سرمایه فرهنگی، به عنوان عاملی قدرتمند در تعیین روابط اجتماعی، در سال های اخیر توجه بسیاری از اندیشمندان و جامعه شناسان را به خود جلب نموده است.
سرمایه فرهنگی بدون کوشش شخصی کسب و به ارث برده نمیشود. کسب
سرمایه فرهنگی کار طولانی، مداوم و پیگیر، یادگیری و فرهنگپذیری را میطلبد. کسب
سرمایه فرهنگی زمان میخواهد و به امکانات مالی و مادی نیاز دارد. همچنین
سرمایه فرهنگی برخاسته از سه منشأ گوناگون است که عبارتند از: پرورش خانوادگی، اجتماعی و طبقاتی، آموزشهای رسمی و مهارت های کسب شده از طریق آن، و فرهنگ شغلی. جامعه می تواند با گسترش آموزشهای رسمی و مهارت آموزی به اعضای جامعه خود از طریق متولیان و نهادهای فرهنگی از جمله موسسات فرهنگی و هنری کشور در زمینه انباشت
سرمایه فرهنگی و موفقیت افراد گام بردارد.در کنار اجرای این برنامه های هماهنگ در سطح کشور، موسسات باید خلاهای موجود را پر کنند و به دو امر توجه بیشتر نمایند: توجه موسسات فرهنگی و هنری به ارزش های محلی و ملی در برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی. توجه به نیازهای معنوی افراد جامعه از طریق برنامه ریزی های خرد و کلان.با توجه به تفاوت های فرهنگی که از نظر قومی و نژادی و بافت فکری و فرهنگی مردم در شهرهای کوچک و بزرگ کشور دیده می شود، ضروری است موسسات فرهنگی و هنری با شناسانی نیازمندی های فرهنگی مردم منطقه خود از طریق نیاز سنجی و مخاطب شناسی، بتوانند با ابزارها و شیوه های خلاقانه ای به دغدغه ها و مشکلات فرهنگی آن مناطق پاسخ دهند و دوشادوش نهادهای دولتی در مناطق خود گام مثبتی بردارند. لذا پس از شناسائی سرمایه های با ارزش فرهنگی و معنوی در این مناطق می توانند با روش های بومی سازی نسبت به تقویت این سرمایه های با ارزش معنوی از طریق نمایشگاه، همایش ها، جلسات، شیوه ها و ابزارهای هنری و ... نسبت به ارتقاء این سرمایه ها اقدام نمایند.