همکار شناختی انسان و هوش مصنوعی مولد در حرفه حسابرسی
گسترش هوش مصنوعی مولد در سال های اخیر، تحولات قابل توجهی در ماهیت فعالیت های حرفه ای ایجاد کرده است. حرفه حسابرسی نیز به عنوان یکی از حوزه های متکی بر دانش تخصصی، تحلیل اطلاعات، ارزیابی شواهد و قضاوت حرفه ای، از این تحولات تاثیر پذیرفته است. ابزارهای هوش مصنوعی مولد با قابلیت هایی همچون پردازش و تحلیل حجم گسترده ای از اطلاعات، خلاصه سازی اسناد، تولید محتوای تحلیلی، پاسخ گویی به پرسش های تخصصی و پشتیبانی از تصمیم گیری، به تدریج در بخش های مختلف فعالیت های حسابرسی مورد توجه قرار گرفته اند. بااین حال، اهمیت این تحول صرفا به افزایش سرعت و کارایی فرایندهای حسابرسی محدود نمی شود؛ بلکه می تواند ماهیت نقش حسابرس، برداشت او از تخصص حرفه ای و جایگاه وی در فرایند خلق ارزش را نیز تغییر دهد.
در الگوی سنتی حسابرسی، هویت حرفه ای حسابرس عمدتا بر دانش تخصصی، تجربه کاری، مهارت های تحلیلی، استقلال، قضاوت حرفه ای و مسئولیت پذیری استوار بوده است. حسابرس به عنوان متخصصی شناخته می شود که با اتکا به دانش و تجربه خود، شواهد را ارزیابی می کند، اطلاعات را مورد بررسی قرار می دهد و درباره موضوعات حسابرسی قضاوت می کند. در چنین الگویی، فناوری بیشتر نقش ابزاری و پشتیبان داشته و مسئولیت اصلی تحلیل و تصمیم گیری بر عهده نیروی انسانی بوده است. اما با ورود هوش مصنوعی مولد، این مرزبندی در حال تغییر است؛ زیرا سامانه های هوشمند علاوه بر انجام فعالیت های پردازشی، قادرند در برخی فعالیت های شناختی نظیر تحلیل اولیه اطلاعات، شناسایی الگوها، ارائه تفسیرها و تولید پیشنهادهای تخصصی نیز مشارکت کنند. در نتیجه، حسابرس با محیطی مواجه شده است که در آن بخشی از فعالیت هایی که پیش تر به عنوان جلوه های تخصص انسانی شناخته می شدند، با مشارکت سامانه های هوشمند انجام می شوند.
این تحول، پرسش مهمی را درباره آینده هویت حرفه ای حسابرسان مطرح می کند: در شرایطی که هوش مصنوعی مولد در انجام فعالیت های شناختی و تحلیلی مشارکت دارد، حسابرس چگونه باید نقش و جایگاه حرفه ای خود را بازتعریف کند؟ آیا ارزش حرفه ای حسابرس همچنان عمدتا بر توانایی انجام مستقل فعالیت های تخصصی استوار خواهد بود یا به تدریج توانایی هدایت، ارزیابی و تعامل موثر با سامانه های هوشمند به یکی از مولفه های اصلی تخصص حرفه ای تبدیل خواهد شد؟ به نظر می رسد پاسخ به این پرسش مستلزم عبور از نگاه ابزاری به هوش مصنوعی و توجه به شکل گیری نوع جدیدی از تعامل میان تخصص انسانی و قابلیت های شناختی فناوری است.
در این چارچوب، مفهوم «همکار شناختی هوش مصنوعی» اهمیت پیدا می کند. منظور از این مفهوم، وضعیتی است که در آن حسابرس از هوش مصنوعی مولد صرفا به عنوان ابزاری برای تسریع انجام وظایف استفاده نمی کند، بلکه آن را به عنوان عاملی پشتیبان در توسعه ظرفیت های شناختی، گسترش دامنه تحلیل و بررسی مسائل پیچیده حرفه ای به کار می گیرد. در چنین شرایطی، نقش حسابرس از انجام مستقیم تمام فعالیت ها به سمت هدایت تعامل با سامانه های هوشمند، طراحی پرسش های مناسب، ارزیابی خروجی ها، تشخیص خطاها و محدودیت ها و اعتبارسنجی نتایج گسترش می یابد. بنابراین، گذار از متخصص انسانی به همکار شناختی هوش مصنوعی به معنای حذف تخصص انسانی یا واگذاری مسئولیت حرفه ای به فناوری نیست؛ بلکه بیانگر تغییر در چگونگی به کارگیری تخصص و بازتعریف ارزش آفرینی حسابرس در محیطی است که انسان و هوش مصنوعی در آن به صورت مکمل فعالیت می کنند.
باوجوداین، چنین تحولی می تواند چالش هایی را نیز برای هویت حرفه ای حسابرسان به همراه داشته باشد. وابستگی بیش از اندازه به خروجی های هوش مصنوعی، کاهش اتکای حسابرس به تحلیل مستقل، تضعیف برخی مهارت های تخصصی، ابهام در مرز مسئولیت انسان و سامانه هوشمند و دشواری تشخیص صحت و اعتبار محتوای تولیدشده، از جمله مسائلی هستند که ضرورت توجه به ابعاد مختلف این تحول را افزایش می دهند. از سوی دیگر، توانایی تعامل موثر با هوش مصنوعی، سواد فناورانه، تفکر انتقادی، مهارت ارزیابی خروجی های الگوریتمی و حفظ استقلال قضاوت می توانند به مولفه های جدید هویت حرفه ای حسابرسان تبدیل شوند. درواقع، مسئله اصلی صرفا کسب مهارت استفاده از یک فناوری جدید نیست، بلکه چگونگی سازگاری هویت حرفه ای با تغییر در ماهیت تخصص، مسئولیت و نقش حسابرس است.
بر این اساس، بازتعریف هویت حرفه ای حسابرسان در عصر هوش مصنوعی مولد را می توان فرایندی تدریجی دانست که طی آن، مولفه های سنتی تخصص حرفه ای در تعامل با قابلیت های شناختی فناوری بازنگری می شوند و شکل جدیدی از نقش حرفه ای مبتنی بر همکاری انسان و هوش مصنوعی شکل می گیرد. در این وضعیت، حسابرس همچنان مسئول حفظ استقلال، ارزیابی انتقادی اطلاعات، اعتبارسنجی شواهد و قضاوت نهایی است؛ اما برای انجام اثربخش این مسئولیت ها، باید توانایی بهره گیری آگاهانه و هدفمند از قابلیت های هوش مصنوعی مولد را نیز در مجموعه شایستگی های حرفه ای خود توسعه دهد. ازاین رو، آینده حرفه حسابرسی نه صرفا در جایگزینی انسان با فناوری، بلکه در چگونگی شکل گیری رابطه ای مکمل میان تخصص انسانی و توانمندی های شناختی هوش مصنوعی قابل تبیین است؛ رابطه ای که می تواند تعریف سنتی از حسابرس به عنوان متخصصی مستقل را به سمت متخصصی هدایت کند که در تعامل با هوش مصنوعی، ظرفیت های حرفه ای خود را توسعه می دهد و نقش جدیدی در خلق ارزش و ارتقای کیفیت حسابرسی ایفا می کند.