ما در جهانی زیست می کنیم که علی رغم
آگاهی بیش از حد از پدیده های پیرامونمان ، هرگز نتوانستیم میان آن
آگاهی ها وپدیده ها ارتباطی منطقی جهت کسب آن بیابیم لذا بر آن شدیم تا ابتدا آن را داشته باشیم و رفته رفته از آن سر درآوریم . اکنون پس از گذر سالیان دراز از اولین جرقه های آن،برای بنده یک نکته مشکوک قابل هضم نیست و آن اصرار بر
آموزش همگانی است . در واقع سوال بنده این است که رابطه ی میان علم و
آگاهی چیست؟ سعی ما پیرامون سیستماتیک جلوه دادن یا ندادن
آموزش نیست بلکه صرفا قصد داریم تا بیان کنیم ، این به ظاهر نیاز مردم به آنچه آنها می خواهند ، دقیقا
آموزش نیست. می تواند ، نه تنها صرفا در یک قالبی دیگر بلکه در چندین قالب خود را نشان دهد ، به قولی ، هر انسان یک روش.