاریخی موثر را تشکیل دادند. این استمرار تاریخی نشان می دهد که بازار تنها یک بازیگر اقتصادی نبوده، بلکه نهادی اجتماعی با ظرفیت بسیج سیاسی و تولید اعتماد اجتماعی بوده است.

از منظر کارل پولانی، اقتصاد هیچ گاه از جامعه جدا نیست و فعالیت های اقتصادی در بستر روابط اجتماعی و فرهنگی معنا پیدا می کنند. همچنین چارلز تیلی نشان می دهد که شبکه های اجتماعی و سازمان های واسط، نقش تعیین کننده ای در بسیج سیاسی و شکل گیری جنبش های اجتماعی دارند. این دو دیدگاه، چارچوب مناسبی برای تحلیل تاریخی بازار ایران فراهم می آورند.

پرسش اصلی مقاله آن است که بازار ایران چگونه از یک نهاد اقتصادی سنتی به یکی از مهم ترین کنشگران سیاسی تاریخ معاصر تبدیل شد و چه عواملی موجب تداوم نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران شده است؟ این مقاله با رویکرد جامعه شناسی تاریخی و روش تحلیلی–توصیفی به بررسی این پرسش می پردازد.

بازار سنتی؛ نهادی فراتر از اقتصاد

در جامعه شناسی تاریخی، بازار ایران نمونه ای از نهادی است که کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را به طور هم زمان بر عهده داشته است. بازار سنتی مجموعه ای از راسته ها، تیمچه ها، سراها، صنوف، کاروانسراها و مراکز مذهبی بود که در کنار فعالیت های تجاری، روابط اجتماعی و هویت جمعی را نیز سامان می داد. این ویژگی، بازار را از یک فضای صرفا اقتصادی به نهادی اجتماعی تبدیل کرده بود.

در دوره قاجار، بخش عمده تجارت داخلی و خارجی ایران در اختیار بازاریان قرار داشت. اصناف مختلف از طریق انجمن های صنفی و ریش سفیدان بازار، بسیاری از اختلافات را حل وفصل می کردند و در کنار آن، در فعالیت های خیریه، وقف، ساخت مدارس، مساجد و حمایت از نیازمندان نیز مشارکت داشتند. همین پیوند میان اقتصاد و فرهنگ، جایگاه اجتماعی بازار را تقویت می کرد.

یکی از مهم ترین ویژگی های بازار سنتی، ارتباط نزدیک آن با نهاد روحانیت بود. بسیاری از تجار، هزینه مدارس دینی، مساجد و فعالیت های مذهبی را تامین می کردند و در مقابل، روحانیت نیز از طریق مشروعیت دینی، اعتماد عمومی به بازار را تقویت می کرد. این پیوند، سرمایه اجتماعی گسترده ای ایجاد کرد که بعدها در تحولات سیاسی ایران نقش تعیین کننده یافت.

از منظر کارل پولانی، بازارهای سنتی در جوامع تاریخی در دل روابط اجتماعی و فرهنگی قرار دارند و منطق آنها صرفا سود اقتصادی نیست. تجربه ایران نیز موید همین واقعیت است؛ زیرا رفتار اقتصادی بازاریان همواره تحت تاثیر ارزش های مذهبی، هنجارهای صنفی و اعتماد اجتماعی بوده است.

سرمایه اجتماعی بازار و ظرفیت بسیج سیاسی

یکی از مهم ترین مفاهیم جامعه شناسی تاریخی در تحلیل بازار، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی به شبکه های اعتماد، همکاری، هنجارهای مشترک و روابط متقابل میان افراد اشاره دارد که امکان کنش جمعی را فراهم می کند. بازار ایران، به دلیل ارتباط مستمر میان تجار، اصناف، روحانیان و مردم، یکی از مهم ترین مراکز تولید سرمایه اجتماعی در تاریخ معاصر ایران بوده است.

اعتماد متقابل میان کسبه، نظام اعتبار سنتی، فعالیت های مشترک صنفی و پیوندهای مذهبی، موجب شد که بازار در زمان بحران های سیاسی، توانایی بالایی در سازمان دهی اعتراض ها، اعتصاب ها و حمایت مالی از جنبش های اجتماعی داشته باشد. برخلاف بسیاری از نهادهای اقتصادی که صرفا بر رقابت استوارند، بازار ایران بر همکاری و اعتماد نیز متکی بود و همین ویژگی، قدرت بسیج آن را افزایش می داد.

نمونه بارز این ظرفیت را می توان در جنبش تنباکو مشاهده کرد. تحریم تنباکو تنها با فتوای میرزای شیرازی موفق نشد، بلکه همراهی گسترده بازاریان و تجار، موجب فلج شدن امتیاز اقتصادی اعطاشده به شرکت خارجی گردید. بازار با تعطیلی فعالیت های اقتصادی و سازمان دهی اعتراض های مردمی، به یکی از بازیگران اصلی این جنبش تبدیل شد.

در انقلاب مشروطه نیز بازار نقشی فراتر از حمایت مالی داشت. بسیاری از اعتصاب ها، تحصن ها و اعتراض های مردمی از بازار آغاز شد و اصناف مختلف، همراه با روحانیت و روشنفکران، ائتلاف اجتماعی گسترده ای را شکل دادند که به تاسیس مجلس شورای ملی انجامید.

از منظر چارلز تیلی، جنبش های اجتماعی زمانی موفق می شوند که بتوانند از شبکه های اجتماعی موجود برای بسیج منابع و سازمان دهی کنش جمعی استفاده کنند. بازار ایران دقیقا چنین نقشی را در بسیاری از تحولات معاصر ایفا کرده است.

رابطه بازار و دولت؛ از همکاری تا تعارض

رابطه بازار و دولت در تاریخ معاصر ایران همواره ترکیبی از همکاری، وابستگی و تعارض بوده است. دولت برای تامین مالیات، تنظیم تجارت و حفظ ثبات اقتصادی به بازار نیاز داشت و بازار نیز برای امنیت اقتصادی، ثبات پولی و حمایت قانونی به دولت وابسته بود. با این حال، هرگاه دولت سیاست هایی را دنبال می کرد که منافع اقتصادی یا استقلال بازار را تهدید می کرد، این رابطه به تعارض تبدیل می شد.

در دوره قاجار، اعطای امتیازهای اقتصادی به دولت های خارجی، افزایش مالیات و ضعف حمایت از تجارت داخلی، موجب نارضایتی گسترده بازاریان شد. در دوره پهلوی نیز توسعه اقتصاد دولتی، گسترش شرکت های وابسته به حکومت و اصلاحات اقتصادی، بخشی از استقلال سنتی بازار را کاهش داد. هرچند دولت سرمایه گذاری های گسترده ای در صنعت و زیرساخت انجام داد، اما کاهش نقش بازار در تصمیم گیری های اقتصادی، زمینه فاصله گرفتن بخشی از بازاریان از حکومت را فراهم کرد.

پس از انقلاب اسلامی، بازار همچنان یکی از ارکان اقتصاد کشور باقی ماند، اما توسعه بخش عمومی، شرکت های دولتی، نهادهای عمومی و اقتصاد جهانی، ساختار بازار را نیز دگرگون کرد. امروزه بازار سنتی در کنار بانک ها، بورس، تجارت الکترونیک و اقتصاد دیجیتال فعالیت می کند و نقش آن نسبت به گذشته متنوع تر شده است. با وجود این، بازار همچنان یکی از مهم ترین نهادهای میانجی میان دولت و جامعه محسوب می شود.

بازار و انقلاب ها؛ تداوم تاریخی یک کنشگر اجتماعی

یکی از مهم ترین یافته های جامعه شناسی تاریخی آن است که بازار ایران در اغلب انقلاب ها و جنبش های بزرگ معاصر حضوری مستمر داشته است. از جنبش تنباکو و انقلاب مشروطه گرفته تا نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی، بازاریان در کنار روحانیت و سایر نیروهای اجتماعی، بخشی از ائتلاف های سیاسی موثر را تشکیل داده اند.

در نهضت ملی شدن صنعت نفت، بسیاری از تجار و اصناف از دولت دکتر مصدق حمایت مالی و سیاسی کردند. هرچند اختلاف های سیاسی و شرایط بین المللی، این ائتلاف را تضعیف کرد، اما نقش بازار در حمایت از ملی گرایی و استقلال اقتصادی انکارناپذیر بود.

در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، بازار به یکی از مهم ترین مراکز اعتصاب، تامین مالی خانواده زندانیان سیاسی، سازمان دهی تظاهرات و انتشار اطلاعیه ها تبدیل شد. شبکه گسترده بازار و ارتباط آن با مساجد، امکان انتقال سریع اطلاعات و هماهنگی میان گروه های مختلف را فراهم می کرد. تدا اسکاچپول در تحلیل انقلاب ایران، بر اهمیت ائتلاف میان روحانیت، بازار و طبقه متوسط شهری تاکید می کند و آن را یکی از عوامل موفقیت انقلاب می داند.

از منظر جامعه شناسی تاریخی، استمرار نقش سیاسی بازار ناشی از سه عامل اساسی است: استقلال نسبی اقتصادی، سرمایه اجتماعی بالا و پیوند تاریخی با نهادهای مذهبی و مدنی. همین ویژگی ها سبب شده است که بازار، علی رغم تحولات گسترده اقتصادی و ظهور اقتصاد دیجیتال، همچنان جایگاهی موثر در ساختار اجتماعی ایران داشته باشد.

نتیجه گیری

تحلیل جامعه شناختی–تاریخی بازار ایران نشان می دهد که این نهاد، در طول تاریخ معاصر، صرفا یک مرکز مبادله اقتصادی نبوده، بلکه یکی از مهم ترین نهادهای تولید سرمایه اجتماعی، سازمان دهی کنش جمعی و ایجاد پیوند میان دولت و جامعه بوده است. بازار با اتکا به شبکه های صنفی، اعتماد اجتماعی و ارتباط تاریخی با روحانیت، توانسته است در بسیاری از بزنگاه های سیاسی، نقشی فراتر از اقتصاد ایفا کند و در شکل گیری جنبش ها و انقلاب های معاصر مشارکت داشته باشد.

پاسخ به پرسش اصلی مقاله آن است که قدرت تاریخی بازار ایران بیش از آنکه از سرمایه اقتصادی ناشی شود، ریشه در سرمایه اجتماعی، استقلال نهادی و توانایی آن در ایجاد ائتلاف با سایر نیروهای اجتماعی دارد. هرچند گسترش اقتصاد دولتی، جهانی شدن، توسعه بازارهای مالی و اقتصاد دیجیتال، ساختار سنتی بازار را دگرگون کرده است، اما این نهاد همچنان یکی از بازیگران مهم جامعه ایرانی باقی مانده است. ازاین رو، مطالعه آینده بازار نیز باید در چارچوب تحولات جدیدی مانند تجارت الکترونیک، اقتصاد پلتفرمی و حکمرانی دیجیتال انجام شود؛ تحولاتی که می توانند شکل کنش اقتصادی و سیاسی بازار را بازتعریف کنند.

منابع

آدمیت، فریدون (1356). ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران. تهران: پیام.

آجودانی، ماشاءالله (1382). مشروطه ایرانی. تهران: اختران.

بشیریه، حسین (1380). جامعه شناسی سیاسی. تهران: نشر نی.

کاتوزیان، محمدعلی همایون (1380). اقتصاد سیاسی ایران. تهران: مرکز.

کدی، نیکی (1371). ریشه های انقلاب ایران. ترجمه عبدالرحیم گواهی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

Polanyi, K. (1944). The Great Transformation. Beacon Press.

Putnam, R. D. (1993). Making Democracy Work. Princeton University Press.

Skocpol, T. (1979). States and Social Revolutions. Cambridge University Press.

Tilly, C. (1978). From Mobilization to Revolution. Addison-Wesley.

Weber, M. (1978). Economy and Society. University of California Press.