فضا، کلیدیترین و پرکابردترین واژه در جغرافیا است. بعد سیاسی فضا، به
جغرافیای سیاسی مربوط میشود که تحت عنوان
سازماندهی سیاسی فضا شناخته میشود. بنادر، فضاهای جغرافیایی هستند که در پیشانی قلمرو سرزمینی واحدهای سیاسی مستقل واقع شده اند و سازماندهی و آمایش سیاسی آنها به عنوان نواحی مرزی-پیرامونی، مهمترین دغدغه
جغرافیای سیاسی در این زمینه محسوب میشود. هدف اصلی ما در این پژوهش بنیادی-کاربردی که با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی و مبتنی بر شیوه تحلیل اطلاعات توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده است، مفهوم سازی موضوعی سازماندهی سیاسی فضای بنادر با تاکید بر مولفه های سه گانه حکمرانی، تمرکزگرایی/تمرکززدایی و
بندر (به عنوان یک مولفه جغرافیایی) است که با یکدیگر روابط متقابل دارند. یافته های این تحقیق نشان میدهد که توجه به مولفه
بندر در
سازماندهی سیاسی فضا که با مشاوره و طرح استراتژی جغرافیدانان سیاسی و اعمال نهایی دولتمردان جهت اعطای اختیارات به مقامات محلی
بندر و یا کنترل تمرکز امور در مرکز انجام میگیرد، میتواند این داشته های ژئواستراتژیک ملی را درجهت توسعه متوازن نواحی جغرافیایی کشور و ایجاد رونق اقتصادی توسعه دهد. این امر میتواند باایجاد یک الگوی حکومتی مطلوب حاکمبر بنادر و همچنین ایجاد توسعه پایدار و آمایش مطلوب فضا در این نواحی تحقق یابد.