عناوینی همچون یادگیری محیط کار و برنامه درسی محیط کار واژه های چندان غریبی محسوبنمی شوند و نمایانگر پژوهش های گسترده ای هستند که ابعاد مختلف یادگیری در سازمان ها را مورد واکاویخود قرار داده اند (صفایی موحد، 1397). یادگیری محیط کار عبارت است از یادگیری که در طول فعالیت ها وتجربیات کاری به صورت رسمی و غیررسمی و ضمنی اتفاق می افتد و در خلال آن وقایع، مهارت ها واحساسات را به دست آورده و آن ها را تفسیر می کنند، مفهوم آموخته ها را از دیدگاه زندگی سازمانی، گروهی،شخصی و مشترک شبیه سازی کرده و مجدداً سازمان دهی می کنند (فتحی واجارگاه و همکاران، 1396). ازمنظر بود و سلمون (2000) برنامه درسی محیط کار فرآیندی نظام مند است که با هدف ایجاد تعهد بهیادگیری مداوم از طریق شیوه های رسمی، غیررسمی و ضمنی و نیز با بهره گیری از تکنولوژی های نوین،بسترهای لازم را برای بهبود مداوم سازمانی فراهم می آورد و ضمن تأکید بر ایجاد و توسعه مهارت هایاساسی مربوط به حوزه های شغلی متنوع، به توسعه شخصی و انفرادی کلیه کارکنان نظر دارد. ازنظر ثورنتنمور (2004) و بیلت (2006) برنامه درسی محیط کار، فرآیندی نظام مند و از پیش اندیشیده شده به منظورتسهیل یادگیری سازمانی می باشد. هدف از برنامه درسی محیط کار، افزایش اثربخشی و رفاه فردی وسازمانی بوده و گستره آن شامل سطوح دانش، مهارت و نگرش معطوف به زندگی شغلی، شخصی واجتماعی کارکنان می باشد.