امروز در تجزیه و تحلیل رفتار سازمانها، پرداختن به اخلاق و ارزش های اخلاقی یکی از الزامات است. نماد بیرونی سازمانها را رفتارهای اخلاقی آنها تشکیل می دهد که خود حاصل جمع ارزش های گوناگون اخلاقی است که در آن سازمانها، ظهور و بروز یافته است. عده ای از دانشمندان مدیریت بر مبنای نظریه روان شناختی کولبرگ در صدد ارایه نظریه ای در تفسیر تحول اخلاقی سازمانها برآمدند. از نظر آنها سازمان به موازات توسعه و تحول سازمانی غالباً از بنگاههای کوچک به سازمانهای بزرگ از جهت اخلاقی نیز تکامل می یابند و به تدریج از سازمان غیراخلاقی به سازمان اخلاقی می رسند. پنج مرحله برای این فرایند توسط صاحب نظران پیشنهاد شده است. مرحله اول، سازمان غیراخلاقی، مرحله دوم سازمان قانون گرا، مرحله سوم، سازمان اخلاقی ابزار انگار، مرحله چهارم سازمان اخلاق فردگرا، مرحله پنجم سازمان هویت اخلاقی. در شرایط کنونی رعایت نشدن برخی معیارهای اخلاقی، نگرانی های زیادی را در بخش های دولتی و غیردولتی به وجود آورده است. سقوط معیارهای رفتاری در هر دو بخش دولتی و غیردولتی، پژوهشگران را واداشته تا در جستجوی مبناهای نظری در این رابطه بوده تا بتوانند مسیر مناسب اجرایی آن را فراهم سازند. این پژوهش، درصدد است تا بر اساس مدل دایره اخلاق مهمترین مولفه های اثرگذار در این زمینه را شناسایی نماید چرا که از عمده ترین دغدغه های مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب برای عوامل انسانی شاغل در تمام حرفه ها است تا آنها با حس مسئولیت و تعهد کامل به مسایل در جامعه و حرفه خود به کار بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفه خود را رعایت کنند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان می باشد تا در گام های بعدی بر روی این عوامل مداقه لازم صورت پذیرد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و توسعه ای بوده و از نظر روش و شیوه از نوع توصیفی و تحلیلی می باشد. هدف این مقاله تبیین مولفه های مهم اخلاقی در تئوری های اخلاق سازمانی بر اساس مدل دایره اخلاق و اولویت بندی شاخصهای آن بر اساس ویژگی های فرهنگی جامعه می باشد.