مساجد مظهر کاملترین ساختمان و الگوی ساختمان سازی در همه زمان ها بوده اند و هر عصر حداکثر توان فناوری زمان رادرخدمت ایجاد زیباسازی و جلوه ظاهری و آسایش محیطی برای روح و جسم مخاطبان گذارده است .با این حال اولویتبندی سطح پاسخگویی به این نیاز ها در همه زمانها یکسان نیست و در برخی موارد یکی اصل و دیگری در حاشیه قرار گرفته است .اگرچه در دهه های اخیر با رونق تاسیسات مکانیکی این رقابت حذف شده ولی ثمره آن ظهور مساجد عظیم وغیراصولی و ضرورت صرف انرژی زیاد برای تامین آسایش محیطی بوده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و در قالبمطالعه ای تاریخ پژوهانه به دنبال پاسخ به این پرسش است که در رقابت مولفه های
زیبایی شناسی و
اکولوژی در ادوار معماری
مسجد در هر دوره کدامیک اولویت داشته ودر کدام دوره این اولویت بندی از منطق بیشتری برخوردار است ؟ براساس یافته ها این سیر از اولویت های منطقی اقلیمی به سمت اولویت
زیبایی شناسی در دوره آذری پیش رفت در حالیکه به نظر می رسد در دوره صفویه تا حدودی تعادل بیشتر در این اولویت ها ایجاد شد از آنجا که زیبایی بیشتر منشا فرهنگی دارد و با توجه به هزینه های زیاد آن در دوره های اقتدار حکومتی افراط های زیباگرایانه بیشتر رخ می دهد . در حالیکهآسایش اقلیمی نیاز منطقی تری است و جزء ضروریات همیشگی است . این تحقیق رویکرد های اعتدالی و پرهیز از زیبایی گرایی های بی اعتنا به اقلیم را توصیه می نماید