مساله شناخت
تعارض اخبار و شیوه های حل
تعارض یک موضوع جدی بوده که هم در روایات و هم در کلمات علمای شیعه به آن پرداخته شده است.علمای اصول برای نام گذاری این بحث از عناوین تعادل و تراجیح و یا
تعارض ادله استفاده کرده اند، خصوصا صاحب کفایه الاصول که برخلاف اکثر علما عنوان «تعارض الادله» را برای آن بکار برده است. در اکثرکتب اصولی، بحث تعادل و تراجیح در خاتمه مباحث اصولی مطرح گردیده است که نشان از کم اهمیت بودن این بحث در نگاه امثال صاحب معالم و شیخ انصاری دارد.اما در مقابل آخوند خراسانی، آن را به عنوان یکی از مقاصد اصلی کفایه قرار داده و به آن به عنوان یکی از مباحث مسلم اصولی نگریسته است، همچنانکه علامه مظفر ضابطه مساله اصولی را برآن منطبق می داند و می فرماید: چون نتیجه بحث تعادل و تراجیح، دستیابی به حجت بر حکم شرعی در موارد
تعارض بین ادله می باشد، لذا طرح آن در مباحث حجت شایسته تر به نظر می رسد. در این نوشتار با رعایت اختصار، هر یک از مقدمات و مسائل این بحث را پی گرفته و سپس به انواع و اقسام
مرجحات و مراد از
شهرت در
مرجحات و دلایل اثبات مرجح بودن
شهرت و نقش آن به عنوان یکی از
مرجحات پرداخته خواهد شد