چرایی تنش بین روسیه و اکراین
- با فروپاشی شوروی سابق و نفوذ امریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی سپر دفاعی هارتلند، توسعه در حلقه دوم (آسیای مرکزی و قفقاز) در دستور کار امریکا قرار گرفت. در این میان، نفوذ در گرجستان و اوکراین در اولویت قرار گرفت. بر این اساس، امریکا و متحدان اروپایی آن از طریق بنیاد سوروس و موسسات به ظاهر غیردولتی با ساماندهی انقلاب رنگی، گسترش ناتو به سوی روسیه را در دستور کار خود قرار دادند. وجه مشترک انقلاب های رنگین یا مخملی را می توان ادعای تقلبات گسترده در انتخابات، تظاهرات گسترده و ظاهرا بدون خشونت و مداخله خارجی نام برد.درجنگ جهانی دوم آمریکا،انگلیس وشوروی باهم متحد شدن تا علیه آلمان مبارزه کنند و درنهایت پیروز شدند اما پس از پیروزی بر آلمان اختلافات بین آمریکا و انگلیس از یک طرف و شوروی از طرف دیگر شروع شد.آنان اروپا را تا هرجایی که سربازانشان رفتند بین خود تقسیم کردند وخود شهر برلین را به 4 تکیه و بعدها 2 تیکه تا 33سال پیش تقسیم کردند.اروپا به نوعی بین آمریکا و شوروی تقسیم شد، مثلا کشور آلمان دوتیکه شد(آلمان شرقی طرفدار شوروی و آلمان غربی طرفدار آمریکا) .کشورهای طرفدار آمریکا یک پیمانی بستند به نام «ناتو» که اگر کشوری (منظور شوروی)به هر کدام از متحدان حمله نمود در مقابل آن مقابله کنند(آمریکا،کانادا،انگلیس،فرانسه،هلند و..)در مقابل متحدان شوروی پیمانی بستند به نام «ورشو» در این رقابت شوروی شکست خورد و اکثر کشورهای حامی روسیه به سمت پیمان ناتو رفتند و پیمان ورشو فروپاشید و آمریکا قول عدم حمله به روسیه توسط ناتو راداده که بعدها زیر این قول زده.آمریکا برای تنگ تر کردن محاصره بر روسیه به فکر گسترش پیمان ناتو در بین همسایگان روسیه افتاده که گرجستان و اوکراین را هم پیمان خویش نماید.آن ها ابتدا با استفاده از انقلاب های رنگی توسط بنیاد سوروس و برادران راکفلر با روش عملیات روانی ابتدا این کشورها را به وسیله رئیس جمهور حامی خویش به سیطره در آورده.در واقع، مسائل سیاسی اوکراین پس از اتحاد شوروی، عمدتا به بهره گیری از خشونت سیاسی، بازی بزرگان (امریکا و روسیه) و ادعای تقلب و دستکاری انتخاباتی معطوف بود. در پی موفقیت در گرجستان، امریکا این بار به سراغ اوکراین آمد اما نقش فعال امریکا همچون گرجستان با یک رویداد سیاسی در این کشور همراه شد و آن کشته شدن یک روزنامه نگار ناراضی در سال 2000 بود. در این حال، انتشار نسخه هایی از نوار ویدوئویی مرگ وی که در دفتر ریاست جمهوری ضبط شده بود مشکلات گرجستان را بیشتر کرد. این موضوع نشان دهنده نقش پشت پرده کوچما در مسائل انتخابات ریاست جمهوری سال 1999 بود. انتشار این نوار ویدئویی باعث شد تا یک جنبش اعتراض آمیز در غرب و مرکز این کشور شکل گیرد که در ادامه به محور انقلاب نارنجی اوکراین با شعار " اوکراین بدون کوچما " تبدیل شد. در هر حال، این جنبش در سال 2000 در اجرای اهداف خود موفقیتی کسب نکرد اما پیش درآمدی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 به دست آورد که سرانجام به روی کار آمدن ویکتور یوشنکو منتهی شد. ، نقش موثر بنیاد جرج سوروس در تامین مالی بحران در این کشور بود. جرج سوروس –یهودی مجاری الاصل – که پیش از این 100 میلیون دلار به جنبش ضد میلوشوویچ در یوگسلاوی و از جمله گردهم آیی حدود 70 هزار نفر از جوانان مسلح اختصاص داده بود- از یک استراتژی ظریف و برجسته، همچنین مستقیم و غیرمستقیم در کشورهای دیگر بهره جست (پو، 2004). برای نمونه در اوکراین، فعالان جنبش های دانشجویی از طریق تامین مالی یا آموزش، رژیم حاکم را به مبارزه طلبیدند. بر اساس اظهارات مندرج در "گاردین" ، ائتلافی از نهادها و سازمان های دولتی و غیردولتی امریکایی شامل (وزارت خارجه امریکا، موسسه ملی دمکراتیک برای امور بین المللی[1]، موسسه بین المللی جمهوری خواه[2]، گروه بیلدربرگ[3]، خانه آزادی[4] و موسسه جامعه باز جرج سوروس[5]همچنین بنیاد وقف ملی برای دمکراسی [6]) – که از سوی دولت امریکا حمایت می شود – از جمله نهادهایی به شمار می روند که از ناآرامی های اوکراین از سال 1988 پشتیبانی نموده اند همچنین در خصوص نقش بنیاد جامعه باز سوروس، "وزنامه پاکستان دیلی" نوشت: "شما قطعا می توانید تکنیک های سوروس- برژینسکی را در انقلاب اوباما در امریکا مشاهده کنید. این یک شبکه اسرارآمیز و پیچیده از سازمان ها و بنیادهای سوروس است که در ارتباط با سازمان های اطلاعاتی امریکا و اسراییل هستند و در واقع به آموزش و تامین مالی دانشجویان در اوکراین مشغول بودند. البته در نقاط دیگری از جهان نیز به برگزاری تظاهرات گسترده و براندازی دولت ها مبادرت می کردند" (پاکستان دیلی، 2005).در این درباره، "نادیا دیوک"، مدیر بخش اروپای مرکزی و شرقی جنبش ملی برای دمکراسی، اشاره دارد که : "ما از سال 1989 تاکنون ( 2004) به کار مشغول بودیم به طوری که حجم عمده فعالیت در اوکراین به نظارت بر انتخابات، انجام شمارش موازی آرا و نظرسنجی ها متمرکز بود. اما شما می دانید که نه سازماندهی میانه رو ما و نه همه بنیادهای غربی توانایی بسیج یک میلیون مردم را در خیابان ها نداشت. در واقع، آزادی از نوع اوکراینی، ریشه محلی و بومی دارد و شما نمی توانید آزادی را از خارج وارد کنید و یا برای آن تقلا کنید" (ورش، 2005).
هر چند پیدایش و گسترش انقلاب مخملی در این دو کشور، از مشکلات و معضلات داخلی متاثر بود، با وجود این، نقش رسانه های غربی در تحریک عمومی بسیار مهم شناخته شده است. خبرنگاران خارجی (غربی) افکار عمومی اوکراین را همچون گرجستان متقاعد ساختند که نتیجه انتخابات از پیروز واقعی میدان مبارزه دزدیده شده است. در پی آن هواداران رهبر اپوزیسیون طرفدار غرب –یوشنکو- با پوشش نارنجی رنگ به خیابان ها ریختند و خواستار ابطال نتیجه انتخابات شدند (کاراتنیکی، 2005).همچون گرجستان، انقلاب نارنجی در اوکراین نیز متکی به ساختار بسیج کننده شبکه های اپوزیسیون داخلی، احزاب سیاسی، گروه های آشوب طلبی و مداخله خارجی بود. در گرجستان و اوکراین، اتهاماتی از سوی روسیه و البته معدودی از گزارش های غربی مطرح شد مبنی بر اینکه انقلاب های رنگین شکل گرفته در این دو کشور، نتیجه "توطئه های امریکا" می باشد. از این دیدگاه، غرب نقشی مهم در انزوای "لوکاشنکو" – رئیس جمهور پیشین این کشور ایفا کرده است. البته نباید از مداخله فعالانه روسیه در اوکراین و ارائه یک کمک 300 میلیون دلاری به "یانوکوویچ" چشم پوشی نمود .حال روسیه به دلیل احساس خطر عضو شدن اوکراین به ناتو سعی در بازپس گیری مناطق گذشته خویش ندارد بلکه سعی در فشار آوردن به اوکراین برای استعفا رئیس جمهور اوکراین و تغییر فردی وابسته به آمریکا را دارد تا از خطر محاصره ناتو نجات پیدا کند.