بن بست ادراک در پناه منطق

[محیی الدین بن عربی]
خردها و عقول را مرز و حدی است که در آن مرز – از آن حیث که تفکر می کنند نه از آن حیث که قابل اند – می ایستند.(1)
***
[نصرالله حکمت]
از آن جا که مرتبه ی وجودی عقل فاعل و مفکر، اقتضای محدودیت او را دارد، و از آن جا که این عقل می خواهد از گزند پرسش و حیرت در امان باشد، همواره زیر سقف می خزد و در پناه منطق می نشیند و نظام می پردازد و در نتیجه کار مرز شناسی به مرزسازی و مرزبندی می کشد و بر این اساس، کل عالم را به درون این نظام می کشاند و تمام مسائل را در چارچوب این منظومه پاسخ می گوید و بدین گونه، پرسش ها را – که هدیه ای الاهی است برای پیدا کردن راه بازگشت به اصل، و خروج از بن بست ادراک و زمان – قلع و قمع می کند و وظیفه ی حیرت زائی را که محصول مرز شناسی عقل است، تبدیل می کند به حیرت زدائی که ثمره ی حاکمیت مطلق عق است.(2)
***
[یزدانپناه عسکری]
منطق، با نظام و چوب قانون، راه بازگشت به اصل و خروج از بن بست ادراک آدمی را بسته و می بندد. ادراک اصل نامحدود، نظام و قانون خودش را دارد.
(یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق - گفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش – دیوان شمس/ غزل 1247)
__________________
1 – فتوحات مکیه جلد اول ، شیخ محیی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، مقدمه محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383 صفحه 104 ، (233/2)
- فان للعقول حدا تقف عنده من حیث ما هی مفکره، لا من حیث ما هی قابله. (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه (عثمان یحیی)، 14جلد، دار احیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1994 م. ج1 ؛ ص187)
