تفسیر المیزان به مثابه یکی از مهمترین تفاسیر شیعی معاصر، تا کنون توجه قرآنپژوهان بسیاری را به خود جلب کرده است. همگونی فعالیتهای پیرامون این مجموعه کمنظیر و تمرکز آنها تنها بر بعضی از زوایای کار، به نامتوازن بودن یافته های علمی در این زمینه انجامیده و همچنان ابعاد نهفته بسیاری در خصوص این تفسیر، برجای مانده است. یکی از این ابعاد نسبتا پنهان، نقش تاریخ در تفسیر المیزان و نوآوریهای علامه طباطبایی در این عرصه میباشد. نگاشته حاضر، به منظور خارج کردن تفسیر مورد نظر، از مهجوریت در پهنه تفسیر تاریخی، به توصیف و تحلیل سبک متفاوت این اثر، در موضوع پیشگفته، پرداخته و ضمن به تصویر کشیدن جغرافیای بحثهای تاریخی المیزان، به برخی از تکنیک ها و فنون حاکم در طرح مسائل تاریخی آن دست یافته است. اتخاذ نوعی رویکرد اعتدالی به تفسیر تاریخی، ارائه بحثهای تاریخی در یک جغرافیای خاص و منحصر به فرد، استفاده از تکنیکها و فنونی همچون حاکمیت سیاق بر بحثهای تاریخی، نقش فاعلانه و غیر منفعلانه مفسر در بیان تاریخ، نقد روایات با استمداد از مطالب تاریخی و تقویت و تحکیم برداشتهای تفسیری با استشهاد به تاریخ، از مهمترین نوآوریهای المیزان در طرح مسائل تاریخی، و از جمله دستاوردهای نگارش پیشرو میباشد.در نهایت، یافته های این مقاله حاکی از آن است که با اتخاذ شیوهای مناسب در نقل حوادث تاریخی معتبر و توجه دقیق به زوایای پیدا و پنهان آنها، میتوان همچون علامه طباطبایی، به فهم درستی از آیات، دست یافت.