برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی است که اکثر شرکتهای موفق و صاحب نام دنیا از آن برای هدایت و پیشبرد برنامه ها و فعالیتهای خود با افق دید بلندمدت و در جهت دستیابی به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی بهره میگیرند. برنامهریزی استراتژیک با بررسی محیط خارجی و داخل سازمان، فرصتها و تهدیدهای محیطی و قوت ها و ضعف های داخلی را شناسایی میکند و با در نظر داشتن ماموریت سازمان، اهداف بلندمدت برای سازمان تنظیم میکند و برای دستیابی به این اهداف، از بین گزینههای استراتژیک اقدام به انتخاب
استراتژی هایی میکند که با تکیه بر قوتها و با بهرهگیری از فرصتها، ضعفها را از بین برده و از تهدیدها پرهیز کند تا در صورت اجرای صحیح، باعث موفقیت سازمان در میدان رقابت شود. با توجه به افزایش کمیت و اهمیت شرکتهای کوچک در فعالیتهای اقتصادی دنیا و نیاز آنها به بهرهمندی از برنامهریزی استراتژیک جهت موفقیت در دنیای رقابتی، در این مقاله بعد از اشاره به مفهوم برنامهریزی استراتژیک، تعریف سازمانهای بزرگ و کوچک، معرفی برخی از مدلهای مهم برنامهریزی استراتژیک، این مدلها به صورت تطبیقی با هم مورد مقایسه قرار خواهندگرفت تا از نتیجه این مقایسه مدلی مفهومی از برنامه استراتژیک برای این سازمانهای کوچک ارائه شده و در راستای دستیابی به اهداف و کامیابی روزافزون از این نوع برنامهریزی بهرمند شوند. با توجه به اینکه مانند هر سازمان دیگری با رقابت شدیدی مواجهند و همواره به پیروزی میاندیشند و نیازمند بهرهگیری از
برنامه ریزی استراتژیک هستند و با توجه به نقش و اهمیتی که سازمانهای کوچک در فعالیتهای اقتصادی و بازارهای جهانی پیدا کرده اند. بر این اساس، مقاله حاضر در نظر دارد تا برخی از مدلهای مهم برنامهریزی استراتژیک سازمانهای بزرگ و کوچک را به صورت تطبیقی مقایسه کرده و مدلی مفهومی از این نوع برنامهریزی را برای سازمانهای کوچک توسعه دهد تا مورد استفاده آنها قرار گیرد.