masoud hajiloo
49 یادداشت منتشر شدهلیزینگ و بازطراحی اقتصاد سلامت؛ از تامین مالی تجهیزات پزشکی تا ایجاد ظرفیت پایدار برای سرمایه گذاری در نظام درمان
نظام سلامت در اقتصادهای مدرن دیگر صرفا یک بخش خدماتی برای ارائه مراقبت های درمانی نیست، بلکه یکی از بزرگ ترین حوزه های سرمایه گذاری، اشتغال، فناوری، نوآوری و تخصیص منابع عمومی و خصوصی محسوب می شود. بیمارستان ها، مراکز درمانی، آزمایشگاه ها، مراکز تصویربرداری، کلینیک های تخصصی، تجهیزات پزشکی، زیرساخت های دیجیتال، فناوری های تشخیصی، سامانه های جراحی و تجهیزات مراقبت از بیمار، مجموعه ای عظیم از دارایی های سرمایه ای را تشکیل می دهند که بدون آنها امکان ارائه خدمات سلامت با کیفیت و مقیاس مناسب وجود ندارد. با این حال، یکی از چالش های اساسی اقتصاد سلامت، شکاف میان نیاز روزافزون به سرمایه گذاری و محدودیت منابع مالی قابل دسترس است. در چنین شرایطی، لیزینگ می تواند از یک ابزار تامین مالی تجهیزات فراتر رفته و به بخشی از معماری جدید سرمایه گذاری در نظام سلامت تبدیل شود؛ معماری ای که در آن هدف صرفا خرید دارایی نیست، بلکه ایجاد ظرفیت پایدار، افزایش بهره وری سرمایه، مدیریت چرخه عمر فناوری و تبدیل سرمایه محدود به حداکثر ظرفیت درمانی است.
مدل سنتی سرمایه گذاری در سلامت عمدتا بر CAPEX استوار است؛ یعنی دولت، بیمارستان یا بخش خصوصی ابتدا منابع قابل توجهی را برای احداث ساختمان، خرید تجهیزات، راه اندازی مراکز درمانی و توسعه زیرساخت اختصاص می دهد و سپس طی سال های بعد تلاش می کند از این دارایی ها بهره برداری کند. این مدل در شرایطی که فناوری نسبتا پایدار باشد، می تواند قابل قبول باشد، اما در محیط سلامت امروز کهTechnology Obsolescence، نوآوری پزشکی و تغییر سریع استانداردها با سرعت زیادی رخ می دهد، خرید مستقیم همه دارایی ها می تواند به Capital Lock-In منجر شود. تجهیزاتی که امروز مدرن محسوب می شوند ممکن است چند سال بعد از نظر اقتصادی یا فناورانه نیازمند ارتقا یا جایگزینی باشند. بنابراین، مسئله اساسی دیگر فقط «چگونه دارایی بخریم» نیست؛ بلکه «چگونه ظرفیت درمانی را در طول زمان تامین و نوسازی کنیم» است.
لیزینگ می تواند این پارادایم را تغییر دهد. در مدل Asset-Based Finance، دارایی پزشکی به پشتوانه تامین مالی تبدیل می شود و هزینه آن به صورت دوره ای در طول عمر قرارداد پرداخت می شود. اما نسخه پیشرفته تر لیزینگ سلامت باید از این مرحله عبور کند و به Life Cycle Financing برسد؛ یعنی تامین مالی نه فقط خرید دارایی، بلکه نصب، راه اندازی، نگهداری، ارتقا، Technology Refresh و جایگزینی آن را نیز پوشش دهد. چنین مدلی می تواند نظام سلامت را از سرمایه گذاری های مقطعی به سمتContinuous Capital Formation هدایت کند.
یکی از مهم ترین مزایای این تحول، تبدیل CAPEX به OPEX است. بیمارستان یا مرکز درمانی به جای پرداخت یکباره بخش بزرگی از منابع برای خرید تجهیزات، می تواند هزینه استفاده از آنها را طی چند سال توزیع کند. این Cash Flow Matching باعث می شود جریان هزینه با جریان درآمد یا منابع بیمه ای و بودجه ای هماهنگ شود. نتیجه، کاهش فشار نقدینگی اولیه و افزایش امکان توسعه هم زمان چند ظرفیت درمانی است. در واقع، لیزینگ می تواند با تغییر زمان بندی پرداخت، بدون افزایش لزوما منابع موجود، ظرفیت سرمایه گذاری را افزایش دهد.
اما ارزش واقعی لیزینگ سلامت در مدیریت Asset Productivity آشکار می شود. یک دستگاه MRI، CT، تجهیزات اتاق عمل یا سیستم آزمایشگاهی زمانی ارزش اقتصادی ایجاد می کند که میزان استفاده از آن بالا و پایدار باشد. دارایی بلااستفاده، حتی اگر از نظر فنی پیشرفته باشد، می تواند یکی از اشکال ناکارآمدی سرمایه محسوب شود. بنابراین، اعتبارسنجی پروژه های سلامت باید علاوه بر توان مالی متقاضی، نرخ Utilization، تقاضای منطقه ای، تعداد بیماران، قراردادهای بیمه ای، ترکیب خدمات و ظرفیت عملیاتی مرکز را نیز تحلیل کند.
در این چارچوب، Credit Underwriting صنعت لیزینگ سلامت باید به سمت Cash Flow-Based Underwriting حرکت کند. یک مرکز درمانی جدید ممکن است سابقه مالی طولانی نداشته باشد، اما براساس موقعیت جغرافیایی، تخصص پزشکان، قراردادهای بیمه ای، تقاضای منطقه ای و ظرفیت ارائه خدمت، قابلیت ایجاد جریان نقدی مناسبی داشته باشد. بنابراین، اعتبارسنجی سنتی مبتنی بر وثیقه و صورت های مالی تاریخی نمی تواند به تنهایی پاسخگوی نیاز این بازار باشد. استفاده از Alternative Data و تحلیل جریان های نقدی عملیاتی می تواند امکان تامین مالی پروژه هایی را فراهم کند که در مدل سنتی از دسترسی به منابع محروم می مانند.
یکی دیگر از محورهای مهم، مدیریت Technology Risk است. فناوری پزشکی با سرعت زیادی تغییر می کند و هر نسل جدید می تواند هزینه، کیفیت و سرعت ارائه خدمات را دگرگون سازد. اگر یک مرکز درمانی تمام سرمایه خود را صرف خرید فناوری کند، جایگزینی آن در آینده می تواند دوباره نیازمند یک سرمایه گذاری سنگین باشد. لیزینگ می تواند از طریق Upgrade Option و Technology Refresh این مسئله را مدیریت کند. به این ترتیب، مرکز درمانی به جای تحمل شوک های سرمایه ای، وارد یک مسیر نوسازی مستمر می شود.
از این منظر، Residual Value Risk نیز به یکی از مولفه های مهم اقتصاد لیزینگ سلامت تبدیل می شود. ارزش باقیمانده تجهیزات پزشکی فقط به استهلاک فیزیکی وابسته نیست؛ بلکه کیفیت فناوری، امکان ارتقا، وجود بازار ثانویه، استانداردهای فنی و سرعت ظهور نسل جدید تجهیزات بر آن اثر می گذارد. بنابراین، شرکت های لیزینگ باید مدل های Valuation تخصصی برای دارایی های سلامت ایجاد کنند و ارزش اقتصادی تجهیزات را در سناریوهای مختلف فناوری پیش بینی نمایند.
مدل Equipment-as-a-Service می تواند مرحله بعدی تحول باشد. در این ساختار، مرکز درمانی لزوما برای مالکیت دستگاه پرداخت نمی کند، بلکه برای دسترسی به ظرفیت آن هزینه می پردازد. برای مثال، یک مرکز تشخیصی می تواند براساس تعداد خدمات تصویربرداری، یک بیمارستان براساس ظرفیت اتاق عمل و یک مرکز درمانی براساس تعداد خدمات ارائه شده هزینه پرداخت کند. چنین مدلی، مرز میان تامین مالی و ارائه خدمت را از بین می برد و شرکت لیزینگ را به شریک عملیاتی چرخه عمر دارایی تبدیل می کند.
این مدل برای دولت نیز اهمیت زیادی دارد. دولت ها در بسیاری از کشورها با محدودیت Fiscal Space مواجه اند و نمی توانند تمام نیازهای سرمایه ای نظام سلامت را مستقیما از بودجه عمومی تامین کنند. لیزینگ می تواند در قالبPublic-Private Partnership و Blended Finance به دولت اجازه دهد بخشی از ظرفیت سرمایه گذاری را از بخش خصوصی جذب کند. دولت می تواند به جای خرید مستقیم تمام تجهیزات، ظرفیت درمانی موردنیاز خود را از بخش خصوصی خریداری یا تضمین کند و از منابع عمومی برای کاهش ریسک پروژه استفاده نماید.
در چنین چارچوبی، دولت از «مالک همه دارایی های سلامت» به «خریدار و تنظیم کننده ظرفیت سلامت» تبدیل می شود. این تغییر می تواند Public Asset Management را متحول کند. دولت می تواند تعیین کند چه ظرفیت درمانی، در چه منطقه ای و با چه استانداردی مورد نیاز است و بخش خصوصی می تواند مسئولیت تامین مالی، مالکیت یا بهره برداری از بخشی از دارایی ها را بر عهده بگیرد. پرداخت نیز می تواند به عملکرد واقعی وابسته باشد و Performance-Based Financing را وارد قراردادهای سلامت کند.
در سطح بیمارستان ها، لیزینگ می تواند به بهینه سازی ساختار سرمایه کمک کند. بیمارستانی که بخش عمده دارایی های خود را با سرمایه اولیه خریداری کرده، ممکن است با نسبت بالایCapital Intensity مواجه باشد. در مقابل، استفاده از لیزینگ می تواند بخشی از نیاز سرمایه ای را به تعهدات دوره ای تبدیل کند و منابع آزادشده را برای سرمایه در گردش، نیروی انسانی، توسعه خدمات یا فناوری های جدید اختصاص دهد. این امر به خصوص در محیطی که هزینه های جاری سلامت به طور مداوم در حال افزایش است، اهمیت فراوان دارد.
یکی از ظرفیت های مهم دیگر، Capital Recycling است. شرکت لیزینگ می تواند با تشکیل پرتفوی بزرگی از قراردادهای سلامت، جریان های نقدی را مدیریت و در صورت وجود زیرساخت قانونی مناسب، از Structured Finance و Securitization برای آزادسازی سرمایه استفاده کند. مطالبات حاصل از قراردادهای لیزینگ تجهیزات پزشکی می توانند در قالب ابزارهای مالی مناسب به منابع جدید تبدیل شوند و سرمایه آزادشده مجددا در تجهیزات و پروژه های درمانی جدید به کار گرفته شود. این چرخه می تواند سرعت گردش سرمایه در اقتصاد سلامت را افزایش دهد.
در کنار منابع مالی، Digital Transformation نیز باید در مدل جدید لحاظ شود. تجهیزات پزشکی هوشمند، IoT، Predictive Maintenance، Digital Asset Management و تحلیل داده می توانند امکان مدیریت دقیق تر دارایی های سلامت را فراهم کنند. اطلاعات مربوط به میزان استفاده، خرابی، هزینه نگهداری، عمر باقی مانده و عملکرد تجهیزات می تواند در تصمیم های مالی مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه، داده از یک محصول جانبی به یک جزء اساسی در Asset Management و Credit Risk Management تبدیل می شود.
از منظر سیاست گذاری، یکی از مهم ترین مزایای لیزینگ می تواند کاهش نابرابری در دسترسی به فناوری سلامت باشد. اگر تامین مالی صرفا به منابع داخلی بیمارستان ها و سرمایه گذاران بزرگ وابسته باشد، فناوری های پیشرفته عمدتا در مراکز بزرگ و شهرهای برخوردار متمرکز خواهند شد. اما مدل های لیزینگ منطقه ای، Shared Asset Leasing و Blended Finance می توانند دسترسی مراکز کوچک تر و مناطق کم برخوردار را افزایش دهند. به این ترتیب، لیزینگ می تواند علاوه بر یک ابزار اقتصادی، به ابزار سیاست گذاری برای کاهش Geographic Health Inequality تبدیل شود.
البته توسعه این مدل نیازمند حکمرانی حرفه ای است. قراردادهای لیزینگ سلامت باید از نظر کیفیت تجهیزات، استانداردهای فنی، نگهداری، مسئولیت خرابی، امنیت داده، بیمه، Technology Refresh، خروج از قرارداد و ریسک ارزش باقیمانده کاملا شفاف باشند. همچنین باید از Vendor Lock-In جلوگیری شود و امکان جایگزینی تامین کننده یا فناوری در شرایط مشخص وجود داشته باشد. بدون چنین حکمرانی ای، لیزینگ ممکن است به افزایش هزینه های بلندمدت یا انتقال ریسک های پنهان به مراکز درمانی منجر شود.
در نهایت، آینده اقتصاد سلامت به میزان توانایی نظام مالی در تبدیل منابع محدود به ظرفیت درمانی پایدار وابسته است. لیزینگ در این میان می تواند نقشی فراتر از تامین مالی خرید تجهیزات ایفا کند و به یک زیرساخت مالی برای تشکیل سرمایه، مدیریت چرخه عمر دارایی، نوسازی فناوری، توزیع ریسک و افزایش بهره وری سرمایه تبدیل شود. ترکیب Asset-Based Finance، Life Cycle Financing، Cash Flow Underwriting، Technology Refresh، Equipment-as-a-Service، Performance-Based Financing، Shared Asset Leasing و Capital Recycling می تواند معماری جدیدی برای اقتصاد سرمایه گذاری سلامت ایجاد کند؛ معماری ای که در آن موفقیت نه با حجم تجهیزات خریداری شده، بلکه با میزان ظرفیت درمانی ایجادشده به ازای هر واحد سرمایه، نرخ بهره برداری از دارایی ها، سرعت نوسازی فناوری و کیفیت خدمات سنجیده می شود. اگر این نگاه در سیاست گذاری مالی و سلامت نهادینه شود، لیزینگ می تواند از یک ابزار محدود تامین مالی به یکی از سازوکارهای اصلی بازآفرینی سرمایه گذاری در نظام درمان تبدیل شود؛ سازوکاری که سرمایه عمومی و خصوصی را به یکدیگر متصل می کند، سرعت دسترسی به فناوری را افزایش می دهد و امکان حرکت از «اقتصاد مالکیت تجهیزات» به «اقتصاد دسترسی به ظرفیت درمانی» را فراهم می سازد.