تاملی روانشناختی بر ایستادگی؛ از شجاعت فردی تا مقاومت اجتماعی

21 خرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 7 بازدید

مارینا آبراموویچ، هنرمند و پرفورمنس آرتیست مشهور، جمله ای تامل برانگیز دارد: «وقتی منفعل می شوید، هم خودتان را نابود می کنید و هم بخش نابودگر دیگران را بیدار می کنید.» این سخن، فراتر از یک توصیه فردی، حاوی یک حقیقت عمیق روان شناختی و اجتماعی است؛ اینکه انفعال نه تنها توانایی های فرد را تحلیل می برد، بلکه زمینه را برای گسترش سلطه، زیاده خواهی و سوءاستفاده نیز فراهم می کند.
روان شناسی اجتماعی سال هاست این پدیده را مورد مطالعه قرار داده است. یکی از مفاهیم کلیدی در این حوزه «کانفورمیسم» یا همرنگی با جماعت است. کانفورمیسم زمانی رخ می دهد که افراد باورها، ارزش ها و قضاوت های شخصی خود را به نفع تبعیت از گروه، اکثریت یا صاحبان قدرت کنار می گذارند. در چنین شرایطی، فرد به جای آنکه بر اساس اصول خود عمل کند، آنچه را انجام می دهد که کم هزینه تر، راحت تر و مورد پذیرش دیگران است.
اما تاریخ نشان داده است که بسیاری از پیشرفت ها و تحولات مثبت بشری حاصل شجاعت کسانی بوده که در برابر فشار اکثریت یا قدرت های مسلط ایستاده اند. این افراد را می توان «نان کانفورمیست» نامید؛ کسانی که توانسته اند استقلال فکری خود را حفظ کنند و تسلیم فضای غالب نشوند. نان کانفورمیسم به معنای مخالفت کورکورانه نیست؛ بلکه به معنای حفظ قدرت انتخاب، تفکر انتقادی و وفاداری به ارزش ها در شرایط فشار است.
در واقع، شجاعت اجتماعی از همین نقطه آغاز می شود؛ از توانایی «نه» گفتن به آنچه نادرست است، حتی زمانی که پذیرش آن آسان تر و کم هزینه تر به نظر می رسد. فرد شجاع کسی نیست که ترس را تجربه نمی کند؛ بلکه کسی است که اجازه نمی دهد ترس، تصمیمات او را هدایت کند. چنین فردی منفعل نیست، بلکه کنشگر است؛ به جای تسلیم شدن در برابر شرایط، در شکل دادن به آنها نقش ایفا می کند.
این اصل تنها به زندگی فردی محدود نمی شود. جوامع و ملت ها نیز همانند افراد ممکن است در برابر فشارها دچار انفعال یا مقاومت شوند. هنگامی که یک ملت در معرض تهدید، تحریم، جنگ روانی یا فشار سیاسی قرار می گیرد، در واقع در معرض یک آزمون روان شناختی بزرگ قرار دارد؛ آزمونی که مشخص می کند آیا هویت و اراده خود را حفظ خواهد کرد یا در برابر فشارها تسلیم خواهد شد.
از این منظر، ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر جنگ ها، تهدیدها و فشارهای خارجی را می توان صرفا یک رخداد سیاسی ندانست، بلکه آن را از زاویه روان شناسی اجتماعی نیز تحلیل کرد. در چنین شرایطی، مقاومت به معنای حفظ استقلال تصمیم گیری و نپذیرفتن اراده ای است که از بیرون تحمیل می شود. این رفتار، در سطح ملی، شباهت زیادی به مفهوم نان کانفورمیسم دارد؛ یعنی نپذیرفتن خواسته های قدرت های بزرگ صرفا به دلیل قدرت بیشتر آنها.
در این میان، تاب آوری نقش تعیین کننده ای دارد. تاب آوری به معنای توانایی ایستادن در برابر سختی ها، حفظ امید و ادامه مسیر علی رغم فشارهاست. همان گونه که یک فرد تاب آور در برابر مشکلات زندگی از هم نمی پاشد، یک جامعه تاب آور نیز در برابر بحران ها و تهدیدها هویت خود را از دست نمی دهد.
شاید مهم ترین درسی که از این نگاه می توان آموخت، همان اصل «انطباق نظر با عمل» باشد. ارزش ها زمانی معنا پیدا می کنند که در میدان عمل نیز از آنها دفاع شود. اگر استقلال، عزت، عدالت و کرامت انسانی ارزش هستند، باید در شرایط دشوار نیز برای حفظ آنها ایستادگی کرد. در غیر این صورت، ارزش ها به شعارهایی بی جان تبدیل خواهند شد.
سخن مارینا آبراموویچ در نهایت ما را به یک حقیقت مهم می رساند: انفعال تنها یک ضعف فردی نیست؛ بلکه می تواند به یک آسیب اجتماعی و حتی تاریخی تبدیل شود. همان گونه که انفعال فردی راه را برای سلطه دیگران باز می کند، انفعال جمعی نیز می تواند زمینه ساز تحمیل اراده قدرت ها بر ملت ها شود. در مقابل، آگاهی، شجاعت، تاب آوری و استقلال فکری، عواملی هستند که هم فرد و هم جامعه را قادر می سازند در برابر زیاده خواهی بایستند و مسیر خود را با عزت و اقتدار ادامه دهند.