توسعه و پیشرفت از دیرباز آرزو و هدف همیشگی انسانها بوده است و به همین دلیل در دوره های اخیر، رویکردهای مختلفی برای توسعه مطرح شده است. در این مقاله، محور آخرین نظریات توسعه، یعنی حکمرانی خوب، مورد بررسی قرار گرفته و به بررسی موانع اجرایی آن با تمرکز بر
ظرفیت دولت پرداخته میشود.حکمرانی خوب به عنوان فرآیند تصمیمگیری و اجرای سیاستها، نقش اساسی در توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد. عملکرد کارآمد نظام حکمرانی میتواند موجب رشد و پیشرفت شود، در حالی که سوءعملکرد آن میتواند مانع توسعه و حتی منجر به رکود شود .در این مقاله، به اهمیت
ظرفیت دولت در
حکمرانی خوب پرداخته شده است. ابتدا عواملی که مربوط به معنا، ماهیت و
دامنه دولت هستند بررسی شده و سپس عواملی که از نگاه نگارنده به
ظرفیت دولت آسیب میزنند، مورد تحلیل قرار گرفتهاند. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و برای جمعآوری داده ها از منابع کتابخانهای و اسنادی استفاده شده است.این مقاله تاکید دارد که عواملی مانند معنای دولت،
ماهیت دولت و
دامنه دولت و عواملی مثل شوراهای موازی قانونگذاری بروکراسی پیچیده میتوانند بر مسیر حکمرانی مطلوب مانع ایجاد کنند.