این مقاله حاصل پژوهشی است که در مقوله
فرم و
فضا به بحث و چالش می پردازد. آفرینش
معماری همواره با دومقوله اساسی سر و کار داشته است؛
فرم و فضا. این دومقوله که به ترتیب جنبیه های صوری و معنایی
معماری را تشکیل می دهند.
فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش
معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که برای معمار می توان قائل شد. آفرینش
فرم است. جرا که معمار بایستی در این مرحله با به کارگرفتن ماده، زیبایی بیافریند، یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظرفیت ترین معناها بکارگیرد. افرینش
فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در آفرینش
فضا آنچه را می خواهد بگوید، با استفاده از
فرم ابزار می کند.
فرم چه در موسیقی جه در
معماری و جه در شعر، بعدهای ذهنی را می نماید و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفاده کنند و مخاطب است. عناصر
فرم و
فضا همراه یکدیگر واقعیت
معماری را تشکیل می دهند. وقتی
فضا توسط عناصر تشکیل دهنده
فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می کند،
معماری بوجود می آید. مسئله اصلی معماری، «فرم و فضا» و «زندگی» و چگونگی ایجاد ارتباط بین این دو است. گمگشتگی مفوم
فضا در
معماری و متعاقب آن، گمگشتگی این مفهوم در آموزش معماری، دلیل و خاستگاه پیدایش مسئله در ذهن، برای پرداختن به این تحقیق گردید. در این باره پرسش های زیر جهت روشن تر شدن مسئله مطرح می گردد: تعریف و مفهوم
فرم و
فضا چیست؟ خلق
فضا و
فرم چگونه به وقوع می پیوندد؟ روش تحقیق در این مقاله به صورت مطالعات توصیفی و تحلیلی است و از چند بخش عمده تشکیل شده است. ابتدا به معرفی مفهوم فرم،
فضا ، سپس ویژگی های بین این دو مورد بررسی قرار می گیرد.