وقتی فردی نام شهروند را یدک می کشد، به احتمال فراوان نخستین چیزی که به ذهنش می آید مجموعه ای از
حقوق است که قانونگذاران به آن
حقوق شهروندی می گویند. نزدیک به ۴۰ سال پیش «تی اج مارشال» در ارتباط با رشد شهروندی ۳ نوع حق را برشمرد که شامل
حقوق مدنی،
حقوق سیاسی و
حقوق اجتماعی می شد.
حقوق مدنی امتیازاتی است که بسیاری از ما امروز آن را بدیهی می دانیم، اما به دست آوردن آنها زمانی دراز طول کشیده است مثل آزادی افراد برای زندگی، آزادی بیان و مذاهب، حق مالکیت یا حق دادرسی یکسان در برابر قانون.شهروندی مقوله ای است که با مفهوم فرهنگ هر جامعه گره خورده است. از آنجا که فرهنگ هر مرز و بوم ناشی از سه قلمروی اساسی فعالیت های اجتماعی، فضای سیاسی و اقتصادی آن وضعیت جامعه است، فرهنگ هر جامعه کاملا منحصربه فرد و هر فرهنگی نیز شهروند ویژه خود را می طلبد. صاحب نظران عقیده دارند شهروند کسی است که
حقوق فردی و جمعی خود را می شناسد و از آن ها دفاع می کند،قانون را می شناسد و به آن عمل می کند؛
حقوق و خواست های خود را از طریق قانون مطالبه می کند و از
حقوق معینی برخوردار است. پس شهروندی نه تنها به معنای سکونت در یک شهر به مدت مشخص که به معنای مجموعه ای از آگاهی های حقوقی، فردی و اجتماعی است [فتحی واجارگاه و واحد جوکده، ۱۳۹۳].یکی از مهمترین شهروندانی که بایستی به تبیین حق و
حقوق آنان در جامعه پرداخته شود کودکان و اطفال و نوجوانان هستند به جهت اینکه از صغر سن برخوردارند بیشتر در معرض تضییع حق و حقوقاتشان قرار می گیرند در قوانین و مقررات موضوعه در ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب مقنن تمام تلاش خود را بر آن معطوف داشته تا بتوانند با وضع قوانین مجزا و موثر از سوء رفتار یا ارتکاب جرم علیه کودکان جلوگیری نماید و در سیاست جنایی تقنینی ایران کودکان حایز اهمیت هستند و تمامی قوانین و مقررات موضوع قانون اساسی ،قوانین برنامه پنج ساله و سایر قوانین عادی در جهت حمایت از
حقوق کودکان وضع شده است تا مطابق مفاد کنوانسیون کودک از کودکان حمایت های قانونی به عمل آید