انسان گرایی با انتقاد از رویکردهای
معماری مدرن که دوگانه انسان طبیعت را نادیده می گرفت، وارد عرصه
معماری شد. تا آنجا که در رشته های نوظهور مانند منظر، ادراک انسان از محیط به محور اصلی طراحی بدل شد. هر طرح تازه ای برای انسان، در گرو مبانی انسان شناختی است. از طرفی
معماری پاسخده، نوعی از
معماری است که دارای توانایی پاسخ دهی به نیازهای انسان است و پیش فرض طراحان این است که محیط باید بتواند نیازهای انسان را در خود تامین کند. در این پژوهش ضمن پرداختن به مبانی
انسان گرایی و
معماری پاسخده، به جایگاه این نظریه در پاسخ دهی
معماری در محیط پرداخته می شود و به این سئوال پاسخ داده می شود که چگونه می توان
معماری خلق کرد که پاسخگوی نیازهای انسان در محیط باشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام گرفته است و به روش استنتاج منطقی به تحلیل داده های موجود پرداخته است. قابلیت پاسخ دهی هر محیط با وجوه طراحی آن در ارتباط است، به گونه ای که این پاسخ دهی رضایت و کیفیت زندگی کاربران را تحت تاثیر قرار می دهد. چگونگی پاسخ محیط به نیازهای کاربر براساس قابلیت اصلاح و تطبیق رفتار با محیط، انتظارات و ارزش های کاربر، ارزیابی تمایلات زیبایی شناختی و ادراکی مورد آزمون قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهند، می توان
معماری خلق کرد که پاسخگوی نیاز های انسان در محیط باشد. با توجه به نظر نظریه پردازان در مورد
معماری پاسخده معیارهایی را در زمینه برقراری ارتباط با فضا ها، ارتقاء کیفیت این فضاها و پاسخ دهی به آن، عرضه داشته اند؛ این مولفه ها عبارتند از: دسترسی، تنوع استفاده از زمین، تمرکز و تراکم استفاده از فضای زمین، نفوذپذیری، تنوع، خوانایی، انعطاف پذیری، تناسبات بصری، غنا و خصوصی سازی. با شناخت درست نیازها و عوامل موثر در ارتباط بین انسان و محیط می توان یک
معماری مناسب با محیط و انسان ایجاد کرد.